داستان تصویری کودکانه کوتاه پری باغچه
قصه کودکانه تصویری پری باغچه پشت باغچه ی خونه ی ما، اون پایین پایین، یه پری خیلی زیبا زندگی میکنه! من اونو یک روز که حسابی حوصله ام سر رفت بود و نمیخواستم توی خونه بمونم، کشف کردم! من از پنجره بیرون رو نگاه کردم! من دیدم که اشعه های خورشید از توی آسمون آبی سر خوردن و به چمن ها تابیدن! و پشه ها و پروانه های کوچولو رو دیدم که توی نور خورشید، بین گل های رز می رقصیدن! آسمون آبی آبی بود و چند تا تکه ابر پنبه ای بالای سقف خونه توی آسمون لم داده بودن! گربه ی قهوه ای من که اسمش طلاییه، روی یک شاخه ی درخت استراحت میکرد و گنجشک ها رو نگاه میکرد! به نظر میومد بیرون از خونه توی باغچه خیلی باحال تر از توی خونه باشه! برای همین من کتابمو گذاشتم توی اتاقم و سریع دویدم از خونه بیرون! اون قدر سریع و تند توی باغچه دویدم که یادم رفت کفش هام رو بپوشم! توی باغچه، چند لحظه توی نور خوب خورشید ایستا...
ادامه مطلب