دنبال کنیدبهار مرادیخواندن ۶ دقیقه·۵ ساعت پیشمدرک MBA چیست و برای چه مشاغلی کاربرد دارد؟مدرک mba وزارت علوممدرک MBA بیشتر از آنکه برای یک شغل مشخص طراحی شده باشد، با «نقش مدیریتی» افراد ارتباط دارد. مدیر ارائه، مدیر منابع انسانی، مدیر اجرایی و حتی صاحب یک کسب‌وکار ممکن است تخصص‌های متفاوتی داشته باشند، اما در یک نقطه اشتراک دارند: تصمیم‌های آنها دیگر فقط به حوزه تخصصی خودشان محدود نمی‌شود.

همین مبحث یکی از دلایل توجه مدیران، کارآفرینان و فعالان کسب‌وکار به MBA است. فردی که وارد این مسیر می‌شود معمولاً می‌خواهد درک منسجم‌تری از بخش‌های مختلف یک کسب‌وکار پیدا کند و بتواند میان محوراتی مانند مالی، عرضه، منابع انسانی، استراتژی و تصمیم‌گیری مدیریتی ارتباط برقرار کند.

اما مدرک MBA دقیقاً چیست؟ برای چه مشاغلی کاربرد بیشتری دارد و آیا داشتن آن به‌تنهایی می‌تواند مسیر شغلی یک فرد را تغییر دهد؟

MBA مخفف Master of Business Administration و مربوط به آموزش مدیریت کسب‌وکار است.

ماهیت MBA بر شناخت بخش‌های مختلف کسب‌وکار و توسعه توانایی مدیریتی متمرکز است. به همین دلیل، مخاطب آن الزاماً کسی نیست که از ابتدا مدیریت خوانده باشد.

ممکن است یک فرد از حوزه مالی وارد مدیریت شده باشد، فرد دیگری سابقه فروش‌رسانی داشته باشد و شخص دیگری کسب‌وکار خودش را راه‌اندازی کرده باشد. مسئله مشترک زمانی شکل می‌گیرد که مسئولیت فرد از انجام یک کار تخصصی فراتر می‌رود و باید درباره مجموعه‌ای از مسائل کسب‌وکار تصمیم بگیرد.

در این شرایط، دوره mba قرار نیست مدیر را به متخصص تمام بخش‌های شرکت تبدیل کند. مدیر منابع انسانی لازم نیست حسابدار شود و مدیر ارائه نیز قرار نیست جای مدیر مالی را بگیرد. آنچه اهمیت دارد، توانایی درک ارتباط این بخش‌ها و تصمیم‌گیری با دیدی فراتر از یک تخصص است.

نمی‌توان فهرستی تهیه کرد و گفت هرکس یکی از این عناوین شغلی را دارد الزاماً باید MBA بخواند. میزان کاربرد این آموزش بیشتر به مسئولیت فرد بستگی دارد تا عنوانی که روی کارت ویزیت او نوشته شده است.

با این حال، چند گروه شغلی ارتباط مستقیم‌تری با آموزش‌های MBA دارند.

یکی از مهم‌ترین گروه‌ها مدیران میانی سازمان‌ها و شرکت‌ها هستند.

فرض کنید یک کارشناس ارائه پس از چند سال بازده مناسب به مدیر فروش‌رسانی تبدیل شده است. او تا پیش از این بیشتر مسئول بازده خودش بوده، اما حالا باید تیم را مدیریت کند، هدف‌گذاری داشته باشد، نحوه عملکرد افراد را بسنجد و درباره مبحثاتی تصمیم بگیرد که ممکن است با بودجه، منابع انسانی و برنامه‌های کلان مجموعه ارتباط داشته باشند.

در این مرحله، صرفاً «ارائهنده خوبی بودن» برای «مدیر عرضه خوبی بودن» کافی نیست.

همین الگو درباره بسیاری از مدیران واحدهای دیگر نیز وجود دارد. MBA برای این گروه زمانی کاربرد پیدا می‌کند که فرد بخواهد از نگاه صرفاً تخصصی فاصله بگیرد و مسائل را از جایگاه یک مدیر ارزیابی کند.

در سطوح بالاتر مدیریت، نگاه چندجانبه اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

یک تصمیم مدیریتی ممکن است از نظر ارائه منطقی باشد اما از نظر مالی قابل اجرا نباشد. تصمیم دیگری ممکن است هزینه‌ها را کم شدن دهد اما توان منابع انسانی سازمان را تحت فشار قرار دهد.

مدیر ارشد معمولاً نمی‌تواند مسائل را مستقل از یکدیگر ببیند.

به همین دلیل، شناخت حوزه‌های مختلف مدیریت کسب‌وکار برای مدیران ارشد می‌تواند کاربرد عملی داشته باشد؛ زیرا جنس مسئولیت آنها بیش از آنکه «انجام دادن» باشد، به «تحلیل کردن و تصمیم گرفتن» نزدیک است.

در بسیاری از کسب‌وکارها، بنیان‌گذار یا مدیر مجموعه ناچار است درباره مسئلهات متنوعی تصمیم بگیرد. استخدام نیروی نوین، تحلیل وضعیت فروش‌رسانی، هزینه‌ها، مذاکره، برنامه‌ریزی و جهت حرکت مجموعه ممکن است همگی بخشی از دغدغه‌های او باشند.

طبیعتاً یک صاحب کسب‌وکار نمی‌تواند متخصص تمام این حوزه‌ها باشد.

اما باید بتواند گزارش متخصصان خود را بفهمد، سؤال مناسب مطرح کند و در نهایت تصمیم بگیرد.

برای این گروه، کاربرد دوره mba بیشتر در شکل دادن به یک نگاه مدیریتی یکپارچه است. به بیان ساده‌تر، صاحب کسب‌وکار قرار نیست تمام کارها را خودش انجام دهد؛ اما باید بفهمد اجزای مختلف کسب‌وکار چگونه روی یکدیگر اثر می‌گذارند.

مشاوران و فعالان حوزه کسب‌وکار نیز می‌توانند گروه دیگری از مخاطبان MBA باشند.

دلیل آن را می‌توان در ماهیت مسائل کسب‌وکار پیدا کرد. مسئله‌ای که مشتری آن را «مشکل عرضه» می‌داند، ممکن است فقط به عرضه مربوط نباشد. شاید نرخ‌گذاری، مدل کسب‌وکار، ساختار تیم یا تصمیم دیگری در مجموعه روی حاصل اثر گذاشته باشد.

مشاوری که تنها از یک زاویه به سازمان نگاه می‌کند، ممکن است بخشی از مسئله را ببیند اما ارتباط آن با سایر بخش‌ها را نادیده بگیرد.

برای چنین افرادی، شناخت حوزه‌های مختلف مدیریت می‌تواند به تحلیل چندجانبه‌تر مسائل کسب‌وکار کمک کند.

اینجا باید میان داشتن مدرک و داشتن توانایی مدیریتی تفاوت قائل شد.

MBA به‌تنهایی تضمین نمی‌کند که فرد بلافاصله مدیر شود یا موقعیت شغلی بهتری به دست آورد. مدیریت علاوه بر دانش، به تجربه، توانایی تصمیم‌گیری، شناخت محیط کسب‌وکار و مهارت کار کردن با افراد نیاز دارد.

بنابراین نگاه واقع‌بینانه‌تر این است که مدرک MBA را بخشی از مسیر حرفه‌ای فرد بدانیم، نه جایگزینی برای تجربه کاری.

این مسئله به‌خصوص برای دانشجویان اهمیت دارد. اگر فرد هنوز تجربه‌ای از محیط واقعی کسب‌وکار ندارد، باید بداند دریافت مدرک به‌تنهایی او را در موقعیت یک مدیر باتجربه قرار نمی‌دهد.

در مقابل، برای فردی که همین حالا در یک شرکت فعالیت می‌کند، مسئولیت مدیریتی دارد یا کسب‌وکاری را اداره می‌کند، قابلیت استفاده از آموخته‌ها در مسائل واقعی بیشتر است.

اعتبار مدرک یکی از معیارهای انتخاب است، اما نباید تنها معیار باشد.

فردی که قصد شرکت در یک دوره MBA را دارد، بهتر است در کنار مدرک به سابقه اجرایی اساتید، شیوه آموزش، قابلیت استفاده عملی از مطالب و خدماتی که در طول و پس از دوره دریافت می‌کند نیز توجه داشته باشد.

برای مثال، در دوره MBA گسترش مدیریت تهران تدریس توسط استادانی انجام می‌شود که خودشان مدیر، کارآفرین و صاحب کسب‌وکار هستند. این قابلیت باعث می‌شود انتقال تجربه واقعی کسب‌وکار در کنار آموزش قرار بگیرد.

دانش‌پذیران علاوه بر این در طول دوره و پس از آن فرصت استفاده از کوچینگ و مشاوره کسب‌وکار را دارند و در صورت نیاز می‌توانند برای تحلیل مسیر فعالیت کسب‌وکارشان در فضای دیجیتال از مشاوره تخصصی مجموعه استفاده کنند.

محتوای آموزشی نیز از طریق پنل اختصاصی به‌صورت مادام‌العمر در اختیار دانش‌پذیر قرار می‌گیرد و قابلیت شرکت مجدد مجانی در کلاس‌های دوره‌های بعدی وجود دارد.

مدرک mba ارائه‌شده توسط مدرسه کسب و کا ر گسترش مدیریت تهران برای این دوره نیز قابل ترجمه رسمی است و می‌تواند در رزومه شغلی و مهاجرتی فرد مورد استفاده قرار گیرد.

شاید عنوان شغلی به‌تنهایی معیار مناسبی برای پاسخ دادن به این سؤال نباشد.

یک کارشناس ممکن است هنوز مدیر نباشد اما برای ورود به جایگاه مدیریتی آماده شود. در مقابل، ممکن است صاحب یک کسب‌وکار سال‌ها مدیریت کرده باشد اما احساس کند برای تحلیل منظم‌تر مسائل مجموعه به دانش مدیریتی ساختاریافته‌تری نیاز دارد.

بنابراین بهتر است به‌جای پرسیدن «آیا شغل من به MBA نیاز دارد؟» چند سؤال دقیق‌تر مطرح کنیم:

آیا در موقعیت کاری خود درباره مبحثاتی فراتر از تخصص اصلی‌تان تصمیم می‌گیرید؟ آیا مدیریت افراد یا یک کسب‌وکار بخشی از مسئولیت شماست؟ آیا برای تصمیم‌گیری باید داده‌ها بخش‌های مختلف را کنار یکدیگر قرار دهید؟ آیا قصد دارید در ادامه مسیر حرفه‌ای خود وارد سطوح مدیریتی شوید؟

اگر پاسخ به چند مورد از این پرسش‌ها مثبت باشد، MBA می‌تواند ارتباط بیشتری با مسیر حرفه‌ای شما داشته باشد.

در نهایت، ارزش مدرک MBA فقط به عنوانی که به رزومه اضافه می‌شود وابسته نیست. بخش مهم‌تر ماجرا این است که فرد بعد از دوره، آنچه آموخته را کجا و چگونه در تصمیم‌های واقعی خود به کار می‌گیرد.

نویسنده: محمد جواد عظیم تاریخ: شنبه 31 مرداد 1405 ساعت: 15:12 برچسب:

صفحه بندی