☰
دنبال کنیدamir balaghiخواندن ۸ دقیقه·۲۱ ساعت پیشتنبیه یا عواقب؟ چطور بدون تحقیر، مسئولیتپذیری را به فرزندمان یاد بدهیم؟
فرض کنید فرزندتان امتحانش را خراب کرده است.
یا شاید تلفن همراهش را میگیرید، کلاس مورد علاقهاش را لغو میکنید و چند روزی با او سرد برخورد میکنید.
آیا این کار واقعاً به او مسئولیتپذیری یاد میدهد؟
یا فقط باعث میشود یاد بگیرد دفعه بعد چگونه کاری کند که شما متوجه نشوید؟
تربیت فرزند، برخلاف تصور رایج، مجموعهای از دستورهای ساده نیست. بهخصوص در دوران نوجوانی، شیوه واکنش والدین میتواند تعیین کند که کودک رفتار خود را اصلاح کند یا وارد چرخهای از مقاومت، لجبازی و پنهانکاری شود.
یکی از تفاوتهای مهم در این زمینه، تفاوت میان تنبیه ناگهانی و عواقب از پیش تعیینشده است.
تنبیه ناگهانی معمولاً زمانی اتفاق میافتد که یک رفتار نامطلوب رخ داده و والد در واکنش به آن، محدودیتی را بهسرعت اعمال میکند.
* «نمرهات کم شده؛ پس یک ماه پلیاستیشن ممنوع!»
* «باز تکالیفت را انجام ندادی؛ گوشیات را میگیرم.»
* «این کار را کردی؟ دیگر خبری از کلاس مورد علاقهات نیست.»
در این وضعیت، تصمیم معمولاً پس از وقوع مشکل و تحت تأثیر هیجان والد گرفته میشود.
مشکل این است که کودک یا نوجوان ممکن است احساس کند با یک تصمیم ناگهانی و غیرقابل پیشبینی مواجه شده است.
مقاومت بیشتر، عصبانیت، لجبازی و گاهی تلاش برای فرار از پیامد رفتار.
گاهی لازم است والد در برابر یک رفتار جدی، واکنش جدی نشان دهد.
مثلاً بین این دو جمله تفاوت بزرگی وجود دارد:
«این کاری که انجام دادی قابل قبول نیست و باید دربارهاش صحبت کنیم.»
در جمله اول، رفتار مورد مرور قرار گرفته است.
در جمله دوم، شخصیت کودک هدف قرار گرفته است.
در واقع درباره یک رفتار مشخص صحبت نمیکنیم؛ بلکه یک قابلیت منفی را به هویت او نسبت میدهیم.
در حالی که هدف تربیت باید این باشد که کودک بتواند درباره رفتار خودش فکر کند و مسیرش را اصلاح کند، نه اینکه احساس کند «آدم بدی» است.
یک روش متفاوت این است که والد و فرزند قبل از وقوع مشکل درباره قوانین، مسئولیتها و عواقب صحبت کنند.
فرض کنید نوجوان شما روزانه چند ساعت بازی میکند و در عین حال در درسهایش مشکل پیدا کرده است.
به جای اینکه بعد از اعلام نمره پایین بگویید:
میتوانید در یک زمان آرام با او صحبت کنید.
«به نظر میرسد در بعضی درسها مشکل پیدا کردهای. بیا ببینیم برای جبرانش چه کارهایی میتوانیم انجام دهیم.»
بعد با مشارکت خود نوجوان، یک فهرست مشخص تهیه کنید.
* استفاده از زمان بازی پس از انجام مسئولیتها
سپس درباره یک سؤال مهم دیگر هم توافق کنید:
اگر به این تعهدات عمل نشد، چه اتفاقی بیفتد؟
اینجاست که مفهوم «عاقبت از پیش تعیینشده» وارد میشود.
فرض کنید نوجوان و والدین از قبل توافق کردهاند:
«اگر مسئولیتهای درسی انجام نشود، زمان بازی آن روز افت پیدا میکند.»
حالا اگر نوجوان به تعهدش عمل نکند، والد لازم نیست در لحظه عصبانیت یک مجازات بهروز اختراع کند.
«یادت هست درباره این مبحث با هم چه توافقی کرده بودیم؟»
این تفاوت ظاهراً کوچک، در تربیت اهمیت زیادی دارد.
کودک باید رابطه میان رفتار و پیامد را ببیند
یکی از اهداف تربیت، فقط متوقف کردن رفتار نامطلوب نیست.
کودک باید بهتدریج یاد بگیرد که رفتارهایش پیامد دارند.
اگر تکالیفم را انجام ندهم، ممکن است زمان بازیام نزول پیدا کند.
اگر مسئولیت مشخصی را انجام ندهم، ممکن است بخشی از آزادیهایم محدود شود.
اگر به تعهدم عمل کنم، میتوانم از امتیازهای خودم استفاده کنم.
این نگاه به کودک کمک میکند بهتدریج رابطه میان انتخاب، رفتار و پیامد را بفهمد.
در چنین شرایطی، والد قرار نیست دائماً پلیس خانه باشد.
والد بیشتر نقش کسی را دارد که چارچوب را روشن میکند و به کودک کمک میکند درون آن چارچوب مسئولانه رفتار کند.
حتی اگر قانون دقیقاً منطقی و از قبل تعیین شده باشد، نوجوان ممکن است بگوید:
اما اعتراض کردن به معنای شکست روش تربیتی نیست.
نوجوانی دورهای است که فرد به دنبال استقلال بیشتر است و طبیعی است که در برابر محدودیتها واکنش نشان دهد.
هدف این نیست که کودک هیچوقت اعتراض نکند.
هدف این است که چارچوب تربیتی روشن، قابل پیشبینی و قابل پیگیری باشد.
اگر قانون هر روز و بر پایه حال والد تغییر کند، کودک نمیداند دقیقاً چه چیزی از او انتظار میرود.
محروم کردن کودک از یک امتیاز، اگر بخشی از یک چارچوب روشن تربیتی باشد، با گرفتن امتیاز از روی عصبانیت و انتقام یکی نیست.
«چون تکالیفت را انجام ندادی، امشب طبق توافقی که داشتیم زمان بازیات کمتر میشود.»
«آنقدر عصبانیام کردی که یک ماه حق نداری بازی کنی!»
در حالت اول، قاعده از قبل وجود داشته است.
در حالت دوم، واکنش هیجانی والد قاعده را میسازد.
گاهی والد قصد دارد رفتار کودک را اصلاح کند، اما بهتدریج از رفتار عبور میکند و سراغ شخصیت او میرود.
این جملات ممکن است کودک را شرمنده کنند، اما شرمساری لزوماً به معنای یادگیری مسئولیتپذیری نیست.
بهتر است به جای حمله به شخصیت، درباره رفتار مشخص صحبت کنیم.
«امروز به تعهدی که با هم داشتیم عمل نکردی؛ بیا ببینیم چرا.»
در این حالت، رفتار قابل تغییر باقی میماند.
در طرف مقابل، تربیت مثبت به این معنا نیست که والد باید همیشه کودک را تشویق کند و هیچ رفتار اشتباهی را جدی نگیرد.
تشویق بیجا میتواند همانقدر مسئلهساز شود که تنبیه افراطی.
والد نباید هر رفتاری را با دست زدن، هورا کشیدن یا تأیید بدون قیدوشرط پاسخ دهد.
نه تنبیه مخرب و تحقیرکننده، نه بیتفاوتی نسبت به رفتار اشتباه.
در روانشناسی رفتار، اصطلاحاتی مانند تنبیه مثبت، تنبیه منفی، تقویت مثبت و تقویت منفی وجود دارد.
این اصطلاحات معنای تخصصی دارند و نباید آنها را با معنای روزمره کلماتی مثل «تشویق» و «تنبیه» یکی دانست.
برای مثال، «مثبت» و «منفی» در این اصطلاحات الزاماً به معنای خوب و بد نیستند؛ بلکه به اضافه شدن یا حذف شدن یک محرک اشاره دارند.
بنابراین اگر قرار است از اصول رفتارشناسی در تربیت استفاده کنیم، بهتر است ابتدا مفهوم علمی آنها را دقیق بشناسیم و بعد درباره کاربردشان در خانواده صحبت کنیم.
هدف نهایی: مسئولیتپذیری، نه اطاعت کورکورانه
اگر تمام هدف تربیت این باشد که کودک فقط از والد بترسد، ممکن است در کوتاهمدت رفتار او تغییر کند.
کودکی که فقط به دلیل ترس از تنبیه رفتار مناسب دارد، الزاماً مسئولیتپذیر نشده است.
«من انتخاب میکنم و انتخاب من پیامد دارد.»
یک قدم مهم به سمت مسئولیتپذیری برداشته است.
در این نگاه، والد قرار نیست همه پیامدهای زندگی را از کودک حذف کند.
بلکه باید در محیطی امن و متناسب با سن، به او کمک کند پیامد انتخابهایش را بشناسد و مسئولیت آنها را بپذیرد.
آیا این روش میتواند تابآوری را تقویت کند؟
مطابق محتوای مورد تحلیل، استمرار این شیوه در سالهای رشد میتواند به کودک کمک کند که به تدریج ظرفیت پذیرش پیامد رفتارهای خود را پیدا کند.
این مسئله با مفهوم تابآوری ارتباط پیدا میکند.
بخشی از آن میتواند این باشد که فرد بتواند با خروجی انتخابهایش روبهرو شود، از آنها یاد بگیرد و دوباره مسیر خود را اصلاح کند.
اگر والدین همیشه تلاش کنند تمام پیامدهای ناخوشایند انتخابهای کودک را حذف کنند، ممکن است فرصت تمرین این مهارت را از او بگیرند.
البته نوع و میزان پیامد باید متناسب با سن، شرایط و نوع رفتار کودک باشد.
در نهایت، تنبیه کنیم یا عواقب را تعیین کنیم؟
«چطور به کودک کمک کنیم رابطه میان رفتار و پیامد را بفهمد، بدون اینکه شخصیت او را تحقیر کنیم؟»
تربیت مؤثر قرار نیست کودک را از هر پیامد ناخوشایندی نجات دهد.
از طرف دیگر، قرار هم نیست هر اشتباه با خشم، فریاد، تحقیر و محرومیت شدید پاسخ داده شود.
بین این دو، رویکردی وجود دارد که بر گفتوگو، مشارکت، قانون روشن، پیامد قابل پیشبینی و مسئولیتپذیری تأکید میکند.
قبل از اینکه دفعه بعد فرزندتان را تنبیه کنید، شاید بد نباشد از خودتان بپرسید:
1. آیا این پیامد را قبلاً با فرزندم مشخص کرده بودم؟
2. آیا الان دارم رفتار او را اصلاح میکنم یا شخصیتش را مورد حمله قرار میدهم؟
3. آیا کودک میداند دقیقاً چه کاری اشتباه بوده است؟
4. آیا پیامد رفتار با خود رفتار متناسب است؟
5. آیا این واکنش قرار است مسئولیتپذیری ایجاد کند یا فقط خشم من را تخلیه کند؟
6. اگر من در خانه نباشم، آیا فرزندم میتواند از این تجربه چیزی یاد گرفته باشد؟
شاید تربیت خوب، کمتر درباره این باشد که «چطور کودک را تنبیه کنیم» و بیشتر درباره این باشد که «چطور به او کمک کنیم مسئولیت انتخابهایش را یاد بگیرد.»
وقتی فرزندتان اشتباهی میکند، معمولاً چه اتفاقی میافتد؟
تنبیه ناگهانی، گفتوگو، محرومیت از یک امتیاز یا تعیین عواقب از قبل؟
اگر تجربهای در این زمینه دارید، در بخش نظرات بنویسید. تجربه والدین میتواند به والد دیگری کمک کند که در موقعیت مشابه، تصمیم بهتری بگیرد.
نویسنده:
محمد جواد عظیم
تاریخ:
جمعه
30 مرداد
1405
ساعت:
11:50