خرید بک لینک

دنبال کنیدرضا کاکرودیخواندن ۵ دقیقه·۱۶ ساعت پیشچرا بعد از جدایی دلم می‌خواهد برگردم؟ | علت میل به بازگشت به رابطه بعد از جداییرضا کاکرودی | روانشناس بالینی و روان‌درمانگر تخصصی رابطه و اضطراب دلبستگیمقدمهرابطه تمام شده.

می‌دانی چیزهایی در آن رابطه وجود داشت که آرامشت را از بین می‌برد.

اما چند روز یا چند هفته بعد، ناگهان یک فکر ابتدا می‌شود:

و کم‌کم مشکلاتی که باعث جدایی شدند، در ذهنت کوچک‌تر به نظر می‌رسند.

«اگر می‌دانم این رابطه به من آسیب زده، پس چرا هنوز دلم می‌خواهد برگردم؟»

این احساس لزوماً به این معنا نیست که جدایی اشتباه بوده است.

وقتی مدت زیادی با یک نفر زندگی کرده‌ای، حضور او بخشی از زندگی روزمره و الگوی هیجانی تو شده است.

بعد از جدایی، فقط یک آدم را از دست نداده‌ای؛ بخشی از روتین زندگی‌ات هم تغییر کرده است.

به همین دلیل ممکن است دلت برای چیزی تنگ شود که لزوماً خود رابطه نیست.

بعد از جدایی، ذهن گاهی قسمت‌های خوب رابطه را برجسته می‌کند.

اما ممکن است فراموش کنی چرا اصلاً رابطه به جدایی رسید.

دلتنگی، تاریخچه رابطه را همیشه دقیق بازسازی نمی‌کند.

گاهی چیزی که می‌خواهی، برگشتن به رابطه نیست.

ممکن است دلت برای «داشتن یک نفر» تنگ شده باشد، نه لزوماً برای «داشتن همان فرد».

اگر رابطه منبع اصلی آرامش، توجه یا احساس ارزشمندی تو بوده باشد، بعد از جدایی خلأ بزرگی ایجاد می‌شود.

ذهن برای پر کردن این خلأ، ساده‌ترین راه را پیشنهاد می‌کند:

گاهی دلت برای خود رابطه تنگ نشده؛ برای ادیشن‌ای از رابطه دلتنگی.

همان رابطه‌ای که آرزو داشتی می‌توانست باشد.

اگر فقط احساسات تغییر کرده‌اند اما الگوهای قبلی همان هستند، احتمال تکرار گذشته زیاد است.

یکی از دلایل، فاصله گرفتن از تجربه‌های ناخوشایند روزمره است.

وقتی دیگر در معرض دعوا، بی‌توجهی، ابهام یا رفتارهای آزاردهنده نیستی، بخش هیجانی ذهن ممکن است بیشتر روی فقدان تمرکز کند تا علت جدایی.

به همین دلیل ممکن است بعد از مدتی با خودت بگویی:

در حالی که بهتر شدن احساس دلتنگی الزاماً به معنای بهتر بودن رابطه نیست.

قبل از برگشتن، این سؤال‌ها را از خودت بپرس:

این سؤال‌ها کمک می‌کنند بین دلتنگی و تصمیم درست تفاوت بگذاری.

بازگشت فقط به خاطر دلتنگی، معمولاً دلیل کافی نیست.

اگر قرار است دوباره رابطه را امتحان کنید، بهتر است تغییرهای مشخصی وجود داشته باشد:

هر دو نفر مسئولیت سهم خود را پذیرفته باشند.

درباره مرزها و انتظارات تازه توافق وجود داشته باشد.

برگشتن به رابطه قبلی بدون تغییر الگوها، معمولاً فقط ابتدا دوباره همان داستان است.

بوده و تغییر معناداری اتفاق نیفتاده است، صرف دلتنگی نباید تصمیم‌گیرنده باشد.

در روابطی که خشونت یا تهدید وجود دارد، اولویت با امنیت فرد است و تصمیم‌گیری بهتر است با حمایت حرفه‌ای و متناسب با شرایط انجام شود.

احساس، گزارش‌ها می‌دهد؛ اما به‌تنهایی تصمیم نمی‌گیرد.

ممکن است دلت برای کسی تنگ شود و در عین حال بدانی که رابطه با او برایت مناسب نبوده است.

این دو احساس می‌توانند همزمان وجود داشته باشند.

رابطه نباید تنها منبع معنا، هیجان یا آرامش تو باشد.

حتی ممکن است بعد از مدتی شدیدتر هم احساس شود.

اما دلتنگی به‌تنهایی ثابت نمی‌کند که باید برگردی.

«اگر دوباره برگردم، آیا واقعاً چیزی در این رابطه تغییر کرده است؟»

این مقاله توسط دکتر رضا کاکرودی، روانشناس و روان‌درمانگر نوشته شده است؛ با تمرکز تخصصی بر اضطراب دلبستگی، وابستگی عاطفی، ترس از رهاشدگی، سوگ عاطفی و روابط ناایمن.

به دلیل ترکیبی از دلتنگی، عادت، وابستگی عاطفی، ترس از تنهایی و امید به تغییر.

نه لزوماً. دلتنگی می‌تواند ناشی از عادت، فقدان، تنهایی یا وابستگی هم باشد.

فقط مطابق دلتنگی تصمیم نگیر. مرور کن آیا علت جدایی واقعاً تغییر کرده و آیا هر دو نفر آمادگی ساختن رابطه‌ای متفاوت را دارید.

فاصله گرفتن از بخش‌های ناخوشایند رابطه می‌تواند باعث شود ذهن بیشتر روی خاطرات مثبت و احساس فقدان تمرکز کند.

لازم نیست احساساتت را انکار کنی. می‌توانی هنوز کسی را دوست داشته باشی و همزمان انتخاب کنی که رابطه‌ای ناسالم را ادامه ندهی.

برچسب: نویسنده: محمد جواد عظیم تاريخ: جمعه 23 مرداد 1405 ساعت: 17:48

صفحه بندی