ابوعلی سینا را بیشتر به‌عنوان فیلسوف، پزشک و اندیشمند بزرگ ایرانی می‌شناسیم، اما شعر و ادبیات نیز بخشی از آثار و اندیشه‌های او را تشکیل می‌دهد. از ابن سینا اشعاری به زبان عربی و علاوه بر این تعدادی شعر و رباعی فارسی روایت شده است؛ البته درباره انتساب برخی از اشعار فارسی به او تردیدهایی وجود دارد.

در این گزارش مجموعه‌ای از اشعار ابن سینا را گردآوری کرده‌ایم و تلاش کرده‌ایم ابیاتی را انتخاب کنیم که انتساب معتبرتری به ابن سینا دارند. در ادامه، علاوه بر شعر کوتاه ابوعلی سینا، نمونه‌هایی از ابیات و سخنان منسوب به او درباره خدا، عشق و مسئلهات فلسفی را نیز می‌خوانید؛ از جمله جملات ابن سینا در مورد خدا و سخنان ابن سینا در مورد عشق، با ما همراه باشید.

تا بدان جا رسید دانش من

که بدانم همی که نادانم

روزکی چند در جهان بودم

بر سرِ خاک باد پیمودم

ساعتی لطف و لحظه‌ای در قهر

جانِ پاکیزه را بیالودم

باخرد را به طبع، کردم هَجو

بی‌خرد را به طمع بستودم

آتشی برافروختم از دل

و آبِ دیده ازو بیالودم

با هواهای حرص شیطانی

ساعتی شادمان بنغودم

آخرالعمر چون سرآمد کار

رفتم تخم کِشته بدرودم

گوهرم باز شد به گوهر خویش

من از این خستگی بیالودم

کس نداند که من کجا رفتم

خود ندانم که من کجا بودم

دل گرچه درین بادیه بسیار شتافت

یک‌موی ندانست ولی موی‌شکافت

اندر دلِ من هزارخورشید بتافت

آخر به کمالِ ذرّه‌ای راه‌نیافت

باده عشق در قدح ریخته اند

و اندر پی عشق عاشق انگیخته اند

با جان و روان بوعلی مهر علی

چون شیر و شکر به هم بر آمیخته اند

بر صفحه چهرها خط لم یزلی

معکوس نوشته است نام دو علی

یک لام و دو عین با دو یای معکوس

از حاجب و عین و الف با خط جلی

در باب دوست

نشان دوست نکو آنست که خطای تو را بپوشاند، تو را پند دهد و رازت را آشکار نسازد.

در باب دانش و عمل

هر که دنیا خواهد، دانش آموزد و هر که آخرت خواهد در عمل کوشد.

در باب راستی و درستی

در باب سلامت بدن

کسی که به تمرینهای بدنی میپردازد به هیچ دارویی نیاز ندارد؛ درمان او در جنبش و حرکت است.

در باب زودباوری

هرکس عادت کند که به هر دلیل هر حرفی را باور کند، از صورت انسانی خارج می شود.

در باب مرگ

کسی که به مردن جاهل است و نمى‏ داند که حقیقتش چیست، پس من براى او بیان مى کنم و روشن مى ‏سازم که مرگ بیشتر از آن نیست که نفس انسانى آلات خود را که آنها را استعمال می نمود ترک مى‏ کند. و آن آلات همان اعضاى او هستند که مجموعه آنها را بدن مى‏ نامند. همچنان که شخص صنعتکار آلات کار خود را ترک می کند.

نویسنده: محمد جواد عظیم تاریخ: جمعه 13 شهريور 1405 ساعت: 12:21 برچسب:

صفحه بندی