دنبال کنیدDast Andazخواندن ۲ دقیقه·۲ روز پیشو ما ویرگولی‌ها بزرگ‌تر شدیم!ده سال است که در ویرگولم. در این ده سال، کم ندیده‌ایم؛ از روزهای آرام و بی‌خبر گرفته تا روزهایی که یک اتفاق سیاسی، حال و هوای همه‌مان را عوض کرده است. من هم، مثل بسیاری از شما، در هر کدام از این اتفاق‌ها چیزی نوشته‌ام؛ گاهی با خشم، گاهی با امید، گاهی با اطمینان و گاهی با تردید.

اما در واکنش‌های اخیر، چیزی دیدم که برایم از خودِ آن اتفاق‌های سیاسی جالب‌تر بود. دیدم که ما بزرگ‌تر شده‌ایم.

سال‌های قبل، اختلاف‌نظر گاهی خیلی زود به خاتمه یک دوستی مجازی منجر می‌شد. کافی بود با کسی هم‌نظر نباشی؛ ممکن بود لیچاری بارت کند، آنفالو کند و برود؛ انگار اختلاف در یک محور، تمام آنچه را پیش از آن میان دو آدم گذشته بود، بی‌اعتبار می‌کرد.

اما این بار اتفاق دیگری افتاد. در میان مشاجره‌های اخیر، به‌جز یک نفر که نظراتش را پاک کرد و رفت، بقیه ماندند. ماندند و یادداشت‌های بعدی‌ام را هم خواندند. عجیب‌تر اینکه گاهی همان کسانی که ساعتی قبل با من اختلاف‌نظر داشتند، در یادداشت بعدی‌ام نظری آرام و مهربان گذاشتند؛ گاهی حتی لایک هم کردند.

انگار کم‌کم یاد گرفته‌ایم که می‌شود با هم مخالف بود و همچنان همدیگر را دوست داشت. می‌شود از حرف کسی ناراحت شد، اما خودش را حذف نکرد. می‌شود گفت «با تو موافق نیستم» و در عین حال نگفت «پس دیگر نمی‌خواهم تو را ببینم.»

نشانه‌ی دیگری هم هست. دیگر کمتر اهل بده‌بستانیم. کم‌کم فهمیده‌ایم که اگر کسی یادداشت ما را نخواند یا لایک نکند، لزوماً بی‌احترامی نکرده است. آدم‌ها زندگی دارند، گرفتاری دارند، حال و حوصله ندارند و گاهی فقط نمی‌رسند. و با این حال، روز بعد دوباره می‌آیند، یادداشتت را می‌خوانند و اگر چیزی در آن پیدا کنند که با دلشان ارتباط برقرار کند، لایک هم می‌کنند؛ نه برای اینکه تو قبلاً نوشته‌شان را لایک کرده‌ای، بلکه چون واقعاً نوشته‌ات را دوست داشته‌اند.

این برای من، یکی از زیباترین اتفاق‌هایی است که در این ده سال ویرگولی دیده‌ام. شاید ویرگول در این سال‌ها فقط جایی برای نوشتن ما نبوده است؛ شاید خودمان هم، در اینجا، کمی نوشتن و زندگی کردن را از هم یاد گرفته‌ایم.

یاد گرفته‌ایم که آدم‌ها را نباید به اندازه‌ی یک نظرشان کوچک کرد. یاد گرفته‌ایم که اختلاف‌نظر، الزاماً دشمنی نیست. یاد گرفته‌ایم که می‌توان ماند، حتی وقتی موافق نیستیم. و شاید مهم‌تر از همه، یاد گرفته‌ایم که بزرگ بودن، همیشه به معنای حق داشتن نیست؛ گاهی به معنای تحمل کردنِ حقِ دیگری برای متفاوت بودن است.

ویرگولی‌های عزیز، اگر این روزها گاهی از خودمان ناامید می‌شویم، من دست‌کم در اینجا چیزی برای امیدواری دیده‌ام. من در این ده سال تغییر کرده‌ام؛ شما هم تغییر کرده‌اید. و خوشحالم که می‌توانم بعد از ده سال بگویم: ما ویرگولی‌ها، بزرگ‌تر شده‌ایم.

برای شما که بی‌آنکه بدانید، به من بزرگی و متانت آموخته‌اید و می‌آموزید، آرزوی بهترین‌ها را دارم.

نویسنده: محمد جواد عظیم تاریخ: چهارشنبه 18 شهريور 1405 ساعت: 17:13 برچسب:

صفحه بندی