مرجع آموزش پیامک هوشمند، سامانه پیامکی، ارسال پیامک تبلیغاتی و راهکارهای بازاریابی پیامکی برای رشد کسبوکارها.
دنبال کنیدتهمتنخواندن ۲ دقیقه·۱ روز پیشدوست خوبروز بود یا شاید هم شب، درست یادم نیست ...با یکی از دوستان خوبم رفته بودیم سر کوه ، دوستی خوب ، از آن دوستها که لحظه ای از دنیا تو را جدا میکنند و بعد که ازشان جدا میشوی تازه به عذاب زندگی باز میگردی ، دوستان خوب زیاد داشته ام ... شاید دو سه تایی باشند ، از آن بالای کوه که پایین را نگاه میکردم ، پر از هیولاهای وحشتناک بود. انها سیاه و درشت بودند و با کمر های خمیده راه میرفتند ، من به آنها دست تکان دادم و دیدم همه اشان گنگ و نا واضحند ، صحنه ترسناکی بود آنها راه میرفتند و میان آن درخت ها و سبزه ها گم میشدند ، من اما اینجا کنار دوست خوبم بودم ، ماشین سفیدش را پارک کرده بود و با هم آمده بودیم لب کوه تا پایین را نگاه کنیم ، او هم یقینا هیولاهایی آن پایین دیده بود ، یا شاید هم ندیده بود درست نمیدانم . آنجا ایستاده بودیم و میخندیدیم ، آخر دوست های خوب عادت دارند که بخندند چون میتوان کنار آدم های خوب خندید بی آنکه نگران بود ...
بعد سوار ماشین شدیم ، ماشین سفید بلند که داشبوردش کثیف است و کمبرند آن لق و شل ، هیولا ها اما دنبالم آمده بودند در جاده کنار درختان و سبزه ها ایستاده بودند و راه میرفتند ... رفتیم و رفتیم. در راه یادم نیست در چه باره ای صحبت کردیم اما صحبت خوبی بود ؛ چون با دوستان خوب هر صحبتی خوب است ، جاده را پایین آمدیم و وارد شهر شدیم ، شهر را گذراندیم و همانطور رفتیم و رفتیم و رفتیم ... من موسیقی گذاشتم با سیمی زرد و موسیقی پخش شد موسیقی گوش دادیم موسیقی خوب ، من میدیدم ذره ذره تعداد هیولا ها کمتر میشد ، آنها انگار رفته بودند تا زودتر سر تختم بخوابند اما این مدت ندیدنشان خوب بود . بعد راندیم و رانیدیم و او گفت موسیقی را برایش ارسال کنم و من هم کردم ... او دوست خوبی هست و حتی چند بار به من گفته که من هم دوست خوبی هستم، ...آدم باید دوست خوبی داشته باشد تنهایی خوب نیست . اگر دوست خوبی دارید او را سفت بچسبید .
برچسب:
نویسنده: محمد جواد عظیم