خرید بک لینک

دنبال کنیدحمیدرضاعابدی فیروزجائیخواندن ۲ دقیقه·۲ ساعت پیشایران ، گهواره شمشیرهازنده باد ایران بزرگ و عزیز.

زخمی روزگاران است ، اما هنوز ایستاده است ،

ایستاده در طوفان ، کفتاری را و سگی را یارای چنگ انداختن به حریم او نیست.

گرگ ها شاید در اثر یک اشتباه در طبیعت ، گوشت شیران را به دندان مزمزه کنند اما هرگز نتوانند غرش آن ها را به دهان ببلعند. از زوزه خیانت تا نعره شجاعت فاصله هاست.

پنجه در پنجه این شیر افکندن کار هیچ کفتار نیست.

نعره این شیر را موسیقی از کرخه تا راین می شنوم ،

زخمی است این شیر اصیل ایرانی اما غرش آن هنوز هم گوش تاریخ را پر از آهنگ ترس افزای مرگ می کند.

فرزندان شمشیر صفتِ مامِ ایران ، با لالایی غرش این شیر تغذیه کرده اند و قد کشیده اند.

تکه تکه خواهند کرد آنان که چشم طمع به این حریم پر از حرمت خواهند داشت.

استخوان هایشان را از هم خواهند درید آنکه قدمی یا قلمی کج بگذراد برای این آستان.

قِدمَت از منشور کوروش و سنگ نبشته های دولت داریوش دارد.

قدم در جاده ابریشم گذاشته است برای سربلندی و عزت خویش تا محتاج نامردمان تاریخ نباشد.

زردشت روشنگر گردنه های تاریک و دهشت زای اندیشه های موهوم گذشتگان آن بود به وحدت و وحدانیت در لباس پندار نیک ، گفتار نیک ، و رفتار نیک در زمانه ای که آفریدگان و پرستش شدگان گیتی چندین بوده اند.

نادر فرزند خلف اوست هم به شجاعت و هم به سیاست و سیادت که اشرف و محمود نامحمود افغان را در هم شکسته است که عددی نبوده اند برای خوراک نیم چاشت این شیر.

هنوز ایستاده است بی آنکه ابرویی در هم کشد.

برچسب: نویسنده: محمد جواد عظیم تاريخ: جمعه 30 مرداد 1405 ساعت: 21:13

صفحه بندی