مرجع آموزش پیامک هوشمند، سامانه پیامکی، ارسال پیامک تبلیغاتی و راهکارهای بازاریابی پیامکی برای رشد کسبوکارها.
دنبال کنیدNazanin Bagheriخواندن ۱۸ دقیقه·۷ ساعت پیش۵. چرا رابطهی دوستانهی عاطفی بین زن و مرد ممکن نیست؟نقد یک دیدگاه.
تفاوت انسان با حیوان را میتوان در یک جمله این چنین بیان کرد: انسان در رویارویی با پدیدهها ابتدا آنها را میسنجد و سپس عمل میکند؛ در حالی که حیوان این چنین نیست. در واقع، حیوان لحظهی کنونی را در نظر میگیرد؛ در حالی که انسان آیندهنگر است. همانگونه که پیش از این بیان شد، برخی افراد، فایدههای رابطه بین دو جنس مخالف را به دست آوردن شناخت برای ازدواج و سرگرم شدن میدانند. با توجه به دلیلهایی که بیان خواهم کرد، برقراری رابطه به منظور شناخت طرف مقابل برای ازدواج و از سوی دیگر سرگرمی رد میشود.
بسیار شنیده میشود که افراد میگویند، میخواهم با فلان فرد خاص ارتباط داشته باشم تا او را بشناسم و در صورت خوب بودنش، با او ازدواج کنم؛ در حالی که در این نوع رابطه، به دلیل دلدادگی افراد به یکدیگر، تصمیم گیریها به صورت احساسی است، نه منطقی و بر پایه فکر. برقراری رابطه برای به دست آوردن این نوع شناخت در ازدواجهای دانشجویی بسیار دیده میشود که حاصلی آن، طلاقهای فراوان است.
در جامعهی کنونی گروهی از افراد میگویند، میخواهم با طیفی از پسران ارتباط داشته باشم تا شناخت نوعی نسبت به این جنس به دست آورم؛ یعنی بفهمم که پسران چگونه هستند، چه مشخصههایی دارند و پیش از ازدواج، با این جنس آشنا شوم. این افراد این نوع شناخت را لازمهی ازدواج میدانند و حاصل را وابسته به تجربهی حاصل از این روش میدانند.
این در حالی است که کتابهای گوناگون و فراوانی با محور شناسایی رفتارها و خصوصیتهای مردان و زنان نوشته شده است و میتوان از آنها به عنوان منابع مطالعاتی استفاده کرد.
حال، این پرسش مطرح میشود که آسیبهای این نوع شناخت چیست؟
پرسشی که مطرح میشود این است که با چند نفر باید ارتباط داشته باشیم تا به این نوع شناخت دست یابیم؟ استعداد و ظرفیت ارتباطی هر فردی محدود است و با توجه به این استعداد و ظرفیت ارتباطی، میتوان با ۵۰ نفر رابطه برقرار کرد. اما اگر بخواهیم مشخصه و کمیتی را به لحاظ نوعی و از دیدگاه روانشناسی مرور کنیم، دست کم به ۳۰۰ تا ۵۰۰ نفر به عنوان جامعهی آماری نیاز داریم. بنابراین، زمانی طولانی نیاز است که فرد بتواند با این تعداد رابطه برقرار کند و آنها را بشناسد.
فردی که با ۱۰ یا ۵۰ نفر در ارتباط بوده است و میگوید که توانسته است به شناخت نوعی جنس مخالف دست یابد، در اشتباه است؛ زیر او باید دست کم با ۳۰۰ نفر با روشهای علمی خاص ارتباط داشته باشد، نه ارتباطی احساسی و عاطفی یا ارتباطی، بدون داشتن آگاهیهای لازم برای ارزیابی شخصیتی افراد. علاوه بر این، آیا فردی که ادعای برقراری ارتباط به منظور شناخت قابلیتهای جنس مخالف را میکند، خودش از چارچوبها و اصول روانشناسی و انسانشناسی آگاه است؟
کسانی که ایجاد رابطه را لازمهی به دست آوردن شناخت میدانند، حتی نمیتوانند تعدادی از کارشناسان علم روانشناسی را معرفی کنند. این افراد باید پس از ایجاد رابطه با دست کم ۳۰۰ نفر، بر پایه دادههای علمی و روانشناسی به تحلیل و شناخت نوع جنس مخالف بپردازند. در واقع در این روش نخست. احساس عاطفه در شناخت وارد میشود و سپس دلدادگی و برقراری رابطهی عاطفی و طبیعتاً منطق در آن جایی ندارد. از این رو، یکی از راهکارهای درست به دست آوردن این نوع شناخت، مطالعهی منابع معتبر یا تحلیل رفتارها و قابلیتهای جنس مخالف در ارتباط با اعضای خانواده است تا بتوان تمامی مشخصههای جنس مخالف را شناخت.
در ازدواجهای دانشجویی طلاق بسیار زیاد است؛ به دلیل اینکه شناخت در دوران دانشجویی، بیشتر احساسی است، نه عقلانی. مثلاً مسئولان دانشگاه شهید بهشتی آمار دادهاند، ۸۶ درصد ازدواجهایی که مطابق رابطهی قبلی انجام شده، به طلاق منجر شده است. پرسش این است که چرا تعداد طلاق در جامعهی دانشجویی که جامعهی تحصیل کرده و متفکر است و دختر و پسر، پیش از ازدواج با هم ارتباط داشتهاند، زیاد است؟ پاسخ این است که گرچه در ازدواجهای دانشجویی دو طرف، پیش از ازدواج هم را دیدهاند و با هم ارتباطهایی داشتهاند، به دلیل فضای هیجانی و احساسی و عاطفی حاکم بر این ارتباطها، معمولاً از ضرورت شناخت یکدیگر غافل بودهاند و بعد از وارد شدن به زندگی مشترک، دچار مشکل شدند.
زمانی شناخت درست و دقیق به دست میآید که طرف مقابل هم، صادقانه برخورد کند. در واقع، در روابط بین دوجنس، همیشه رفتارهای طرف مقابل صادقانه نیست و روشی ثابت نیز برای اثبات صداقت در رابطه وجود ندارد. از سوی دیگر، اگر یکی از دو طرف در حین رابطه و در برآیندی شناختی که به دست آورده است، به این برآیند برسد که طرف مقابل برای ازدواج مناسب نیست؛ ولی طرف مقابل به او دلداده و وابسته شده باشد، خروجی چه میشود؟ در این حالت، فرد به دروغ، به طرف مقابل ابراز تمایل میکند و به ازدواج تحمیلی تن میدهد و چنین ازدواجی پیامدهای مربوط به خود را به همراه خواهد داشت.
در این رابطه زمانی که فرد با مثلاً ۱۰ یا ۵۰ نفر ارتباط برقرار میکند، به دلیل غالب بودن فضای عاطفی و احساسی و در حاصلی رد و بدل شدن پیامهای احساسی بین دوجنس مخالف، در فرد حس تنوعطلبی ایجاد میشود. تنوعطلبی باعث میشود، عزت و شادی در فرد از بین برود. در نسل قدیم، چون در انتخابها تنوع زیادی وجود نداشت؛ در خروجی آنان با همان انتخابهای موجود و بسیار محدودشان، غرق در شادی و هیجان میشدند. فردی که به منظور به دست آوردن شناخت، آغاز به برقراری ارتباطهای متعدد میکند، در او تنوعطلبی ایجاد میشود؛ یعنی فرد عادت میکند که همزمان با چند نفر، ارتباطهای عاطفی و احساسی را تجربه کند. زمانی فرد به آسیبهای چنین رابطههایی پی میبرد که بعد از سپری کردن ارتباطهای متعدد، با شخص دیگری ازدواج میکند و وارد زندگی مشترک میشود. به طور مثال، همسر او فردی با اخلاقها و رفتارهای منحصر به فرد است، حالا چون فرد دچار تنوعطلبی شده است، در زندگی با همسرش احساس یکنواختی میکند و دوست دارد که با افراد دیگری نیز ارتباط داشته باشد و از تنوع روابط بهرهمند شود. او رفتارها و برخوردهای همسرش را با رفتارهایی مقایسه میکند که در ارتباطهای پیش از ازدواج با افراد گوناگون تجربه کرده است. از سوی دیگر، به چنین فردی حس تکراری بودن دست میدهد و خواستار ایجاد رابطهای مخفی با فرد دیگری به غیر از همسرش میشود تا از این راه برای خود نشاط بیافریند.
۱. شناخت فردی مفید نیست؛ زیرا هدف از برقراری این ارتباط ازدواج نیست؛ ۲. شناخت نوعی به کار پژوهشی در سطح وسیع و علاوه بر این تخصص نیاز دارد و به دست آوردن چنین شناختی از طریق چند ارتباط محدود و غیرعلمی منطقی نیست؛ ۳. در اطراف ما محارمی از جنس مخالف هستند که تا حدودی به ما شناخت نوعی میدهد؛ ۴. وقتی میتوان با مطالعه و مشاوره با کارشناسان، خصوصیتهای جنس مخالف را شناخت، نیازی نیست که خود، وارد عمل شویم؛ از این رو افرادی که میگویند، میخواهیم از طریق روابط شناخت به دست آوریم یا نیت بد دارند یا با این مسئله، بسیار سادهانگارانه برخورد کردهاند؛ ۵. احکام، به صورت نوعی صادر میشود و خدای متعال در صادر کردن حکم، مصلحت و مفسده را میسنجد.
جامعهی آماری پژوهشی، ۳۰۰۰ نفر از کسانی بودند که اینگونه ارتباطها را داشتند. در این پژوهش از پسرها پرسیده شد: "حاضرید با کسی ازدواج کنید که پیش از این با او ارتباط داشتهاید؟" حدود ۸۵ تا ۹۰ درصد این پسرها، گفتند: "بههیچوجه."
چرا؟ چون کسانی که به این فضا وارد میشوند، دچار عوارض و آسیبهای روانی و عاطفی میشوند. علاوه بر این، این افراد، بیشتر احساسی هستند تا منطقی. من معتقدم که با نسل بعد، بهتر میشود در این باره حرف زد؛ چون قربانی شدن یکی-دو نسل را به چشم دیدهاند. آنها دیدهاند افرادی که تا تهِ ماجرا رفتند، به کجا رسیدند؛ بنابراین، لازم نیست هزاران دلیل برای توجیهکردنشان بیاوریم. در گذشته وقتی در مدرسهها در این باره حرف میزدم و آسیبها را با دلیل و آمار میگفتم؛ نوجوان و جوان میفهمید که برقراری این گونه رابطهها اشتباه است؛ اما میگفتند که خیلی دلبسته شدهام.
اگر در زمان کنونی نیز با دلیل حرف بزنم، فکر میکنید چند نفر از این افراد میتوانند به این رابطهها پایان کار دهند؟ خیلی کم؛ چون فضا احساسی است، نه منطقی.
در فضای احساسی چگونه میشود کار درست را تشخیص داد.
وقتی کارشناس هم وضعیت آنها را مرور میکند و متوجه میشود که آنها برای زندگی مشترک، اصلاً برای هم مناسب نیستند و ایرادهای این رابطه را برای آنها میگوید، یکی از آن دو میگوید: "خودم هم میدانم که با هم مشکل پیدا میکنیم." وقتی از او پرسیده میشود که چرا میخواهید این رابطه را ادامه دهید؟! جواب میدهد: "به هم وابسته شدهایم، قولهایی دادهایم، قرارهایی گذاشتهایم، اگر با کس دیگری ازدواج کنم، احساس میکنم در حقش خیانت کردهام و ... ."
میبینید که این فرد در فضای تحمیل و اجبار، دارد به این ازدواج تن میدهد؛ ولی اجبار مدرن. فکر کرده است فضای زندگی مثل پیامک بازی است. بعد از ازدواج پیامک و کیبورد و ... به حاشیه میرود. این ازدواج اجباری است. جبرش هم از نوع روانی است.
خیلی از دخترها خواستگارهای خوبی دارند؛ ولی به دلیل رابطه با شخص دیگر، حالا رد میکنند. پسرها در مقایسه با دخترها کمتر آسیب پذیرند؛ چرا که دخترها زودتر دل بسته میشوند. گاهی هم البته برعکس است. بعضی با این توجیه وارد فضای روابط میشوند: "حواسمان هست، قصد بدی نداریم. به چشم خواهربرادری به یکدیگر نگاه میکنیم. روابطمان پاک است. قبول داریم که خیلیها از طریق برقراری ارتباط در فضاهای مجازی به دهها گناه اولیه مبتلا میشوند؛ ولی ما با بقیه تفاوت داریم و خودمان را حفظ میکنیم."
در جواب این افراد باید گفت که خدا حکم را به صورت نوعی میگوید. نمیگوید چنگیز نه، احمد آری؛ به طور کلی میگوید که این کار ضررش بیشتر است. اشکال اینجاست که برخی فکر میکنند؛ میتوانند خویشتنداری کنند و در کنترل خود از یوسف و موسی تواناترند. در حالی که حضرت موسی نه تنها جلوتر از دختران حضرت شعیب راه نمیرفت، بلکه برای اینکه نیازی به حرف زدن هم نباشد، دختران با انداختن سنگریز مسیر را به او نشان میدادند. علاوه بر این، حضرت یوسف به زلیخا گفت: "ان النفس لامارة بالسوء الا ما رحم ربی ان ربی غفور رحیم"؛ بیشک، نفس به بدی امر میکند، مگر کسی را که خدا رحم کند؛ زیرا پروردگار من آمرزنده و مهربان است. رفتار عاقلانه این است که به خاطر خدا تمکین کنیم و حرفش را گوش کنیم و در این صورت، نه تنها ضرر نمیکنیم، بلکه پاداش هم میگیریم.
این روایت جای تامل دارد: "کسی که عاشق شود؛ اما کتمان کند و عفت بورزد و تن به رابطه ندهد، وقتی بمیرد، شهید مرده است."
ویل دورانت: فسادِ بعد از ازدواج، بیشتر محصول عادتهای قبل از ازدواج است، میل به تنوعطلبی گرچه از همان آغاز در بشر بوده اما در روز جاریه به سبب تعدد تحرکات جنسی در شهرها و تجاری شدن لذت جنسی، ۱۰ برابر گشته است.
و این تبدیل به نوعی بیماری و عادت مذموم، کم شدن آرامش روانی و اضطراب روحی، از بین رفتن کرامت انسانی و تنوعطلبی گشته است.
۲. عدم استفاده از راهنمایی و تجربهی افراد دنیادیدهای که حقیقت زندگی را چشیدهاند به دلیل مخفیکاری که وجود دارد.
۳. عدم وجود تعهد در طرف مقابل و احتمال کنار کشیدن او در هر لحظه.
۴. غیر واقعی بودن اطلاعاتی که در این فضای غیر متعهدانه رد و بدل میشود.
۶. احتمال بروز و ظهور روحیات و خلقیات مخرب از قبیل تنوعطلبی و مقایسه و ... در فرد.
حال اگر کسی بپرسد که چگونه یکدیگر را بشناسیم، باید بگویم که هر زمان خواستید برای ازدواج شناخت به دست آورید، باید ضمانتی برای برقراری ارتباط عرفی و شرعی وجود داشته باشد. ضمانت به چه معناست؟ به این معناست که خانوادهها مطلع باشند و وقتی در این رابطه طرف مقابل را شناختیم، از نظر عاطفی درگیر شدیم، پسندیدیم و احساس کردیم که میتوانیم زندگی مشترک تشکیل دهیم، یک دفعه فرد مقابل نگوید ببخشید، شرمندهام، من لیاقت شما را ندارم و همه چیز پس از مدتی با هم بودن تمام شود.
ضمانت بعدی این است که دو طرف مسئولیتپذیر باشند و به خصوص پسر، توانایی ادارهی زندگی را داشته باشد؛ بنابراین، اگر فرد بدون داشتن قابلیتها، به خانواده برای رفتن به خواستگاری فشار آورد، نشان از شیفتگی و دلبستگی صرف دارد. اینکه میگوییم در رابطه باید تعهد وجود داشته باشد، به این معناست که پسر پیش از اینکه دل بسته شود، باید مسئله را با خانوادهاش در میان گذارد. در این صورت، میتوان به او اطمینان کرد؛ یعنی دیگر نمیتواند دختر را مدتی درگیر کند و بعد بگوید به درد هم نمیخوریم و به راحتی قضیه را رها کند. بنابراین، اگر هر دو خانواده در کنار دختر و پسر حضور داشته باشند، رفتارها و گفتارها متعهدانهتر خواهند بود و هر یک به وظایف خود در برابر هم، بهتر عمل خواهند کرد. بعد از این مرحله جلسهی خواستگاری است که در آن، ۲۰ تا ۳۰ درصد شناخت به دست میآید و بعد جلسههای مشاورهای است که به شناخت افراد از یکدیگر کمک فراوانی میکند. بعد از مدتی، در صورتی که دو طرف، بیش از ۸۰ درصد به حاصل رسیده باشند، برای اطمینان از درستی تصمیم و شناخت بیشتر، میتوان با اجازهی خانوادهها صیغهی محرمیّتی خواند؛ البته ارتباط آنها در این مرحله، در حد صحبت کردن و چند جلسه بیرون رفتن است. بعد از این مراحل است که فرد میتواند برای ازدواج تصمیم بگیرد.
شناخت برای ازدواج مراحل دیگری نیز دارد؛ مانند تحقیقاتی که خانوادهها انجام میدهند و اگر روابطی بین افراد باشد، نمیتوان برای تحقیق قدم گذاشت. شما چند نفر را دیدهاید که برای ایجاد رابطه، تحقیق کنند؟ مثلاً فردی درِ خانهای برود و بگوید: "ببخشید شما فلانی را میشناسید؟ دوستدخترم است، میخواستم راجع به او تحقیق کنم." اصلاً در این فضا نمیشود تحقیق کرد، مگر اینکه فضای ازدواج باشد.
با انجام این مراحل، ترس شما از نشناختن طرف مقابل از بین میرود و جایی برای نگرانی باقی نمیماند. بنابراین، انجام این پنج مرحله، شناخت جامعی از فرد مقابل به شما میدهد: ۱. خواستگاری درست و آگاهانه؛ ۲. تحقیق آگاهانه که دارای مراحلی است؛ ۳. مشاورهی تخصصی؛ ۴. رفت و آمدهای خانوادگی در فضاهای گوناگون؛ ۵. چند جلسه محرمیّت مقطعی و رفت و آمد خانوادگی در چنین فضایی.
دومین فایدهی روابط دختر و پسر در نظر برخی، بحث سرگرمی است. اسباب سرگرمی و بازی گوناگوناند؛ مانند سِگا، سگها، کامپیوتر، کتاب که به هر صورت در برنامههای نوجوانان و جوانان نیست و دوست پسر که از ابزارهای عالی برای سرگرمی است، به ویژه برای دخترانی که بسیار احساس زرنگی میکنند! مثلاً وقتی پسرها دختران را سر کار میگذارند و بعد از مدتی رهایشان میکنند، برخی دختر خانمها نیز سرِ کار گذاشتن پسرها و فیلم بازی کردن و خرج تراشیدن برای آنها را هنر میدانند یا میگویند، وقتی بیکار شدیم، برای سرگرمی به او پیامک یا تلگرام و جیمیل میدهیم یا با او تماس میگیریم تا حوصلهمان سر نرود.
صادقانه بگویم، اگه کسی بخواهد به این رابطه به عنوان ابزاری برای سرگرمی نگاه کند، سرگرمی خوبی است؛ البته خوب، نه اینکه بنده آن را تایید میکنم؛ بلکه به این معنا که خیلی سرگرمکننده هستند. سرگرمیهای دیگری هم وجود دارند. یکی از آنها که میتواند شما را بسیار سرگرم کند، بازی با حیوانات درنده است یا مثلاً مواد مخدر که اگر کسی مصرف کند، ۵۶ ساعت نشئه است و اصلاً هیچ چیز نمیفهمد و ششهفت ساعت هم خمار است و باز چیزی نمیفهمد و بین خماری و نشئگی هم که چیزی نمیفهمد؛ یعنی حدود ۲۴ ساعت سرگرم است.
من حرف آخر را اول زدم. بنده انکار نمیکنم اگر کسی چنین رابطهای داشته باشد، بالاخره سرش گرم میشود؛ اما از شما میپرسم: آیا حاضرید برادرتان برای سرگرمی, دوستدختر داشته باشد؟! آیا هیچ پدر و مادری راضی میشود که فرزندش برای سرگرمی، ترقهپیازی درست کند؟ در صورتی که تمامی این کارها سرگرمکننده هستند. چرا انسان عاقل به همهی سرگرمیها تن نمیدهد؟ چون هزینهاش را تحلیل میکند.
حال، آیا رابطه با جنس مخالف برای سرگرمی، آسیبزا و هزینهبردار نیست؟ صادقانه بگویم، یکی از بزرگترین دغدغههای دختران و بیشترین مشکلات آنها در زمان ازدواج این است که آیا دربارهی رابطههای قبلیاش با خواستگارش صحبت کند یا نه. دختر خانمی میگفت: "خواستگار خوبی برایم آمده است و نمیدانم به این خواستگار دربارهی رابطه قبلی هم حرفی بزنم یا نه؟ او پسر خوب و خانوادهدار و تاییدشدهای است. جواب این پرسشها هیچ کارشناس و متخصصی به درستی نمیدهد. جوابی که آنها به من میدهند، مطمئناً به دختر خودشان نمیدهند." دختر دیگر میگفت: "من پیش از این، در حد سرگرمی، با کسی ارتباط داشتم. الان میخواهم ازدواج کنم، به نظر شما به خواستگارم بگویم که قبلاً ارتباط داشتهام؟" اگر به او بگوییم نگو، باعث میشود اضطراب بگیرد؛ یعنی همیشه نگران است که مبادا رابطهی قبلیاش لو برود، به خصوص اگر به قانون مورفی هم معتقد باشد. این قانون میگوید که مثلاً اگر در تپهای خاکی، انگشتری را گم کنید و بعد با قاشق یا وسیلهای خاکها را کنار هم بزنید تا بیابیدش، معمولاً انگشتر در قاشق آخر است یا مثلاً اگر برای رفتن به جایی عجله داشته باشد، معمولاً ۲۰ دقیقه طول میکشد تا اتوبوس بیاید. خود مورفی هم همینطور کشته شد؛ در بزرگراهی که قرنی یک بار هم ماشین، یک طرفه نمیآمد. البته من این قانون را اصلاً قبول ندارم؛ اما اضطرابِ نگفتن، انکار ناپذیر است. اگر بگویم که رابطهی قبلیات را به او بگو، باعث بدبینی میشود؛ یعنی در زندگی هر وقت انتقادی از طرف مقابل کند و به او بگوید بالای چشمت ابروست، سریعتر میگوید که نکند میخواهی با کس دیگری ارتباط برقرار کنی.
اگر همسر بنده به من بدبین باشد که هیچ، زندگی به طور دقیق تباه است؛ اما اگر فقط زمینهی بدبینی داشته باشد، با دیدن پیامک مشکوک در موبایلم، دوباره تمام خاطرهها برایش زنده میشوند و میگوید: "نکند دوباره برای سرگرمی با کسی ارتباط برقرار کرده است؟" پسری که دختری با او ارتباط برقرار میکند، با خود میگوید: "دختری که به پدرش خیانت میکند، ممکن است به من هم خیانت کند." این ارتباط، واقعاً خیانت در حق پدر است؛ خیانت به اعتماد و اطمینانش. بعضی کارشناسان هم میگویند که اگر بعد از ازدواج این محور را مطرح کنید؛ در این صورت، طرف مقابل فکر میکند که به او خیانت کردهاید؛ چرا که در زمان خواستگاری با او صادق نبودهاید و همه چیز را نگفتهاید و در خروجی اوضاع بدتر میشود.
گاه دختری که با پسری رابطه داشته است، بعد از ازدواج با شخص دیگر، متوجه میشود که آن پسر، مثلاً پسرخاله یا پسر عمو یا همکار شوهر آیندهاش است؛ که مثالش را پیش از این گفتم. خب، اغلب این رابطهها برای سرگرمی است؛ اما این چه سرگرمییی میباشد که باید به خاطرش این همه تاوان داد و موقع ازدواج از گفتن یا نگفتنش ترسید؟
کار مشکل از این هم فراتر میرود و فرد پس از ازدواج با شخصی دیگر، دچار مقایسه و تنوعطلبی و دلبستگی به فردی میشود که پیش از این، فقط برای سرگرمی با او ارتباط داشته است. در روایت آمده است که مقایسه کردن بزرگترین ضربه را به گرمی کانون خانواده میزند. تازه این مشکلات در سطح تازهی از لایههای ارتباط دختر و پسر، یعنی تلفن و پیامک روی میدهد. لایههای عمیقتر که آسیبهای بیشتری دارد و من هنوز وارد آن مسائل نشدهام. حالا صادقانه بگویید که ارتباط داشتن با جنس مخالف برای سرگرمی منطقی است؟ اگر سرگرمی میخواهید، بگویید تا هزاران سرگرمی که نیاز به پرداخت این هزینهها ندارد، به شما معرفی کنم؛ مثل شرکت افرادی که در این مجموعهها و تواناییشان به کار میرود. اینگونه افراد تا آخر عمر میتوانند سرشان را بالا بگیرند که ما نوجوانی و جوانیمان را در راستای ترویج دین به کار بردیم و برای خدا هزینه کردیم. علاوه بر این، اگر به بعضی سرگرمیها عادت کنیم، در زندگی مشترک نمیتوانیم به راحتی از آن چشمپوشی کنیم. از این نوع سرگرمی نمیتوان در تمام مقاطع زندگی استفاده کرد. اگر به این سرگرمی عادت کردیم، زمانی که ازدواج میکنیم، خودمان را محدود میبینیم و احساس میکنیم که ازدواج دست و پایمان را بسته است.
با پدر و مادرها و معلمین و مربیان در مواجهه با این مسئله
+ آشکار ساختن خط و انحراف در انگیزههای ارتباط؛
+ ابطال توجیههای قانعکنندهی جوان برای ایجاد ارتباط؛
+ یاددهی دانشگاه و آگاهیهای ضروری به جوانان نسبت به خود، دیگران و محیط؛
+ صعود مهارتها و توانمندسازی جوانان برای عمل به تکالیف خود و ترک گناه؛
+ دعوت به تفکر منطقی و پرهیز از سطحینگری؛
+ بیان آسیبها و اشاره به نمونهها؛ آسیبهایی که به خود جوان برمیگردد و آسیبهایی که متوجه جامعه و دیگران میشود؛
+ اصلاح کجفهمیهای بعضی جوانان از دین و اصلاح فکر دینی ایشان؛
+ توجه دادن جوانان به پوچ بودن آنچه بدان دل بستهاند؛
+ ارائهی راهکارهای صحیح دستیابی به آرامش و تقویت روح و روان؛
+ ارائه راهکارهای تخلیهی هیجان و انرژیی زاید؛
+ روشن ساختن مرز میان افراد خوب و افراد بیقید و بند و اشاره به سرنوشت آنان؛
+ دادن مهارتهای لازم برای تشخیص خوبیها و عمل به آنها و تشخیص بدیها و ترک آنها؛
+ ارائهی راهکارها و راهنماییها از صدق دل و همراه با معنویت و خلوص؛
+ توجه دادن به اینکه رویگردانی از ذکر خدا و تکالیف الهی عذاب دنیا و آخرت را در پی خواهد داشت؛
+ استفاده از آیات صریح قرآنی که نهی میکند از ارتباط و دوستی با جنس مخالف؛
+ رعایت توازن در انذار و تبشیر و توجه به هر دو جهت خوف و رجا؛
+ توجه دادن جوان به فلسفهی خلقت و اشاره به شأن و جایگاه واقعی انسان در عالم هستی؛
+ توجه دادن جوان به اینکه در حال از دست دادن فرصتها است و عمر گران مایهاش را نابود میکند؛
+ برشمردن عواقب بداندیشانِ روزگار با توجه به آیات و روایات؛
+ تذکر دادن نسبت به اینکه دنیا بیارزش است و به دست آوردن آن ارزش گناه کردن را ندارد؛
+ تکیه بر باورهای دینی و تلاش برای تقویت باورهای مذهبی جوانان؛
+ ارائهی راهکارهای دوستیابی و اشاره به معیارهای دوست خوب؛
+ ارائهی راهکارهای کنترل و مدیریت غریزه؛
+ برای راهکارهای پیوندزا میان جوانان و خانوادههای ایشان.
این موضوع به دلیل اطلاعات و کاربردهای مرتبط، مورد توجه کاربران قرار گرفته است.
جدیدترین اطلاعات و تغییرات مربوط به ازدواج در این گزارش ارائه شده است.
در این مطلب اطلاعات، جزئیات و نکات مرتبط با ۵. چرا رابطهی دوستانهی عاطفی بین زن و مرد ممکن نیست؟ - ویرگول بررسی شده است.
برچسب:
نویسنده: محمد جواد عظیم