خلاصه داستان قسمت ۲۸ سریال بی نشان از شبکه سه

ساخت وبلاگ

<a href='/last-search/?q=قسمت'>قسمت</a> 28 <a href='/last-search/?q=سریال'>سریال</a> بی <a href='/last-search/?q=نشان'>نشان</a>

در این مطلب از سایت جدولیاب خلاصه داستان قسمت 28 سریال بی نشان از شبکه سه را می خوانید؛ با ما همراه باشید. داستان سریال بی نشان نیز در قسمت اول، زندگی شهاب، سردبیر پیشکسوت یک رسانه خبری را روایت میکند که مسائل و موضوعات اقتصادی مبتلا به جامعه را دنبال میکند. نقش او را در این سریال پرویز فلاحیپور برعهده دارد. در کنار او متین، خواهر زاده شهاب نیز نقش یک فعال رسانهای یا به اصطلاح پاپاراتزی را برعهده دارد که فساد چهرههای مشهور را افشا میکند.

قسمت 28 سریال بی نشان

سمیرا به هتل رفته و سراغ ستاره را می گیرد که همکارش میگه خسته بود، بردمش اتاق و خوابوندمش، سمیرا هم با خیال راحت پشت سیستم میره تا اطلاعات متین را در بیاورد...
شهاب در خیریه مشغول کارش است که رفیقاش داخل حیاط پینگ پنگ بازی می کنند و سر به سر هم می گذارند...
متین به خیریه میره و ماجرای آدم ربایی خانم داور را تعریف می کند و با هم به هتل می روند، سمیرا ماجرا را تعریف می کند و می گوید کلانتری گفته باید اقوام درجه یک بیان که شهاب میگه پیگیری این برای من و متین هم مسئولیت گشتن بیمارستان ها را بر عهده می گیرد...
افشار به آقای کاظمی خبر ورود قوه قضاییه برای بررسی پرونده ها و ورود دوباره زهتاب به پرونده را می دهد و حسابی استرس دارد که بهرام میگه گاهی نقاط ضعف به قوت تبدیل میشه، تو فقط به آدمات بسپار که مطلقا هیچ کاری به خانم داور نداشته باشند...
شهاب پیش زهتاب رفته تا دنبال ردی در خصوص جنازه خانم داور بگیرد که خداروشکر با پیگیری های مصطفی چیزی پیدا نمی کند، متین هم با بیمارستان ها تماس می گیره ولی کسی با مشخصاتی که او می دهد، نیست...
ریحانه پیش او می رود و درباره مسعود حرف می زنه و میگه من مطمئنم که تو و بابا اشتباه می کنید، اما گمون می کنم که مسعود چیزی می دونه که نمیگه و متین را هم به فکر فرو می برد...
شهاب به دیدن سمیرا رفته و به او میگه خوشبختانه تا الان نه تو بیمارستان بوده و نه خبری از کشته شدنش پخش شده و سراغ ستاره را از او می گیرد که میگه اون تو هتله و شرایطش و ندارم که شهاب بعد از کلی دست دست کردن خواهش می کنه تا او را با خودش به خانه ببرد...
بابا اسماعیل و متین با هم لوله زیر سینک را درست می کنند و متین به او میگه باید چند روزی بره دامغان تا جواب سوالشو از بهار بگیره...
شهاب با دوستش رسول درباره خانم داور حرف می زند و ماجرا را براش تعریف می کنه تا او پیگیری کند که رسول میگه سوای پیگیری های من باید یکی از اعضای درجه یک خانواده اش نیز شکایت ثبت کنند...
ستاره در خانه شهاب از خواب بیدار شده، مینو و ریحانه دور او را گرفته اند تا احساس غریبی نکند ولی او بهانه مادر و پدر بزرگش را می گیرد که شهاب میگه تو فعلا این جا مهمون مایی و مادرت به زودی میاد پیشت و تو رو با خودت می برد...
دوست دختر افشین به دیدن فریده رفته و به او میگه که بهتره غذاهاشو بخوره اما فریده شروع می کنه رو اعصابش راه بره که او میگه با این کارا به هیچ چی نمی رسه و باید جلوی نیش مارشو بگیره تا زنده بمونه و بچش بی مادر بزرگ نشه...
شهاب به دیدن زهتاب رفته و مصطفی بهش میگه خبر پرونده قضاییه فراسمان رسانه ای شده و جز همکارام فقط تو و متین در جریان بودید که شهاب میگه غیر ممکن کار متین باشه و خود فراسمان به نفع خودش این کار و کرده تا دوباره ارزش سهامش را بالا ببرد و حالا وقتشه مستقیما به سراغ مدیر عامل برید که مصطفی میگه باید اوضاع کمی آرام شود و الان وقتش نیست...
شهاب با متین تماس گرفته که او میگه من تو جاده ام و توضیح میده کاری براش پیش اومده که شهاب ازش می پرسه او درباره پرونده قضاییه فراسمان به کسی حرفی زده که متین میگه شما گفتید این ماجرا محرمانس منم به کسی چیزی نگفتم...
ستاره در خانه شهاب گریه می کند و بهانه مادرش را می گیرد، مینو کمی آرومش می کنه... ریحانه از دیدن این وضعیت حالش خرابه و به مسعود زنگ می زنه تا ببینتش...
مسعود از قرار های دزدکیشون خسته است که ریحانه میگه من می خوام همه واقعیت و بدونم که مسعود مقاومت می کنه و ریحانه قضیه خانم داور را برای او تعریف می کند و می گوید الان پای یک مادر در میونه و بچش خونه ماست باید بهمون کمک کنی که مسعود میگه من تا به حال پامو تو شرکت فراسمان نذاشتم و باهاشون در ارتباط نیستم که ریحانه میگه باور نمی کنم و از ماشین او پیاده می شود...
شهاب به دیدن پدر خانم داور رفته و با او گپ می زند، شهاب کم کم بهش توضیح میده که خانم داور آنفولانزا گرفته و صلاح ندونسته بیاد و به خاطر صداش که حسابی گرفته نمی خواست شما نگران بشید...
پرستار ها با اتاق آقای داور می روند تا او را برای اکو آماده کنند، شهاب هم شماره تلفن خودش را به سوپروایزر بخش میده تا اگر آقای داور بهانه دخترش را گرفت و غیر قابل کنترل بود، با او تماس بگیرند...
مسعود با داد و بیداد به شرکت میره با پدرش بحث می کند که بهرام او را آرام می کند تا بتواند حرف بزند... مسعود بعد از آروم شدن، ناپدید شدن خانم داور را توضیح میده و میگه دو روزه که هیچ خبری از او نیست...
متین در خانه بهار منتظر او است و تا وقتی که بیاد با
بهرام با توپ پر به خانه افشار رفته و محکم توی صورتش می کوبد و بابت آدم ربایی باهاش دعوا می کند و می گوید همه کاره این پروژه منم و باید زنگ بزنی تا آزادش کنند و دیگه حق نداری پاتو توی دفتر فراسمان بذاری... افشار بعد از بیرون رفتن با کسی تماس می گیرد و او را مهندس خطاب می کند و می گوید مسئله فوری پیش آمده و همین امشب باید جلسه بگذاریم و به نظر میاد که او آدم شخص دیگری هم است تا بتواند آقای کاظمی را زمین بزند...

نوشته خلاصه داستان قسمت ۲۸ سریال بی نشان از شبکه سه اولین بار در بلاگ جدول یاب. پدیدار شد.

تبریک سال ۱۴۰۰ + اس ام اس، متن و عکس...
ما را در سایت تبریک سال ۱۴۰۰ + اس ام اس، متن و عکس دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : محمد جواد عظیم بازدید : 154 تاريخ : چهارشنبه 30 شهريور 1401 ساعت: 22:49