☰
دنبال کنیدنبض صداوسیماخواندن ۳ دقیقه·۲ روز پیشسمفونی دلتنگی؛ قصه جدایی به زبان موسیقیامیرحسین محمدزاده | دانشجوی ارشد تهیهکنندگی رادیو – دانشگاه صداوسیمازمان لازم برای مطالعه: 3 دقیقه
پس از گذشت چهار ماه از شهادت رهبر انقلاب و با فروکش کردن نسبی آتش جنگ، مردم ایران خود را برای آخرین دیدار با قائد امّت اسلامی در پایتخت، مصلای امام خمینی(ره)، آماده میکنند. هنر انقلاب در این رویداد نیز همچون دیگر وقایع مهم، در تلاش برای روایت احساسات و عواطف مردم است تا با ثبت آثاری ماندگار از این مراسم، بتواند دین خود را به رهبر شهید انقلاب اسلامی ادا کند.
موسیقی یکی از هنرهای تأثیرگذار در چنین رویدادهایی است و حضور آن در صحنههای مهم تاریخ انقلاب، سابقهای درخشان دارد. نمونه مشابه آن را میتوان در مراسم تشییع و خاکسپاری امام خمینی(ره) دید. اگرچه با توجه به اقتضای آن زمان، کیفیت تولیدات مطلوب نبود، اما آثار بهیادماندنی چون «آسمانی شد» با آهنگسازی محسن حسینی و با صدای حسامالدین سراج، هنوز هم شنیده میشوند. علاوه بر این سرود «دریغا ای دریغا» با صدای محمد گلریز و «اشک افشان» و «صبح صادق» با نوای حاج صادق آهنگران، از برجستهترین قطعاتی هستند که هنرمندان آن دوره در وصف امام خمینی(ره) ساختند. پخش این قطعهها توسط رسانه ملّی پس از سال ۱۳۶۸ موجب شد که این آثار، پس از دههها، همچنان در اذهان بسیاری از مردم باقی بمانند.
در هشتم تیرماه امسال، قطعه پنجدقیقهای «وداع» با آهنگسازی حبیب خزاییفر انتشار یافت. در کنار آن، قطعات «والصبح» با صدای محمد معتمدی و «آه از آن اسفند» با صدای علیرضا افتخاری نیز در دسترس قرار گرفتند و بسیار مورد توجه قرار گرفتند. اما ماندگاری قطعه «وداع» بر حافظه مخاطبان غیرقابلکتمان است؛ قطعهای که سختی جدایی را فریاد میزند و قابهایی از چهرههای مغموم و عطش انتقام را در ذهن تداعی میکند؛ چهرههایی که هرکدام به نحوی سفره دل خود را با رهبر شهیدشان باز میکردند.
حبیب خزاییفر، آهنگساز ایرانی، متولد ۲۶ تیرماه ۱۳۶۲ در شهر تهران است که فعالیت خود را در زمینه ساخت موسیقی از عرصه تئاتر آغاز کرد و به واسطه همکاری در فیلمهای کوتاه با محمدحسین مهدویان آشنا شد. آهنگسازی او برای مجموعه «روایت فتح» نقطه آغاز همکاری این هنرمند با تلویزیون بود. خزاییفر علاوه بر نامزدی سیمرغ بلورین جشنواره فیلم فجر، جوایز متعددی از جشنواره سینماحقیقت و جشن مستقل سینمای مستند در کارنامه هنری خود دریافت کرده است.
با اینکه مرثیههای بسیاری در وصف این مراسم خوانده شد و دلهای غمزدهای را که برای آخرین دیدار به مصلی آمده بودند، با چشمانی اشکبار راهی خانههایشان کرد، اما قطعه «وداع» با آنها تفاوتی اساسی دارد و آن این است که این اثر با هر بار شنیدهشدن، قدرت زنده کردن خاطرات روزهای جدایی از رهبر شهید را دارد؛ اثری که با هر بار شنیدهشدن، مخاطب را در حسرت میگذارد. انگار که هیچ زبانی توان وصف آن غم را ندارد، بهجز زبانی چون موسیقی که گیراترین زبان هنر است.
«وداع» در همان ابتدا با حسی غریبانه، شنونده را درگیر میکند. رفتهرفته، صدای دمام و طبل ریتم تندتری به خود میگیرد و موسیقی حالت حماسی پیدا میکند. در ادامه، کمانچه اضافه میشود؛ گویی شنونده را به اعماق تاریکی میبرد و با روشن کردن حس غم، بذر دلتنگی را در دل او میکارد. سپس با یک فرود دلنشین، موسیقی مسیر خود را تغییر میدهد. قطعه با ایجاد حرکت نتها بین غم و دلتنگی، مخاطب را مدام به تنش وا میدارد؛ تنشی حاصل از درک مظلومیت و معصومیت که قلبها را سنگین میکند.
در میانه، قطعه بر همان فضا ادامه مییابد؛ نغمههایی که خبر از ادامه راه میدهند و دل هرکسی را، هرچند که مشقت و التهاب را چشیده باشد، قرص میکنند. تا جایی که با بازگشت به حالت حماسی، گویی «وداع» وعده یک پیروزی عظیم را میدهد؛ آنچه در مسیری سخت قرار گرفته، با خاتمهی دلپذیر همراه خواهد شد که تلخی راه را شیرین میکند.
آنچه در مصلی دیدیم، انگار در این موسیقی میتوانیم بشنویم و تلفیق آن با نگارهها و فیلمهای ثبتشده از مراسم، از رادیو و تلویزیون گرفته تا شبکههای مجازی، بر مخاطب تأثیر خود را گذاشت. «وداع» روایت میکند که چگونه جدایی از یک رهبر میتواند به تجربهای جمعی بدل شود؛ تجربهای که برای دلدادگان این مکتب چنان سنگین است که شاید شنیدن دوباره این موسیقی برایشان دشوار باشد.
این مطلب در نبض تجربه شماره 33 نشریه نبض دانشگاه صداوسیما ارائه شده است.
نویسنده:
محمد جواد عظیم
تاریخ:
چهارشنبه
18 شهريور
1405
ساعت:
17:13