خرید بک لینک

دنبال کنیدسفیرپاکیخواندن ۴ دقیقه·۱۸ ساعت پیشبی دوست دختر نمیشه!

قبلا در تلگرام کانالی داشتم که بدون سانسور درباره رابطه با دخترا حرف میزد...از کوچکترین چیزها مثل شماره گرفتن و مخ زنی صحبت میکرد تا این که چطوری طرف رو به رابطه جنسی بکشونیم!

الحق والانصاف طرف هم توی کارش خبره بود...این طوری نبود که روان شناسی زرد بگه و ادا در بیاره...

به هر حال درسته که خودم با روابط آزاد مخالفم ولی همین روابط هم نیاز به آموزش داره!

یه شب در کانالش نوشته بود که تو چطور میتونی سینگل بمونی؟من از ۱۵ سالگی چهار هفته پشت سر هم سینگل نبودم...فکر کردی چقدر پول میخواد مگه؟ماهی دو تومن برای کافه کافیه...

اینو که شنیدم کلا لفت دادم از کانالش و حس بدی پیدا کردم کلا نسبت بهش...البته حق هم داشت چون قسمت زیادی از درآمدش از عرضه چنین پکیج هایی میگذشت و طبیعتاً به نفعش هم بود که اعضای کانالش برن دنبال تکنیک برای یافتن یار و...

آقا من کلا با این حرفش مشکل داشتم...مگه قضیه فقط پوله؟!پس اون احساسی که آدم می‌ذاره؟!اون وقتی که می‌ذاره؟!مگه وارد رابطه شدن و بعدش هم کات کردن به این راحتیه؟!دیگه لازم به گفتن نیست که خیلی ها حتی بعد از چند سال عشق قبلی خودشون رو فراموش نکردن!واقعا معتقدم که شکست عشقی بعد از مرگ اطرافیان بزرگترین رنجی هست که انسان می‌تونه در عمرش تجربه کنه...

من همیشه با این نگرش مشکل داشتم که چرا انسان باید خودشو در اختیار کسی قرار بده که به احتمال نود درصد ممکنه آینده مشترکی باهاش نداشته باشه؟!ممکنه بعضی ها توجیه کنن و بگن ما قصدمون ازدواج هست و....آخه عزیزم چرا خودتو گول میزنی!تو الان شرایط ازدواج رو فراهم کردی؟پولات جور شده؟خونه تهیهی یا اجاره کردی؟ در مسائل مالی به ثبات رسیدی؟!

چرا الکی میخوای برای طرف مقابلت رؤیا ارائهی کنی...گیرم قصدتون هم ازدواج باشه،فکر کنین سه سال هم رابطه داشته باشین و بعد به هر دلیلی به این خروجی برسین که به درد هم نمی‌خورین...فکر کردین جدا شدن به این راحتی هاست؟!...در بهترین حالتش می‌ره به سمت یه ازدواج ترحمی...ازدواج ترحمی ازدواجی هست که مثلا پسره میگه من با این چندسال رابطه داشتم و نامردیه نگیرمش!یا دختره میگه پسر خوبیه و نمیتونم با کسی دیگه ارتباط برقرار کنم و دیگه کاریه که شده و بذار زنش شم!

در ازدواج ترحمی احساس و حس دلسوزی به جای عقلانیت تصمیم میگیره و این ازدواج هم معمولا به شکست منجر میشه...میگن در تالاری مشهور در تهران رسم بر این بود که هر زوجی مراسم ازدواجش رو اونجا برگزار کنه،مراسم سالگردش هم براشون بدون هزینه برگزار میشه با بهترین کیفیت و پذیرایی!

یه خبر نگار براش سوال شد و رفت با مدیر تالار مصاحبه کرد و بهش گفت که چرا اینقدر حاضر میشین از لحاظ مالی ضرر کنین و دلیلتون چیه؟!فکر کرده بود صاحب تالار یه فرد خیر هست...

مدیر تالار در جوابش گفت نود درصد زوج هایی‌ که عروسی میکنن به یک سال نکشیده طلاق می گیرن..

یا این که اگرم طلاق نگیرن به شدت از ازدواجشون پشیمون میشن و اصلا خوششون نمیاد با هم راه برن چه برسه این که مراسم سالگرد بگیرن!

اره عزیزم ازدواج که به این راحتیا نیست...که بگی با یکی چند سال دوست بودم پس قطعا می‌شناسمش!

آدما تو دوستی تصنعی رفتار میکنن چون می‌خوان بهترین ورژن خودشونو نشون بدن...

تا با کسی زیر یه سقف نری اصلا اخلاقشو نمی فهمی...اگه دوست داشتن به تنهایی برای ازدواج کافی بود که این همه طلاق در جامعه نبود!فکر کردی این زوج هایی‌ که جدا شدن همه از اولش به همدیگه فحش می دادن؟

مثلا فکر کردی روز سوم پسره به دختره می‌گفت پدر سگ اون شامو بیار یا دختره همون اولا می‌گفت پفیوز چرا دیر اومدی؟

نه بابا خیلیاشون به شدت زندگی عشقولانه ای داشتن...ولی خب عشق کافی نیست...

بگذریم...البته اینو بگم که من با ازدواج سنتی هم مخالفم...اتفاقا خودمم میگم که باید حداقل زیر نظر خونواده ها شیش ماهی با طرف رفت و آمد داشت و باهاش حرف زد تا در یه حدی فازشو فهمید...نه مثل ازدواج هم کلاسی دوره دانشگاهم که زیاد بهش فشار اومده بود و وقتی یکیو بهش معرفی کردن شنبه رفت خواستگاری و سه شنبه نامزدی کردن و شنبه عقد خخخخ(واقعا حقیقته)

شناخت هم لازمه ولی شناخت اصولی...با دیت رفتن و رفت و آمد خانوادگی که اصلا ببینی طرف با خانوادش چطور رفتار می‌کنه...نه این که نصف شب که زده بالا تا صبح با طرف چت کنی و بعد بگی همو می‌شناسیم!آره ارواح عمت!

نمی‌دونم چی شد یکهو یاد دختر فامیل دورمون افتادم!همون که خاطره دیتم رو باهاش ازش پادکست طنز درست کردم...اون دختره اصلا جواب پیام هامم‌ نمی داد و حتی احوال پرسی نمی‌کرد با این که توی دوره آشنایی بودیم خخخ

مادرم به مادرش زنگ زد و گفت چرا این طوریه و بعد مادره گفت این اخلاقش این طوریه کلا...

بعد مادرم گفت اخلاقش ببُره...این مگه دانشجو نیست و توی گروه جزوه رد و بدل نمی‌کردن حالا واسه ما شده دختر پیغمبر خخخخخخخخ

آقا عجب سمی بود این دختره...تازه این دختری که میگم هرکی اونو می بینه میگه بهترین دختره ولی کسی نمیدونه که به خاطر رفتار های پدرش با مادرش و بی توجهی هاش کلا نسبت به جنس مخالف عقده پیدا کرده و مرد ستیز شده...برای همینه که میگن از روی ظاهر نمیشه قضاوت کرد...

یعنی بعد اون جریان تا چند هفته از دخترای چادری بدم میومد از بس که این دختره منو اذیت کرد خخخخ

اگه گوش ندادین برین حتما پادکست سر قرار رفتمو باهاش گوش بدین...

خوشحال شدم که تونستم علممو در اختیارتون بذارم

برچسب: نویسنده: محمد جواد عظیم تاريخ: يکشنبه 25 مرداد 1405 ساعت: 20:40

صفحه بندی