مرجع آموزش پیامک هوشمند، سامانه پیامکی، ارسال پیامک تبلیغاتی و راهکارهای بازاریابی پیامکی برای رشد کسبوکارها.
نام:احسان
نام خانوادگی:خواجه امیری
تاریخ تولد:7 آبان 1363
محل تولد:تهران
پیشه:خواننده، آهنگساز، تنظیمکننده
سبک :پاپ
تحصیلات:فارغ التحصیل مهندسی کامپیوتر
احسان خواجه امیری ۷ آبان ۱۳۶۳ در تهران به دنیا آمد. آشنایی او با موسیقی از سالهای ابتدایی زندگی شکل گرفت و از حدود پنجسالگی آموزش موسیقی را آغاز کرد. در ادامه نوازندگی سنتور و ویولن را تجربه کرد و پیانو را نیز نزد خواهرش الیکا آموخت؛ آموزشهایی که خیلی زود استعداد او را در این مسیر آشکار کردند.
پدر احسان، حسین خواجهامیری مشهور به ایرج، از چهرههای برجسته آواز ایرانی بود. البته سابقه خوانندگی در خاندان خواجهامیری تنها به ایرج ختم نمیشود و بر پایه روایتهای منتشرشده درباره این خانواده، ریشه آوازخوانی در میان نیاکان احسان به چند نسل و تا پنج نسل پیش از او بازمیگردد. پدربزرگ ایرج، حاج ملا میرزا، از خوانندگان دوره ناصرالدینشاه بود و نعمتالله خواجهامیری، پدر ایرج، نیز با ردیفهای موسیقی ایرانی آشنایی داشت. به این ترتیب، احسان ادامهدهنده سنتی خانوادگی است که موسیقی و آواز برای چند نسل در آن حضور داشته است.
با وجود چنین پیشینهای، احسان سبک پدرش را عیناً دنبال نکرد و بهتدریج هویت مستقل خود را در موسیقی پاپ شکل داد.
پدر احسان، حسین خواجهامیری مشهور به ایرج، از چهرههای برجسته آواز ایرانی بود. ایرج که متولد 11 دی 1311 بود، 21 مرداد 1405 در سن 93 سالگی درگذشت.
مادر احسان فرزانه عمیمینژاد، همسر دوم ایرج خواجهامیری است.
الیکا خواجه امیری خواهر تنی احسان است و خود نیز در حوزه موسیقی فعالیت دارد. او در سالهای کودکی برادرش، بخشی از آموزش پیانو را بر عهده داشت و از نخستین افرادی بود که در یادگیری موسیقی احسان نقش داشت.
احسان سه خواهر و برادر پدری دیگر به نامهای همایون، هومن و هاله خواجهامیری دارد که فرزندان ایرج از ازدواج نخست او هستند. در میان فرزندان خانواده خواجهامیری، احسان و الیکا بیش از دیگران مسیر حرفهای موسیقی را دنبال کردهاند.
احسان خواجهامیری در کنار فعالیتهای موسیقایی، تحصیلات دانشگاهی خود را نیز ادامه داد و فارغالتحصیل رشته مهندسی کامپیوتر از دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران جنوب است. با این حال، علاقهای که از کودکی به موسیقی داشت در نهایت مسیر حرفهای او را مشخص کرد و فعالیت اصلیاش به خوانندگی، آهنگسازی و تولید موسیقی اختصاص یافت.
لیلا ربانی همسر احسان خواجهامیری است. آشنایی این زوج به سال ۱۳۸۳ برمیگردد و پس از حدود پنج سال آشنایی، در سال ۱۳۸۸ با یکدیگر ازدواج کردند. لیلا ربانی درباره آغاز رابطه و شایعاتی که پیرامون ازدواجشان مطرح شده بود، گفته است:
«شایعه راجع به ازدواج ما واقعا زیاد بود. ما خیلی اتفاقی در سال ۸۳ با هم آشنا شدیم و بعد از ۵ سال آشنایی، ازدواج کردیم. خب ازدواج برای ما ترسناک بود؛ چون هر دوی ما سن و سال کمی داشتیم. روز عقد هر دو بهتزده بودیم و باورمان نمیشد.»
احسان خواجهامیری نیز درباره انتخاب همسرش گفته است:«من برای ازدواج با لیلا همه کلیات و شرح را با هم در نظر گرفتم.» این گفته در کنار دوره نسبتاً طولانی آشنایی آنها حاکی از آن است تصمیمشان برای ازدواج پس از چند سال شناخت شکل گرفته است.
لیلا ربانی متولد تیرماه است و احسان در توصیف برخی مشخصههای شخصیتی او با اشاره به متولدین این ماه گفته است:
«خیلی کم پیش میآید تیرماهیها بخواهند با کسی دعوا کنند.»
او علاوه بر این از علاقه همسرش به نگهداری وسایل قدیمی صحبت کرده و گفته است:
«لیلا وسایلی را از دوران کودکیاش نگه داشته که پدر و مادرش هم باورشان نمیشود هنوز آن وسایل را دارد.»
حاصل ازدواج احسان خواجهامیری و لیلا ربانی، پسری به نام ارشان خواجهامیری است که ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۳، همزمان با روز پدر به دنیا آمد. احسان همان روز با انتشار تصویری در صفحه شخصی خود، تولد پسرش را به هوادارانش خبر داد.
ارشان از کودکی در نگارهها و فیلمهای خانوادگی احسان حضور داشته و این خواننده در مقاطع مختلف لحظاتی از رابطه پدر و پسریشان را با مخاطبانش به اشتراک گذاشته است.
احسان خواجهامیری پیش از آنکه بهعنوان خواننده شناخته شود، فعالیت خود را با آهنگسازی آغاز کرد. او در ۱۲ سالگی برای یک برنامه کودک موسیقی ساخت و پس از آن با ساخت قطعات بیکلام برای مجموعههای مستند، تجربه بیشتری در این زمینه به دست آورد. آهنگسازی آلبوم «خاطرات زندگی» برای پدرش ایرج نیز از نخستین فعالیتهای جدی او بود.
در آن سالها تمرکز احسان بیشتر بر آهنگسازی قرار داشت و هنوز خوانندگی را بهعنوان مسیر اصلی حرفهای خود انتخاب نکرده بود؛ مسیری که چند سال بعد با انتشار نخستین آثارش تغییر کرد.
احسان در حدود ۱۷ سالگی با انتشار آلبوم «من و بابا» در سال ۱۳۸۰ نخستین تجربه جدی خود را در خوانندگی پشت سر گذاشت. این اثر با حضور ایرج در دسترس قرار گرفت و برای نخستین بار صدای پدر و پسر را در قالب یک آلبوم در کنار یکدیگر قرار داد.
«من و بابا» نقطه شروع کار خوانندگی احسان بود، اما شهرت مستقل او چند سال بعد شکل گرفت؛ زمانی که حضورش در موسیقی تلویزیون، صدای او را به طیف گستردهتری از مخاطبان معرفی کرد.
یکی از مهمترین اتفاقهای ابتدای مسیر حرفهای احسان، خواندن ترانه «هر چی آرزوی خوبه مال تو» برای سریال «غریبانه» در سال ۱۳۸۳ بود. افشین یداللهی او را برای خوانندگی این مجموعه به قاسم جعفری معرفی کرد و استقبال مخاطبان از این قطعه، نام خواجهامیری را بیش از گذشته مطرح کرد.
پس از آن، تیتراژ سریال «برای آخرین بار» نیز با صدای او شنیده شد. در سال ۱۳۸۴ آلبوم «برای اولین بار» را منتشر کرد و نخستین کنسرت خود را در کیش روی صحنه برد. از این مقطع به بعد، احسان دیگر تنها بهعنوان فرزند ایرج شناخته نمیشد و بهتدریج جایگاه مستقلی در موسیقی پاپ ایران پیدا کرد.
سال ۱۳۸۶ یکی از مهمترین سالهای کارنامه احسان خواجهامیری بود. او ساخت موسیقی و خوانندگی سریال «میوه ممنوعه» به کارگردانی حسن فتحی را بر عهده گرفت و قطعه «میشه خدا رو حس کرد» با ترانه افشین یداللهی به یکی از ماندگارترین تیتراژهای او تبدیل شد.
استقبال گسترده از موسیقی «میوه ممنوعه» دامنه مخاطبان احسان را رشد داد و خودش نیز بعدها از این اثر بهعنوان یکی از بهترین تجربههایش در زمینه تیتراژ یاد کرد.
همزمان با موفقیت «میوه ممنوعه»، آلبوم «سلام آخر» در سال ۱۳۸۶ ارائه شد و نقش مهمی در تثبیت جایگاه احسان خواجهامیری در موسیقی پاپ داشت. قطعه «سلام آخر» با فضای عاطفی و اجرای احساسی او، خیلی زود به یکی از شناختهشدهترین آثارش تبدیل شد.
سلام آخر همچنان یکی از جستوجوهای پرتکرار درباره آثار این خواننده است. این قطعه به دلیل مضمون و بخش «خداحافظ» آن، با عبارت احسان خواجه امیری خداحافظ نیز جستوجو میشود و هر دو عنوان به همان اثر معروف «سلام آخر» اشاره دارند.
تیتراژهای تلویزیونی سهم قابل توجهی در محبوبیت احسان خواجهامیری داشتهاند. پس از «غریبانه»، «برای آخرین بار» و «میوه ممنوعه»، صدای او در مجموعههایی مانند «مثل هیچکس»، «در مسیر زایندهرود»، «نابرده رنج»، «مادرانه»، «آوای باران» و «آنام» نیز شنیده شد.
«نابرده رنج» از قطعات پرطرفدار این دوره است و همکاری او با حسن فتحی در «در مسیر زایندهرود» نیز یکی دیگر از تجربههای شاخصش در موسیقی تلویزیون محسوب میشود. احسان در سال ۱۳۹۴ قطعه «بغض» را نیز برای تیتراژ خاتمهی برنامه «ماه عسل» اجرا کرد؛ اثری که با استقبال زیادی از سوی مخاطبان روبهرو شد.
پس از موفقیت «سلام آخر»، انتشار منظم آلبومها بخش مهمی از فعالیت حرفهای احسان شد. «فصل تازه» در سال ۱۳۸۷، «یه خاطره از زمان آینده» در سال ۱۳۸۹ و «عاشقانهها» در سال ۱۳۹۱ از آثار او در این دوره بودند.
آلبوم «عاشقانهها» نیز با استقبال مخاطبان همراه شد و پس از آن «پاییز، تنهایی» در سال ۱۳۹۳ ارائه شد. این آثار به مرور سبک احساسی و عاشقانهای را که به یکی از خصوصیتهای موسیقی احسان خواجهامیری تبدیل شده بود، پررنگتر کردند.
آلبوم «سی سالگی» در سال ۱۳۹۵ انتشار یافت؛ زمانی که احسان خواجهامیری دیگر بیش از یک دهه تجربه حرفهای در موسیقی داشت و به سبک مشخصی در خوانندگی رسیده بود.
سی سالگی از آثار مهم دوره میانی فعالیت این خواننده به شمار میرود و انتشار این مجموعه بار دیگر با استقبال طرفداران او همراه شد. فضای عاطفی قطعات و ادامه همکاری با ترانهسرایان و آهنگسازان شناختهشده، «سی سالگی» را به یکی از آلبومهای قابل توجه کارنامه او تبدیل کرد.
احسان خواجهامیری در سال ۱۳۹۳ قطعه «دروازههای دنیا» را برای حضور تیم ملی فوتبال ایران در جام جهانی ۲۰۱۴ برزیل اجرا کرد. ترانه این اثر را روزبه بمانی سرود و بهروز صفاریان در تنظیم آن حضور داشت.
«دروازههای دنیا» از این جهت در کارنامه او متفاوت بود که برخلاف بخش بزرگی از آثار عاشقانه و احساسیاش، برای یک رویداد ملی و ورزشی ساخته و در دسترس قرار گرفت.
کارنامه احسان خواجهامیری مجموعه بزرگی از قطعات عاشقانه، تیتراژهای تلویزیونی و آثار مستقل را شامل میشود، اما آهنگهایی مانند «هر چی آرزوی خوبه»، «برای آخرین بار»، «میوه ممنوعه»، «سلام آخر»، «نابرده رنج»، «در مسیر زایندهرود»، «بغض»، «این حقم نیست»، «سی سالگی»، «شهر دیوونه» و «وقتی میخندی» بیش از بسیاری از آثار دیگر او میان مخاطبان شناخته شدهاند.
احسان خواجهامیری از محمد اصفهانی بهعنوان یکی از مهمترین الگوهای خود در مسیر خوانندگی یاد کرده است. جالب اینکه توجه او تنها به جنس صدا یا شیوه اجرای اصفهانی محدود نبوده و رفتار حرفهای، انتخاب آثار و نحوه حضور این خواننده در فضای موسیقی نیز برایش اهمیت داشته است.
احسان خواجهامیری درباره تأثیر محمد اصفهانی بر مسیر هنری خود گفته است:
«خیلی از حرکاتی که زمانی محمد اصفهانی انجام میداد الگو قرار میدادم. به نظرم کارهای او در شأن یک هنرمند واقعی است. آقای اصفهانی پیش از من خواننده بودند. دکتر همیشه یک سبک شعر را ادامه داد، در تلویزیون پلیبک نمیخواند و هر کاری را قبول نمیکرد. در نهایت هم اعتقاداتشان را دنبال میکردند. من پرستیژ او را الگوی کارم قرار دادم.»
برچسب:
نویسنده: محمد جواد عظیم