قصه کارتونی فیل و مورچه
4.1/5 - (46 امتیاز) برای شنیدن قصه اندکی صبر کنید و بعد از بارگذاری پلیر روی دکمه پلی کلیک کنید افزودن به علاقه مندی ها این داستان فیل و مورچست. روزی روزگاری فیلی بزرگی تو یه جنگل زندگی میکرد که خیلی به هیکلش می بالید. همیشه حیوون های دیگه رو آزار میداد و مسخرشون میکرد. یروز همینطور که داشت توی جنگل قدم میزد، طوطی رو دید که روی یه درخت نشسته بود. فیل: “ها ها ها…هی تو! اونجا چیکار میکنی؟ مگه نمیبینی من دارم رد میشم؟ من قوی ترین حیوون جنگلم. زود باش! زود باش تعظیم کن!” طوطی: “چی؟ چرا تعظیم کنم؟” فیل: “چی گفتی؟ ببینم تو انگار نمیدونی با کی حرف میزنی؟ حالا بهت یاد میدم چجوری بهم احترام بذاری!” اما طوطی به فیل تعظیم نکرد. فیل که از کوره در رفته بود، درخت رو گرفت و شروع کرد به تکون دادنش. پرنده که دیگه نمی تونست روی درخت بشینه پرواز کرد و رفت. فیل: “ها ها ها برو پرواز کن! حالا دیدی میتون...
ادامه مطلب