دنبال کنیدپیامِ زندگیخواندن ۲ دقیقه·۱۱ ساعت پیشجا مانده‌ام!؟ یا قطارِ من هنوز نرسیده؟شاید زندگی عقب نیفتاده؛

فقط با تقویم متفاوتی پیش می‌رود: تقویمِ خودِ زندگی

کسانی هستند که گاهی به زندگی خود نگاه می‌کنند و احساس می‌کنند از قافله عقب مانده‌اند. نه لزوماً به این دلیل که کاری نکرده‌اند یا قدمی برنداشته‌اند؛ بلکه چون مدام خودشان را با کسانی مقایسه می‌کنند که در همان سن، به چیزهایی رسیده‌اند که آنها هنوز به دست نیاورده‌اند.

یکی ازدواج کرده، دیگری شغل خوبی ساخته، یکی خانه خریداریه، دیگری مهاجرت کرده، کسی کسب‌ وکاری راه انداخته و دیگری کتابی نوشته است.

یکی انگار خیلی زود فهمیده چه می‌خواهد و دیگری هنوز در جستجوی خودش است.

و درست همین‌جا، مقایسه می‌تواند آرام‌ آرام شکل یک قضاوت پنهان به خود بگیرد:

مگر قرار نبود تا این سن، اتفاقات بیشتری افتاده باشد؟

اما زندگی برای همه، جدول زمان‌بندی یکسانی ندارد.

آدم‌ها در زمان‌های متفاوتی بیدار می‌شوند، چیزهای متفاوتی را تجربه می‌کنند، شکست‌های متفاوتی دارند و گاهی سال‌ها صرف پیدا کردن مسیری می‌کنند که دیگری خیلی زودتر پیدا کرده است.

گاهی هم چیزی که از بیرون شبیه عقب‌ماندن به نظر می‌رسد، در واقع دوره‌ ای از ساختنِ آرام و نادیدنیِ خویشتن است.

ممکن است کسی سال‌ها مشغول ترمیم چیزی باشد که دیگران هرگز از شکستن آن باخبر نشده‌اند.

ممکن است دیگری تازه از مسیری بیرون آمده باشد که برای رسیدن به همین نقطه، تمام توانش را گرفته است.

و حتی ممکن است کسی در ظاهر هیچ اتفاق بزرگی برایش نیفتاده باشد، اما در درونش چیزهایی تغییر کرده باشند که ارزش آنها بسیار بیشتر از دستاوردهایی باشد که براحتی می‌توان شمرد.

مقایسه، معمولاً فقط حاصل‌ ی زندگی دیگران را می‌بیند؛ نه مسیر، هزینه، شرایط، ترس‌ها، فرصت‌ها و چیزهایی را که برای رسیدن به آن برآیند از دست داده‌اند.

آدم‌ها گاهی زندگی خود را با ویترین زندگی دیگران مقایسه می‌کنند؛ بعد از خودشان می‌پرسند چرا خانه، شغل، رابطه، سفر، موفقیت یا آرامش آنها را ندارند.

غافل از اینکه شاید آنچه می‌بینند، فقط یک قاب کوچک از زندگی دیگری باشد.

و شاید بدتر از مقایسه با دیگران، این باشد که انسان خط پایان کار خودش را مدام جابجا کند.

به چیزی می‌رسد که روزی آرزویش را داشته، اما هنوز فرصت نکرده از رسیدنش خوشحال شود؛ چون بلافاصله مقصد دیگری ساخته و دوباره خودش را عقب‌ تر از آن می‌بیند.

گاهی لازم است آدم لحظه‌ای بایستد و به جای پرسیدنِ چقدر مانده؟، به عقب نگاه کند و ببیند چقدر آمده است.

شاید بعضی مسیرها طولانی‌تر بوده‌اند، بعضی انتخاب‌ها اشتباه بوده‌اند و بعضی سال‌ها می‌توانستند جور دیگری بگذرند؛ اما هیچکدام به این معنا نیست که زندگی شکست خورده یا از زمان خودش عقب افتاده است.

هر انسانی، پیش از آنکه با تقویم جامعه، خانواده، دوستان یا هم‌ نسلانش سنجیده شود، زمانِ شخصیِ خودش را دارد.

تقویمی که در آن بعضی اتفاق‌ها زود می‌رسند، بعضی دیر و بعضی شاید اصلاً قرار نیست اتفاق بیفتند.

و شاید آرامش از جایی ابتدا شود که آدم دست از شمردنِ فاصله‌ی خودش با دیگران بردارد و

به جای آن، مسیر خودش را ببیند؛ با همه‌ی تأخیرها، توقف‌ها، پیچ‌ها، اشتباه‌ها و دوباره ابتدا کردن‌ها.

فقط با تقویم متفاوتی پیش می‌رود : تقویمِ خودِ زندگی.

نویسنده: محمد جواد عظیم تاریخ: جمعه 13 شهريور 1405 ساعت: 12:21 برچسب:

صفحه بندی