
کارل اریک فیشر، گاردین — روی تخت دراز کشیدهام که سروصداها بلند میشود. در راهرو سرک میکشم و میبینم که تازهوارد با رویز جروبحث میکند. تلفنی آهنی، از همانهایی که در گوشۀ خیابانها پیدا میشود، درست جلوی در گذاشته شده است. رویز، پیرمرد مهربانی که لغزشهای مکرر و بازگشت به مصرف مواد و بستریشدن روحیهاش را تضعیف و شانههایش را خم کرده، میخواهد با خانوادهاش صحبت کند، ولی تازهوارد از چند ساعت پیش ک...
ادامه مطلب