چرا بعضی ها برای موفقیت دست به هر کاری می زنند؟ -

دنبال کنیدمهدی مهدی زاده / قوے سیاهخواندن ۴ دقیقه·۱۶ ساعت پیشچرا بعضی‌ها برای موفقیت دست به هر کاری می‌زنند؟

دیشب پستی از دوست عزیزمون مهراد (تهمتن)‌ دیدم که به مبحث جالبی اشاره کرده بود

چرا بعضی‌ها برای موفقیت دست به هر کاری می‌زنند؟

گاهی برای دیده‌شدن، فقط کافی نیست خوب باشی.

و گاهی انسان برای ساختن این داستان، از مرزهایی عبور می‌کند که شاید روزی فکر می‌کرد هرگز از آن‌ها عبور نخواهد کرد.

ماجرای بلاگری که ادعا کرد به سرطان مبتلاست، نمونه‌ای تلخ از همین مسئله است. فارغ از بیانات پرونده و انگیزه واقعی آن فرد، یک سؤال مهم باقی می‌ماند:

چرا یک انسان ممکن است برای رسیدن به موفقیت، توجه یا شهرت، بیماری‌ای جدی را جعل کند؟

وقتی درباره چنین رفتارهایی صحبت می‌کنیم، اولین تبیینی که به ذهنمان می‌رسد، پول و فالوور است.

در برخی اختلالات مرتبط با جعل بیماری، فرد ممکن است بدون دریافت منفعت مالی مستقیم، خودش را بیمار نشان دهد تا توجه، همدلی و مراقبت دریافت کند. متخصصان این وضعیت را در بعضی موارد با «اختلال ساختگی» یا Factitious Disorder مرور می‌کنند. البته صرف دروغ گفتن درباره بیماری به معنی ابتلا به این اختلال نیست و تشخیص آن فقط توسط متخصص انجام می‌شود.

یعنی گاهی چیزی که فرد می‌خواهد، خودِ بیماری نیست.

نقش کسی که دیگران برایش اهمیت بیشتری قائل می‌شوند.

شبکه‌های اجتماعی این مسئله را شدیدتر می‌کنند.

لایک، کامنت، فالوور و پیام‌های محبت‌آمیز، شکل‌هایی از پاداش اجتماعی هستند. پژوهشگران روان‌شناسی بیان داده‌اند که جست‌وجوی محبوبیت و تأیید اجتماعی در شبکه‌های اجتماعی می‌تواند با مقایسه اجتماعی و مشکلاتی مانند نزول عزت‌نفس و صعود اضطراب اجتماعی همراه شود.

تصور کن کسی یک روز درباره موفقیتش پستی منتشر می‌کند و صد نفر واکنش نشان می‌دهند.

بعد متوجه می‌شود یک داستان غم‌انگیز، توجه بسیار بیشتری می‌گیرد.

توجه → احساس ارزشمندی → تکرار رفتار → توجه بیشتر

مشکل از جایی شروع کار می‌شود که فرد دیگر نمی‌پرسد:

وقتی ارزش خودت را با نگاه دیگران اندازه می‌گیری

یکی از مفاهیم مهم در روان‌شناسی، وابستگی عزت‌نفس به منابع بیرونی است.

یعنی فرد احساس ارزشمندی خودش را به چیزهایی مثل تأیید دیگران، ظاهر، موفقیت یا مقایسه با دیگران گره می‌زند.

تحقیقات روان‌شناختی نشان داده‌اند که وابستگی شدید ارزشمندی فرد به تأیید بیرونی می‌تواند با استرس و مشکلات مختلف همراه باشد.

پس فرد برای فرار از این احساس ممکن است تلاش کند تصویری از خودش بسازد که دیگران آن را ارزشمند ببینند.

مشکل زمانی ابتدا می‌شود که فرد به این برآیند برسد:

از اینجا به بعد، شکست دیگر یک اتفاق نیست.

و وقتی چیزی هویت انسان را تهدید کند، ممکن است برای حفظ آن دست به رفتارهای افراطی بزند.

رفتارها متفاوت‌اند، اما ریشه می‌تواند شبیه باشد:

«من باید به هر نرخی ثابت کنم که ارزشمندم.»

چون بیماری، مخصوصاً بیماری‌های جدی، یک واکنش عاطفی قدرتمند ایجاد می‌کند.

روان‌پزشکان و روان‌شناسانی که درباره جعل بیماری مطالعه کرده‌اند، شرح می‌دهند که در اختلال ساختگی، فرد ممکن است برای دریافت توجه، حمایت و نقش بیمار، بیماری را جعل کند. انجمن روان‌شناسی آمریکا نیز در مرور این پدیده به نقش توجه، همدلی و حمایت اشاره کرده است.

به همین دلیل، نباید همه این رفتارها را با یک انگیزه واحد تبیین داد.

یک نفر ممکن است با احساس عمیق بی‌ارزشی یا طردشدگی دست‌وپنجه نرم کند.

فهمیدن علت، به معنی توجیه کردن رفتار نیست.

اگر کسی بیماری جدی را جعل کند و از اعتماد و احساسات مردم سوءاستفاده کند، آسیب ایجاد می‌شود.

آدم‌هایی که واقعاً با سرطان یا بیماری‌های سخت زندگی می‌کنند، ممکن است احساس کنند رنج واقعی آن‌ها تبدیل به ابزار نمایش شده است.

اعتماد، وقتی یک بار فرو بریزد، به‌سادگی برنمی‌گردد.

موفقیتی که برای به دست آوردنش خودت را گم کنی

کمتر درباره هزینه‌ای که برای آن می‌پردازیم حرف می‌زنیم.

اگر برای دیده‌شدن مجبور شوی شخص دیگری باشی، واقعاً دیده شده‌ای؟

اگر مردم برای داستانی که ساخته‌ای دوستت داشته باشند، اما خود واقعی‌ات را نشناسند، چه چیزی به دست آورده‌ای؟

و اگر برای رسیدن به جایگاهی، مجبور شوی اعتماد آدم‌ها را نابود کنی، آیا واقعاً به موفقیت رسیده‌ای یا فقط عددهای بیشتری کنار نامت جمع کرده‌ای؟

شاید لازم باشد تعریفمان را از موفقیت دوباره تحلیل کنیم.

مهم است ببینیم برای رسیدن، چه چیزی را از خودمان جا گذاشته‌ایم.

گاهی انسان آن‌قدر مشغول ساختن تصویری از خودش برای دیگران می‌شود که در خاتمه، دیگر نمی‌داند خودش واقعاً چه کسی بوده است.

و این شاید یکی از تلخ‌ترین شکل‌های شکست باشد.

بلکه اینکه آن‌قدر برای دیده‌شدن تلاش کنی که در نهایت، خودت را نبینی.