
در این مطلب از سایت جدولیاب خلاصه داستان قسمت 21 سریال بی نشان از شبکه سه را می خوانید؛ با ما همراه باشید. داستان سریال بی نشان نیز در قسمت اول، زندگی شهاب، سردبیر پیشکسوت یک رسانه خبری را روایت میکند که مسائل و موضوعات اقتصادی مبتلا به جامعه را دنبال میکند. نقش او را در این سریال پرویز فلاحیپور برعهده دارد. در کنار او متین، خواهر زاده شهاب نیز نقش یک فعال رسانهای یا به اصطلاح پاپاراتزی را برعهده دارد که فساد چهرههای مشهور را افشا میکند.

بعد از برگشتن به خانه مینو سعی می کنه حال ریحانه رو خوب کنه ولی ریحانه دلش پره و میگه بابا اصلا به من فکر نمی کنه و دلیل نگاه های سردش به مسعود و متوجه نمی شم که مامان میگه اصلا این طور نیست و می رود...
مسعود در حال رفتن به سرکار است که مادرش متوجه حال گرفته او می شود و آرومش می کند... بعد از رفتن مسعود، مادر و پدرش درباره رفتار دیشب ادهم با هم حرف می زنند و مادر مسعود میگه مطمئنم که حتی ریحانه و مادرش هم در جریان نبودند...
شکایت نامه کیوان مردانی به دست شهاب رسیده است و پیش متین رفته است که متین میگه باید وکیل بگیریم ولی شهاب میگه الان مسئله من تنها مسعوده و با رفتار دیشبش حس می کنم که ما داریم اشتباه می کنیم که بابا اسماعیل از راه می رسد و حرف شان را عوض می کنند و شهاب هم می رود...
مینو با شهاب درباره دکتر رفتنش حرف می زند و میگه خدا نکنه تو دلت نخواد یه کاری بکنی که هیچ کس نمی تونه نظرتو عوض کنه...
مینو ادامه میده و بهش میگه که ریحانه میگه تو نگاهت به مسعود عوض شده و نگرانه که شهاب با شوخی جوابشو میده و باز مینو ازش می پرسه واقعا تو توو حسابت برای جهزیه پول نداشتی که شهاب سکوت می کنه و برگه احضاریه جدید را بهش نشان می دهد...
متین در خانه نشسته است که گوشی اش زنگ می خورد و جواب نمی دهد که بابا اسماعیل پا پی اش می شود و او می گوید بهاره و نسبت بهش دو دل شدم، می ترسم مثل خانوادش باشه که بابا اسماعیل میگه وقتی واسه تحقیق رفتم خانواده خوبی به نظر اومدن، توام مدت بیشتری بهش فرصت بده، بهار تو زندگیش خیلی سختی کشیده تو باهاش این جوری تا نکن و می رود...
آقای کاظمی درباره پروژه فراسمان با همان مدیرعاملش حرف می زند و گزارش های جدید را بهش می دهد...
او بعد از قطع کردن تلفنش به اتاق مسعود می رود و حالش را می پرسد و بحث را به سمتی می کشاند که بفهمد دیشب آقای ادهم چی بهش گفته، مسعود هم یک دروغی سر هم می کند و تحویل پدرش می دهد که او اول قبول نمی کند و می گوید حتما درباره من سوال پرسیده که مسعود روی دروغش پافشاری می کند و او را دست به سر می کند...
به نظر میاد که مسعود هم به پدرش مشکوک شده و نمی خواد چیزی از کار های پدر زنش به او بگوید...
متین بلاخره تماس بهار را جواب داده و با او حرف می زند که بهار گله می کنه و میگه من که ازت عذر خواهی کردم ولی متین میگه هنوز برای من مبهمه که کی آدرس خونه ما رو به داداشت داده و گمون می کنم کار مسعود باشه که او میگه هر بار باهاش حرف زدم تو جریان چیزی نبود که متین به بهانه کار تلفن را قطع می کند...
بعد از قطع کردن تلفن، ریحانه به کنار متین میره و با او حرف میزنه و اول از همه بهش میگه که رفتارت با بهار اصلا خوب نیست و اگر مشکلی داری حتما باید بهش بگی که متین چیزی نمیگه و بعدش هم ریحانه میگه تو چیزی می دونی و بابام حرفی درباره مسعود بهت زده که متین میگه حساس شدی و بابات این مدت اصلا حاب و حوصله هیچ چیزی نداره که ریحانه میگه من مطمئنم ولی متین روی حرفش پافشاری می کند...
شهاب پیش علی مولایی رفته است، علی باهاش شوخی می کنه و میگه دیگه کم کم به خاطر تعداد شکایتی ها اسمتون و تو گینس ثبت کنند و سریع میره سر اصل مطلب و میگه آمار شرکت خارجی رو در آوردم، واقعیه، منتها مال خیلی قبله که شهاب میگه چجوری این موضوع رو ثابت کنیم که علی میگه تو کش گوگل هست و شهاب میگه باید راه دیگه ای پیدا کنیم، چون کار مردم عادی نیست...
فریده در حال خوندن مطلب درباره فراسمان است که سمیرا به سمتش میره و میگه اگر مدیر هتل می دید سرت تو گوشیه قطعا از کار بیکار می شدی که فریده میگه مطلبی که برای خیلی قبل هست و الان فراسمان رو کرده که سمیرا میگه یه نگاه به حال و روز خودت بنداز و فراسمان و ول کن تا بدبخت تر از این نشدی...
شهاب دور میز با خانواده اش جمع شده است و میگه دلم می خواد ریحانه و مسعود بیشتر همو بشناسن و صلاح نیست الان با هم ازدواج کنند، همه شروع به سوال پرسیدن می کنند اما شهاب میگه که فعلا حرفی نمی تونم بزنم... محمدرضا هم روی متین قفلی می زنه و میگه تو حتما از همه چی خبر داری ولی متین مقاومت می کنه... مینو و بابا اسماعیل کلی به شهاب اصرار می کنند که او اجبارا بهشون میگه حس می کنم مسعود آدم فراسمان است که همشون متعجب میشن و محمدرضا سعی می کنه جلوی پدرش را بگیرد و همان لحظه ریحانه از راه می رسد و حرفشون و عوض می کنند...
محمدرضا هم به بهانه تنها بودن سپیده از جایش بلند می شود تا برود، در راهرو هم با پدرش حرف می زند و می گوید مطمئنم که درباره مسعود اشتباه می کنی که درست همان لحظه مسعود با محمدرضا تماس می گیرد...
مسعود درباره رفتار های آقای ادهم با محمدرضا حرف می زند که محمدرضا میگه تو الان حساس شدی واسه همینه که همچین فکر های به سرت میاد و به بهانه کار داشتن، سریعا تلفنش را قطع می کند...
شهاب و متین در راه رفتن به جایی هستند و با هم درباره شکایات و مسعود حرف می زنند که کاوه با شهاب تماس می گیرد و آن ها به در خانه کاوه می روند و از شهاب اصرار که هر ماه برایش پول بریزد و از کاوه انکار که پول نمی خوام...
بهار با متین تماس گرفته است و بهش می گوید برای دیدن بابام اومدم تهران و می خوام ببینمت، متین هم فورا براش یک آدرس می فرستد...
ریحانه در خانه دوباره حرف مسعود را پیش می کشد که مادرش میگه این هایی که تو میگی به خاطر مشغله های پدرته و هیچ دلیل دیگه ای نداره که ریحانه میگه پس من میگم امشب مسعود بیاد خونمون تا همه کدورت ها از بین بره، مادرش هم می پذیرد اما میوه و شیرینی نداشتن را بهانه می کند و می گوید بهتر است بذاری برای یک شب دیگه...
نوشته خلاصه داستان قسمت ۲۱ سریال بی نشان از شبکه سه اولین بار در بلاگ جدول یاب. پدیدار شد.
تبریک سال ۱۴۰۰ + اس ام اس، متن و عکس...
ما را در سایت تبریک سال ۱۴۰۰ + اس ام اس، متن و عکس دنبال می کنید
برچسب : نویسنده : محمد جواد عظیم بازدید : 174 تاريخ : يکشنبه 20 شهريور 1401 ساعت: 13:22