مرجع آموزش پیامک هوشمند، سامانه پیامکی، ارسال پیامک تبلیغاتی و راهکارهای بازاریابی پیامکی برای رشد کسبوکارها.

در این مطلب از سایت جدولیاب 1 1 قسمت ۴۴ سریال ترکی محکوم را برای علاقمندان به این سریال قرار داده ایم. برای خواندن این قسمت از سریال ما را 1ی کنید. سریال ترکی محکوم سریالی در ژانر اکشن و درام است که به خوبی توانسته خود را در دل بینندگان و منتقدین جا کند. کارگردان این سریال ولکان کوجاتورک (Volkan Kocatürk) است و بازیگرانی چون اونور تونا، اسماعیل حاجیاوغلو و سرای کایا در آن بازی میکنند. پخش سریال ترکیه ای محکوم از 14 دسامبر 2021 (23 آذر 1400) از شبکه FOX آغاز شده است. سریال محکوم به صورت دوبله فارسی از شنبه تا چهارشنبه ساعت ۲۱ از شبکه mbc persia و تکرارش روز بعد ساعات ۰۹:۰۰ و ۱۶:۴۵ پخش می شود.
[caption id="attachment_216085" align="aligncenter" width="1718"]
قسمت ۴۴ سریال ترکی محکوم[/caption]
فیرات که نتوانست بمب را خنثی کند به همراه دوستانش و باریش بوگه و ساشا از آنجا فرار می کنند. اما قبلش موفق شدند تا تمام کسانی که در آن عمارت بودن را نجات بدن. سینیور از دور با دوربین آنها را نگاه می کند و حسابی عصبانی میشه وقتی می بیند که تمام افراد درون عمارت به جز خانواده سعدالله نجات پیدا کردن. فیرات به همه آنها میگه سریعاً باید از اینجا بریم و فرار کنیم. سپس فیرات به همراه جمره و دوستانش با یه ماشین و باریش با بوگه و ساشا با یه ماشین دیگه در حال دور شدن از اون محل هستند یک دفعه سینیور و افرادش سد راه آنها میشود. او با عصبانیت بهشون میگه حالا که تو کارهای من دخالت کردین باید بمب گذاری را به گردن بگیرین. باریش و فیرات خنده شان می گیرد و به حالتی تمسخر بهش میخندن. همان موقع سینیور دستور می دهد تا از تو ماشین جان و نازلی را بیرون بیارن آنها با دیدن بچه ها شوکه میشن و استرس می گیرند سپس سینیور میگه ۲ روز دیگه خبرنگار ها میان و باید شما با ویدیوی که در دست دارین اعتراف کنین که بمب گذاری کار شما بوده وگرنه معلوم نیست چه بلایی سر بچه هاتون بیاد. فردای آن روز خبرنگار ها پیش سینیور میرن و میگن به نظرتون این بمب گذاری زیر سر کی بوده؟ سینیور میگه اصلاً نمیدونم و هیچ حدسی نمی تونم بزنم خبرنگار ها به سینیور میگن یک کانال در فضای مجازی وجود دارد که شروع کردن به علیه شما صحبت کردن و چندتا از پست ها را بهش نشون میدن سینیور شروع میکنه به تکذیب کردن اخبار و بهشون میگه اینا کاره دشمنان و رقبا هستش. فیرات و باریش با ساشا و جمره در یک ماشین هستند و با هم دیگه تصمیم میگیرند تا نقشه بکشند که ثابت کنند رئیس این تشکیلات و عامل بمب گذاری سینیور هستش تا او را به زندان بیندازند.
رئیس زندان و مجاهد که به خاطر فیرات و باریش از کار بیکار شدن آنها را از دور زیر نظر دارند تا در یک موقعیت مناسب تلافی بکنند. زاهد به خانه سینیور میره و ازش گلگی میکنه که چرا جان و نازلی را دزدیده سپس بهش یادآوری میکنه که کارگری بیش نبوده و زاهد اونو به اینجایی که الان هست رسونده اما سینیور بهش اعتنایی نمیکنه فیرات به همراه جمره به خانه همان مردی می روند که به خودش بمب وصل کرده بود آنها با دیدن زنش بهش تسلیت میگن سپس ازش سوالاتی میپرسند تا اطلاعاتی به دست بیاورند همان موقع پسر آن خانواده از راه میرسه و با دیدن آنها فکر می کند که از طرف سینیور اومدن اما فیرات بهش این اطمینان را میدهد که به خاطر کمک به آن ها اومدن و از طرف سینیور نیستند. سپس با هم دیگه به طرفی میرن تا صحبت کنند اون پسر بهشون میگه همان روزی که این اتفاق افتاد صبحش یه ماشین اومد دنبال بابام و او را با خودشان بردند سپس بهشون میگه من پلاک ماشین را برداشتم سپس شماره پلاک را بهشون میده. باریش و ساشا به شرکت رفتند تا تمام مدارکی که نشون میداد شرکت با سینیور همکاری داشته را از بین ببرند زاهد به باریش میگه اگه جرم سینیور را به گردن بگیری اعتبار و آبروی این شرکت را از بین میبری باریش بهش میگه خیالت راحت باشه بابا همچین اتفاقی نمی افته. بوگه به طرف اداره پلیس میره و تصمیم دارد تا سینیور را لو بده اما به محض رسیدن ماشین سینیور را روبروی کلانتری میبیند سپس با یادآوری این موضوع که جان و نازلی دستش است پشیمون میشه و از آن جا میره.
بوگه با عصبانیت به طرف شرکت پیش باریش و ساشا میره او با باریش دعوا می کند که چرا مشکلاتی که او واسشون درست میکنه تمومی نداره سپس سیلی به او میزنند که باریش یاد خاطره میافتد که وقتی یک ماه از ازدواجش با ساواش گذشته بود برای یک شب در رستوران دیدش و بهش خبر داد که بارداره باریش اول عصبانی شد اما وقتی می فهمد که پدر بچه خودش است آروم می شود. بعد از چند دقیقه بوگه از آن جا میره و بعد از رفتنش سینیور سرمیز آنها پیش باریش میره و کمی بعد فردی به نام سامی که یکی از افراد سینیور بود میاد و درباره مشکلی باهاش صحبت می کنه. در زمان حال باریش از بوگه تشکر میکنه که باعث شد یاد خاطره ای بیفتد که در آن فردی به نام سامی به یادش می آید سپس به ساشا میگه درباره فردی به نام سامی تحقیق کنه...
خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکی محکوم Mahkum + عکس
نوشته خلاصه داستان قسمت ۴۴ سریال ترکی محکوم mahkum به همراه 1 اولین بار در بلاگ جدول یاب. پدیدار شد.
برچسب:
نویسنده: محمد جواد عظیم