خرید بک لینک

دنبال کنیدNazanin Bagheriخواندن ۲۳ دقیقه·۲۱ ساعت پیش۲. چرا رابطه‌ی عاطفی دوستانه بین مرد و زن ممکن نیست.عامل‌هایی که باعث گسترش رابطه‌ی دختروپسر هستند. گفتیم در فضایی که پدیده‌ای فراگیر می‌شود، آسیب ایجاد می‌شود. آسیب چه بود؟ اینکه فراگیر بودن از مقطع خود خارج شود و به مقاطع پایین‌تر سرایت کند؛ یعنی میان دختران رده‌ی ابتدایی و متوسطه‌ی اول و پسران متوسطه‌ی اول رواج یابد. یعنی نوجوانی که در مرحله‌ی نخستین تحصیلی است، در حال تجربه کردن دوران عاشقی است. این روابط در اینترنت نیز رواج یافته است. وقتی رفتاری فراگیر شد، مشکل‌ساز می‌شود و در چنین فضایی، آدم‌هایی که شخصیت متوسط یا ضعیف دارند، نمی‌توانند مسئله را درست تحلیل کنند و به‌اصطلاح، جوگیر می‌شوند. در چنین موقعیتی، هر چه برای آنان بیان می‌دهیم تا مسئله معلوم شود و در مقابل ما جبهه‌گیری نکند، موثر نیست. سال‌ها پیش ما جامعه‌ای بودیم، نسبتاً سنتی. یعنی چه؟ یعنی خانواده‌محور بود. در چنین خانواده‌هایی، پدر محور خانواده و مادر مدیر خانه و تامین‌کننده و کنترل‌کننده نیازهای عاطفی اعضای خانواده بود. بچه‌ها در آغوش مادربزرگ رشد می‌کردند و بزرگ می‌شدند. بزرگ‌ترها در خانواده جایگاه ویژه‌ای داشتند و میان اعضای خانواده بِده‌بِستان بود، بازی می‌کردند، می‌خندیدند و بچه‌ها حتی کتک می‌خوردند. در شرایط فعلی، بعضی مادران به بچه‌ها باج می‌دهند؛ چون نمی‌توانند به لحاظ عاطفی تامینشان کنند. آن‌ها جرئت ندارند به فرزندشان اخم کنند و به آن‌ها نه بگویند. این مادران بچه‌ها را لوس و بی‌ادب بار می‌آورند و بچه‌هایی که این‌گونه باشند، تا آخر عمر بیچاره‌اند. آرام‌آرام ازین فضای سنتی به فضای مدرن وارد شدیم؛ یعنی به جَوی که زنان به دنبال یافتن کار هستند و آقایان برای اینکه زندگی‌شان مدرن و مجلل شود و خوش‌تیپ و مطابق مد باشند، همیشه در حال کار کردن و خرج کردن‌اند.در این سبک زندگی خرج زیاد است یا بَرج؟ زمانی خرج زیاد است و موقعی برج. بین خرج و برج خیلی تفاوت است. معنای برج زیاد است. یعنی چه؟ به‌طور مثال، دیگران آخرین مدل تلدیزیون را خریداریاه‌اند؛ ولی مدل تلویزیون ما قدیمی است؛ ازین رو، بسیار تلاش می‌کنیم که به سطح زندگی آن‌ها برسیم و تلویزیونی شبیه آن‌ها بخریم و این یعنی برج زیاد است. بنابراین، پدران و مادران در حال دویدن و کار کردن برای تامین برج زندگی هستند و در این موقعیت، بچه‌ها به حال خود رها و با کمبود محبت و توجه رو‌به‌رو می‌شوند. حال، والدین، کمبود محبت در بچه‌ها را چگونه جبران می‌کنند؟ فقط با سرویس‌دهی مالی، با سفارش طلا، تبلت، رایانه، ماشین، و ... . در واقع، آن‌ها این‌گونه به بچه‌ها باج می‌دهند؛ چون راهکار دیگری ندارند. در این صورت است که با کمبود و عطش عاطفی در دختران و پسران رو‌به‌رو می‌شویم. اگر رندوم از پدران بپرسید که آخرین باری که دختر یا پسرت را دیده‌ای و تعریفش را کرده‌ای چه وقت بوده است، با تعجب نگاه می‌کنند. حال در این فضا محور دیگری هم مطرح می‌شود. آن مبحث چیست؟ اینکه ما در جامعه‌ای زندگی می‌کنیم که حدود و حریمی بین دختر و پسر وجود دارد و هرگونه رابطه‌ای بین آن‌ها آزاد نیست. یعنی دختر و پسر در جامعه به راحتی نمی‌توانند در هر سطحی با هم ارتباط برقرار کنند. دختران در چنین جامعه‌ای نمی‌توانند هر لباسی که خواستند، بپوشند؛ یعنی نیمه‌پوشیده باشند و از سوی دیگر نیاز عاطفی و محبتی خود را از هر راهی تامین کنند. از طرف دیگر، پسران نیز به نیازهای خود به هرشکلی و از هر راهی پاسخ دهند. حال، اگر در چنین فضایی عادی‌سازی روابط دختر و پسر نیز مطرح شود، مطمئناً در مقابلش جبهه‌گیری‌هایی می‌شود که خود من نیز دلیل‌هایی فلسفی در ردّ این‌گونه روابط دارم. کمبود عاطفی و فضاسازی‌هایی که در جامعه است، موجب می‌شود که برخی دختران و پسران به روابط مخفیانه میل پیدا کنند؛ چون نیاز عاطفی دارند. در روان‌شناسی، خصوصاً روان‌شناسی غربی، یکی از اختلال‌روانی، میل به آرایش غلیظ و نامتعارف در ادامه پوشش نامتعارف در جامعه است که باید درمان شود. منشا این بیماری چیست؟ کمبود عاطفی یکی از منشاهای این بیماری‌ست. دختری که کمبود عاطفی دارد، آن را با چه چیزی جبران می‌کند؟ با جلب توجّه دیگران. درواقع، جلب توجّه برادر دوقلوی محبت است. مطلبی‌ که باید در ادامه به آن بپردازیم، پاسخ به این پرسش است که چرا روابط دختروپسر فراگیر شده است؟ در پاسخ باید گفت که در فراگیر شدن ارتباط‌ها در جامعه پنج عامل موثر است:۱. انگیزه؛۲. زمینه؛۳. مسیر؛۴. ناآگاهی؛۵. مدیریت‌‌نکردن‌‌عاطفه‌و‌قلب.این پنج محور در کنار هم، موجب فراگیری ارتباط دختران و پسران در جامعه می‌شود و افراد را دچار مشکل و تناقض می‌کند؛ یعنی بسیاری از خانواده‌ها با این‌گونه رابطه‌ها مخالف‌اند؛ ولی جوانان و نوجوانانی که درگیر این روابط‌اند، نه‌تنها موافق، بلکه در این زمینه مشکلی حس نمی‌کنند.

بنابراین، این اختلاف دیدگاه به مشکلی اجتماعی تبدیل شده است. ۱. انگیزهوقتی مسئلهی فراگیر می‌شود، شخصیت‌های ضعیف و متوسط دچار مشکل می‌شوند؛ اما شخصیت‌های نسبتاً‌ نرمال می‌توانند، مسئله را تحلیل کنند. حال اگر از حدود و حصارهای جامعه که در این باره ما را محدود می‌کنند، خارج شویم و از بالا به مسئله بنگریم، نخستین پرسشی که مطرح می‌شود این است که چرا این مسئله این‌قدر در جامعه فراگیر شده استانگیزه نخستین عامل فراگیری ارتباط در جامعه است بر این اساس راید دید چه انگیزه‌هایی موجب شده است که رابطه دختران و پسران به محوری فراگیر تبدیل شود. من دختران جامعه را به سه دسته تقسیم کرده‌ام:۱. دختران متشخص و تحلیلگر؛۲. دختران معمولی که با هر موجی همراه می‌شوند؛۳. دخترانی که در نقطه مقابل متشخص‌ها قرار دارند. ۱.۱. دختران متشخص و تحلیلگردختران متشخص دخترانی هستند که شخصیتشان شکل گرفته و ثابت شده است. این دختران به حقیقت وجودی خود پی برده و برای خود شخصیت‌سازی کرده‌اند. نمونه افراد متشخص در جامعه‌ی ما زیاد است.مثلاً میان آقایان شهید چمران شخص فوق العاده متشخصی است. ایشان در هتلی اقامت کرد که از هر طرف صدای موسیقی لهوی می‌آمد اما ایشان در این موقعیت، مناجاتی نوشته است که وقتی انسان متوجه عمق آن می‌شود اشک از چشمانش جاری می‌شود. شهید چمران در آخرین نسخه جدید از وصیت‌نامه‌اش می‌گوید: "به‌هیچ‌وجه پشیمان نیستم که آمریکا را با تمام مظاهر رفاه و تفریحش رها کردم و به جنوب لبنان رفتم و کنار بچه‌های فقر که کفش برای پوشیدن نداشتند زندگی کردم."او آدم متشخصی است؛ چرا که اگر تمام مردم دنیا هم فاسد شوند سالم می‌ماند. تابلوی شمعی دارد که زیر آن نوشته است: "شاید نتوانم با این شمع تاریکی‌های دنیا را روشن کنم اما یک شمع می‌تواند تفاوت تاریکی و روشنایی را مشخص کند. یک شمع می‌تواند بگوید عیار تاریکی چقدر است و عیار روشنایی چقدر."همسر شهید چمران می‌گوید: "به من گفته بود هرچه که بچه‌ها در یتیم خانه خوردند به من هم بدهید. شبی به منزل ما آمد. مادرم غذای گرمی برای مصطفی پخته بود. ساعت ۱ شب بود. وقتی غذا را جلوی او گذاشتم، اولین سوالی که پرسید این بود که بچه‌ها چه خوردند؟ به او گفتم آنها غذای دیگری خوردند. این غذا را مادرم برای تو پخته است. گفت مگر نگفتم هر چیزی که بچه‌ها می‌خورند به من هم از همان‌ها بده. گفتم حالا که بچه‌ها خواب هستند و نمی‌بینند. به من جمله‌ای گفت آن‌ها خوابند آیا خدای بچه‌ها هم خواب است؟"دخترهایی که شخصیت‌شان شکل گرفته و ثابت شده است، هر مسئلهی را نخست تحلیل و آسیب‌شناسی و سپس برآیند‌گیری منطقی می‌کنند. این‌گونه دخترها کم نیستند. هرچند که بعضی معتقدند تعداد آن‌ها زیاد نیست.در تهران در پژوهشی میدانی، با پسر ثروتمندی روبه‌رو شدم که با دختران زیادی رابطه داشت. ولی به ازدواج تن نمی‌داد. وقتی به او گفتم که چرا ازدواج نمی‌کنی برایم تحلیلی کرد که حالم بد شد. او گفت: "صبح که از خواب بیدار می‌شوم سوار ماشین بهای‌ام می‌شوم و به خیابان می‌روم به عدد دختران تهرانی بسته به منطقه‌ی جغرافیایی در تهران، ژورنالی (مجله‌ی مخصوص مد و لباس) مقابل چشمانم است. که به سلیقه‌ی همان‌روزم یکی را سوار می‌کنم. برای ۱۰ تا ۱۲ ساعتی که با من است اگر بخواهم هزینه‌ی زیادی خرج کنم روزانه ۱۵ هزار تومان است. اینطوری ماهیانه ۴۵۰ هزار تومان خرج می‌کنم. تکراری هم نیست. حالا اگر بخواهم ازدواج کنم، همیشه باید با یک نفر باشم و خرج هم بیشتر می‌شود."وقتی با آن پسر از آرمان‌ها و انسان بودن و جایگاه انسان حرف زدم گفت: "گران‌ترین دختر در ایران فکر نمی‌کنم ارزشش بیشتر از ۳۰۰ میلیون تومان باشد که من به راحتی او را می‌توانم بخرم."یکی از فیلسوفان غربی می‌گوید زن غربی به درشکه‌ی کرایه‌ای تبدیل شده است. به او گفتم: "دختران متشخصی را می‌شناسم که آنچنان گوهر وجودی خود را شناختند که اگر تمام دنیا سند منگوله‌دار تو باشد و با آن گران بها‌ترین ماشین‌ها را هم تهیهاری کنی و با آن ماشین به سمتشان بروی مطمئن باش تو را تحویل نمی‌گیرند." هر کار روشی و هر روش منطقی و هر منطق راهکارهایی دارد. اگر راهکارها درست مرور شوند، بی‌شک خروجی‌ی درستی به دست خواهد آمد. انسان متشخص بی‌تردید به تمام این مسیر توجه کرده و به آن عمل می‌کند. ۲.۱. دخترانی که با هر موجی همراه می‌شوند دومین گروه دختران معمولی هستند که به ثبات و تحلیل درستی نرسیده‌اند. این دست خود را با موج رفتارهای فراگیر شده همراه می‌کند. این گروه خود دو دسته می‌شوند:۱. افراد با‌اصالت و خانواده‌دار؛۲. افراد بی‌اصالت.

۲.۱.۱. افراد با اصالتانگیزه‌هایی که باعث می‌شود دختران اصیل با این گونه رفتارهای فراگیر همراهی کنند عبارت است از:۲.۱.۱.۱. ازدواج بسیار مشاهده می‌شود که افراد با نیت ازدواج، به این فضا وارد می‌شوند. به عنوان نمونه دختر و پسری را در پارکینگ فرودگاه گرفته بودند. از من خواستند که به آن‌ها مشاوره دهم. پسر ۱۵ سال داشت و دختر ۱۳ سال. پسر به مادرش گفته بود که برایش به خواستگاری برود و خب مادر به دلایل منطقی نپذیرفته بود. بنابراین پسر خودش دست‌به‌کار شده بود و به خواستگاری دختر رفته بود. به پدر دختر گفته بود که من برای خواستگاری دخترتان آمده‌ام. بعد که پدر دختر ناامیدشان کرده بود، تصمیم به فرار گرفته بودند. چرا که نتوانستند به هدفشان برسند. حال پرسش این است که آیا واقعاً دختر و پسری در این سن یا حدود ۱۸ ساله، چشم‌انداز درستی از زندگی‌اش دارد که بتواند تصمیم درستی برای ازدواجش بگیرد؟ آیا شخصیت آن‌ها دقیق شده و به ثبات رسیده است تا بشود بر تصمیم‌های آن‌ها اعتماد کرد؟۲.۱.۲.۱. شناخت یکدیگر بعضی افراد با گرفتن قیافه‌ی روشنفکران، برای شناخت همدیگر تن به ارتباط می‌دهند. من با دختر ۱۵ یا ۱۶ ساله‌ای صحبت کردم که می‌خواست ازدواج کند ۱۰ یا ۱۲ پرسش درباره ازدواج از او پرسیدم. از جمله شغل پسر، تحصیلات پسر، نظر پدر و مادر، چگونگی رویارویی با مشکلات در آینده و ... . جواب هیچ کدام را نمی‌دانست فقط از روی خامی می‌گفت که بعداً با آنها کنار می‌آیم و برایش فکری می‌کنم. این دختر هیچ چشم‌اندازی از آینده نداشت. روان‌شناسان معتقدند که انسان در زندگی ۵ مرحله را طی خواهد کرد:۱. مرحله‌ی گیرندگی غیر فعال؛۲. مرحله‌ی گیرندگی فعال؛۳. مرحله‌ی کنترل عضلانی؛۴. مرحله‌ی آغاز تشخیص هویت جنسی؛۵. مرحله‌ی کمال هویت جنسی.گیرندگی غیر فعال مخصوص نوزاد تازه به دنیا آمده‌ای است که قدرت تشخیص ندارد. برای مثال، اگر اذان یا موسیقی برایش پخش کنید در روحش اثر می‌گذارد. ولی خودش فعالانه متوجه نمی‌شود و فقط آواهایی را می‌شنود. در گیرندگی فعال، نوزاد احساس می‌کند که کسی به او خدمت می‌کند ولی مادر یا غیر مادر برایش فرقی نمی‌کند.در مرحله‌ی کنترل عضلانی، بچه‌ای که نمی‌توانست روی پاهایش بایستد، پس از طی مراحلی از رشد قادر به ایستادن می‌شود. مرحله‌ی آغاز تشخیص هویت جنسی، در مرز بین دوران کودکی و نوجوانی است. ابتدای سن نوجوانی و خاتمه کودکی. روان‌شناسان معتقدند که در مرحله‌ی تشخیص هویت جنسی، پسران به دنبال جذب تمام دختران از هر طیفی هستند. یعنی برای پسر ۱۶ ساله مهم نیست که فرد مقابل او چگونه دختری است. فقط چون دختر است، به دنبال جذب نگاه اوست. قتی به مرحله‌های بالاتری می‌رسد، می‌تواند تشخیص دهد که چه دختری مد نظرش است. بیشتر پسرانی که زود‌هنگام، درگیر مبحث ازدواج و رابطه می‌شوند در مرحله آغاز تشخیص هویت جنسی قرار دارند. در این مرحله در حالی که دیدی عمومی دارند و قدرت تشخیص وسیعی ندارند، دختری را انتخاب می‌کنند. وقتی به مرحله بعد رسیدنند، درباره فرد دلخواه، پرسش‌های زیادی برایشان مطرح می‌شود.پسران دانشجوی زیادی هستند. یکی می‌گفت که دختری را انتخاب کرده بودم و با او رابطه داشتم. همین که وارد دانشگاه شدم، فهمیدم که او به درد من نمی‌خورد. یعنی او در دوران دبیرستان کسی را انتخاب کرده بود که فقط دختری باشد که او را بشناسد. اما اکنون که به کمال هویت جنسی خود نزدیک شده است، فهمیده که اشتباه کرده است. پسرهای بسیاری بودند که به ازدواج‌های اجباری تن دادند و علاوه بر این دخترهای زیادی هم بودند که دچار شکست عشقی شدند. پسری بود که بعد از ازدواج می‌گفت پشیمانم. وقتی علت را جویا شدم فهمیدم که در دوران نوجوانی فردی را انتخاب کرده بوده و رفته. از انتخابش پشیمان شده بود. اگا به اصرار دختر و به دلیل وجود رابطه، ازدواج کرده بودند و حالا دنبال راهکاری برای جدایی بودند.۲.۱.۱.۳. نیاز به کمک و اظهار گرفتاریبعضی پسرها در فضای مجازی آیدی‌ها با شناسه‌هایی دارند با نام: (می‌خواهم خودکشی کنم) یا (پسر افسرده) و ... . دختران با دیدن این جمله‌ها دلیل را جویا و از در همدردی وارد می‌شوند و در خاتمه تن به ارتباط می‌دهند. یعنی کم‌کم از فضای دلسوزی وارد فضای ارتباط می‌شوند. در گام‌های نخستین یک طرف سعی می‌کند که به بهانه‌های گوناگون حس انسان‌دوستی و همدردی و ترحم طرف دیگر را تحریک کند. او به بهانه‌ی درد‌ودل و مشورت کردن زمینه‌ی گفت‌وگوهای پیاپی را فراهم می‌کند. تا کم‌کم بتواند در طرف مقابل دلبستگی ایجاد کند.

همین که احساس کرد طرف مقابلش دلبسته شده است و به او عادت کرده و به راحتی نمی‌تواند این ارتباط را قطع کند، از این ضعف او سوء استفاده کرده و مسئله گفت‌وگوها را عوض می‌کند؛ به گونه‌ای که دختری که همواره از چنین ارتباط‌ها و حرف‌های مربوط به آن بیزار بود به ناگاه چشم باز می‌کند و خودش را غرق شده می‌بیند.۲.۱.۱.۴. کنجکاویگروهی از افراد به خود خیلی مطمئن هستند. این تیپ آدم‌ها بسیار در خطرند. همیشه به جوان‌های خود‌باور می‌گویم که معمولاً شناگران ماهر در دریا غرق می‌شوند. نمونه‌های بسیار زیادی را در این این زمینه دیده‌ام. پسری بود که می‌گفت می‌خواهم به آن طرف آب بروم. فقط برای اینکه متوجه شوم، چه خبر است. منظورش فضاهای غیر مذهبی بود. می‌گفت من آدم مذهبی و متدین و متدینی هستم فقط می‌خواهم بروم آن طرف تا متوجه شوم چه خبر هست. رفت و مدتی از او خبری نشد. وقتی برگشت چند باری او را دیدم و دوباره با هم صحبت کردیم ولی خب مثل دفعه پیش به خودش مطمئن بود و دوباره رفت.یک بار پیش از اینکه به کربلا بروم او را کنار خیابان دیدم. باورم نمی‌شد که آنقدر تاریک شده باشد. یعنی آخرین جرقه‌های نور الهی در او در حال خاموش شدن بود. آن شب از کنارش گذشتم. در یکی از جلسه‌های سخنرانی که او را مثال زده بودم به گوشش رسیده بود. نزدم آمد و گفت با اینکه شما گفتید نروم، ولی رفتم. الان که متوجه شده ام، می‌خواهم برگردم. ولی دیگر گیر افتاده‌ام و راه بازگشتی برایم وجود ندارد. تحقیقات بیانگر است یکی از مهم‌ترین عوامل ابتلاء به اعتیاد در دنیا، کنجکاوی افراد است. با این توجیه که (من با بقیه فرق دارم)، (حواسم هست)، (انسان هر چیز را باید تجربه کند) و... . شخص اقدام اولیه را انجام می‌دهد ولی چشم که باز می‌کند کار از کار گذشته و معتاد شده است. ۲.۱.۱.۵. دلسوزی و حس یاری‌رسانی بسیار مشاهده شده است که دختران متدین و باحیا به صورت ناخواسته، در دام چنین روابطی افتادند. دلیل گرفتاری آنان این است که مثلاً پسری در فضای مجازی مظلوم‌نمایی کرده و گفته است که به دلیل تنهایی و بی‌کسی قصد دارد خودکشی کند. یا افسرده شده است و می‌خواهد خود را از این وضعیت خلاص کند و ... . دختر بیچاره هم که نیتی پاک دارد از سر دلسوزی ابتدا به گفت‌وگو با وی و فرستادن پیامک و ... می‌کند. زمانی که چشم باز می‌کند می‌بیند که مسموم شده است. یا گاهی پسرها از طریق فضاهای مجازی یا مکالمه‌های تلفنی می‌گویند که نیاز دارند با کسی درد‌و‌دل کنند و اگر کسی پیدا نشود چنین و چنان می‌کنند. یا تحت عنوان کسی که دارد دین و اعتقاداتش را از دست می‌دهد و به عنوان پرسش‌وپاسخ، طرف مقابل را در دام می‌اندازند و هزاران شگرد دیگر که در این مجال فرصت بیان همه‌ی آن‌ها نیست. ۲.۱.۱.۶. تامین عواطف و نیازهای روحی-روانی این مسئله نیز بهانه‌ی برخی برای ورود به این حیطه است که در مباحث آینده درباره‌ی آن و آثار و عوارض سوء آن صحبت خواهیم کرد. برقراری رابطه با جنس مخالف برای تامین عواطف و نیازها راه مناسبی نیست. و انسان عاقل سعی می‌کند از مسیرهای منطقی و حساب شده‌تر از این نیاز را برطرف کند. چه بسا با داشتن چند دوست خوب و سالم و همجنس و ارتباط منطقی با آن‌ها، در ادامه با محبت کردن به مخلوقات خدا و خدمت به خلق، شخص بتواند به این نیاز خود پاسخی درست و منطقی بدهد و دیگر دچار عطش عاطفی یا بحران روانی نباشد. و نخواهد به هر شکل و از هر راهی که شده است خودش را سیراب کند. ۲.۲.۱. افراد بی‌‌اصالت آن‌هایی نیز که اصالت ندارند، به دلیل‌هایی به این قرار، تن به این ارتباط می‌دهند.۲.۲.۱.۱.‌ سرگرمی و تفریح گروهی می‌گویند، که با جنس مخالف ارتباط داریم برای اینکه سرمان گرم شود و خوش باشیم. این‌ها خیلی در معرض خطر هستند. برای آن‌ها که دنبال هیجان هستند پیشنهادی دارم. گوگل کنید و کلمه‌های مرد، قبر، قفس، خوردن و باغ وحش را جست‌وجو کنید. فیلمی در تارنمای آپارات می‌آید، که در آن حاکی از آن است مردی از روی هیجان‌طلبی وارد قفس ببر می‌شود. ببر هم او را می‌خورد. خوب البته هیجان این کار زیاد است. اما هزینه‌اش هم باور نکردنی است. ارتباط با جنس مخالف هم همین‌گونه است. چون به گفته این‌گونه افراد، هیجان چنین ارتباط‌هایی خیلی زیاد است. در یادداشت‌های دختر خانمی که بازداشت شده بود خواندم، گل سرسبد فامیل، بسیار درس‌خوان، و فوق العاده خاص بودم. بسیار به من اعتماد داشتند پدر و مادرم روزی به من گفتند ما می‌خواهیم به اصفهان برویم. تو دیگر بزرگ شده‌ای و می‌توانی زندگی را اداره کنی.

به مدرسه که رفتم، به دوستانم گفت، خانه‌ی ما خالی است و پدر و مادرم نیستند. دوستانم خوشحال شدند و شروع کار به برنامه‌ریزی کردند. در نهایت به پیشنهاد دوستم، به این خروجی رسیدیم که در منزل ما مهمانی برگزار شود. دختر و پسرهایی به منزل ما آمدند. زمانی که مهمانی تمام شد، با پسری آشنا شده بودم که می‌خواستم ارتباطم با او ادامه‌دار باشد پسر گفت که از راه دایرکت با هم ارتباط داشته باشیم. ارتباط‌ها باعث شد که پای من به خیلی از مسئله‌ها باز شود و چون پدر و مادرم به من خیلی اعتماد داشتند به بهانه‌ی درس خواندن با همکلاسی هم به خیلی از مهمانی‌ها رفتم و آن‌ها هم متوجه نشدند.شبی در صفحه‌ی اینستاگرامم پیغامی از آن پسر گرفتم که می‌خواست با من حرف بزند و من هم از روی کنجکاوی با او ارتباط برقرار کردم. بعد از مدتی در مکان‌های گوناگونی با هم قرارهای متنوع و مداوم. می‌گذاشتیم. کم‌کم به گوشی و تبلت معتاد شدم بالاخره در پیغام درخواست بی‌شرمانه‌ای از من کرد. با او دعوا کردم که اصلاً من چنین آدمی نیستم و هرگز به این کار تن نمی‌دهم. مرا تهدید کرد که مدیایی را که از من دارد، به پدرم مشخص می‌کند. شماره تماس پدرم را از گوشی موبایلم برداشته بود. از او خواستم که این کار را نکند و او در ازای آن از من خواست طلاهای مادرم را برایش ببرم؛ چون بدهکار است. طلاها را به او دادم و طوری وانمود کردم که گویا دزدی شده است. بعد از دو هفته دوباره پیغام داد که بدهکار است و نیاز به پول دارد مرا دوباره تهدید کرد و گفت طلاهای خاله‌ام را برایش ببرم. زمانی که طلاهای خاله‌ام را در یک مهمانی دزدیدم و برایش بردم. خانواده متوجه شدند که کار من بوده است. سخن و مقصود من این است که این دختر مدتی سرگرم شد و چه هزینه‌ای برای این کار پرداخت؟ بنابراین انسان‌ها در کنار کارهایی که سرگرم کننده‌اند، با مشکلات و رویدادهای حاشیه‌ای بسیار پرمخاطره روبه‌رو می‌شوند. ۲.۲.۱.۲. لذت طلبی و شهوت‌رانی اصلاً به شرح این گزینه تمایلی ندارم. چرا که خدای متعال تکلیف این مسئله را به طور شفاف بیان کرده و چنین افرادی را از لطف و رحمت خود دور کرده است. در قرآن آمده که برقراری رابطه‌ی نامآغاز با جنس مخالف، بی‌احترامی به خدای متعال است و خداوند از مومنان خواسته که حتی به آن نزدیک هم نشوند. چه رسد به انجام آن. ۲.۲.۱.۳. سودجویی بعضی‌ها آن‌قدر برای خودشان کم‌ارزش شده‌اند، که برای سودجویی به دنبال ارتباط هستند. به طور مثال از فردی پرسیدم چرا با فلانی رابطه داری؟ گفت به خاطر شارژ بدون هزینهی که به من می‌دهد. عده‌ای هم به خاطر گرفتن هدیه‌ی بدون هزینه، رفتن به سینما و کافی‌شاپ و ... تن به این رابطه‌ها می‌دهند. واقعاً اگر کسی برای گوهر حیات خود، برای ارزش وجودی خود، اهمیت قائل باشد، آیا حاضر می‌شود آن را با شارژی بدون هزینه یا هدیه‌ی ولنتاین یا سینما و ... عوض کند؟!۲.۲.۱.۴. قیافه گرفتن در فضایی که این مسئله فراگیر شده است، دیگر نیازی به این اداها وجود دارد؟ اگر در زمان کنونی کسی خط تلفن همراه داشته باشد، می‌تواند برای دیگران قیافه بگیرد و اصطلاحاً کلاس بگذارد؟ زمانی را به یاد دارم که اگر کسی تلفن همراه داشت همه با حسرت به او نگاه می‌کردند و احساس می‌کردند که او آدم خیلی مهم و پولداری است. ولی حالا، هر بچه‌ای به راحتی می‌تواند پول چند چیپس و پفکش را بدهد، و خط موبایل بخرد. بنابراین چون فراگیر شده دیگر قیافه گرفتن ندارد. بعضی افراد هم با فرو رفتن هرچه بیشتر در فساد از قبیل ارتباط‌های متنوع و زیاد و بدون حد و مرز، سعی می‌کنند با دیگران متفاوت باشند. آن‌ها با این روش کلاس می‌گذارد. چون می‌دانند که ارتباطی معمولی به خودی خود کلاسی ایجاد نمی‌کند. قیافه گرفتن به این است که دختر خانمی سر سفره‌ی عقد بنشیند و دوشیزه باشد‌. یعنی تا پیش از ازدواج هیچکس گوشه‌ی چشمی به حریم شخصی او چه به لحاظ فیزیکی و جسمی و چه به لحاظ عاطفی و چه لحاظ روانی نکرده باشد. وقتی عاقد می‌گوید دوشیزه‌ی مکرمه، با شنیدن این کلام قیافه بگیرد. این یعنی این که دختر خانم نه دل و نه زبانش گاراژی نبوده است که هر کسی را در خود راه بدهد. یا به هر کسی ابراز علاقه و محبت کرده باشد. یا اجازه داده باشد که هر کسی به او ابراز محبت کند. دختران و پسران باید به گونه‌ای رفتار کنند که وقتی فرزندانشان از آنان پرسیدند که آیا ارتباط با نامحرم درست است محکم بگویند: "نه."

در ادامه اگر فرزندانشان از آنان پرسیدند که در دوران نوجوانی و جوانی اولین بار به چه کسی نگاه کردید؟ بگویند به اولین کسی که نگاه کردن به او نخستین جمله عاطفی‌ام را گفتم و به او اجازه دادم که به من جمله‌ی عاطفی بگوید، همسرم بود و آخرین نفر هم او خواهد بود. اینگونه بودن کلاس گذاشتن دارد. زن وقتی بتواند به همسر آینده‌اش بگوید که تا حالا به کسی ابراز محبت نزدیک نکرده بودم و به کسی اجازه ابراز محبت نداده بودم، چون رابطه‌ام با شوهرم مهم است، نشانه‌ی باکلاسی‌اش است.نه زنی که پیش از ازدواج گوش و دلش از این حرفا پر بوده و به هیچ حد و حدودی در این محور قائل نبوده است. ۲.۲.۱.۵. لجاجت بعضی در این زمینه دچار لجبازی می‌شوند. مثلاً، می‌خواهند با همکلاسی‌شان لجبازی کنند. با کسی ارتباط برقرار می‌کنند. یا با پدرشان مشاجره کردند و می‌دانند که او از این رابطه‌ها خوشش نمی‌آید. پس برای لجبازی با پدر، چنین کاری را انجام می‌دهند. در اینجا فقط به بیان حدیثی از امیرالمومنین و روایتی از امام صادق درباره لجاجت بسنده می‌کنم. حضرت علی می‌فرمایند: "هرکس لجاجت کند و بر آن پافشاری نماید، او همان بخت‌برگشته‌ای است که خداوند بر دلش پرده‌ی غفلت زده و پیشامدهای ناگوار بر فراز سرش قرار گرفته است."امام صادق می‌فرماید: "شش صفت در مومن نیست؛ سخت‌گیری، بی‌خیری، حسادت، لجاجت، دروغگویی، بغض و تجاوز."۳.۱. دخترانی که در نقطه‌ی مقابل متشخص‌ها قرار دارنددر خاتمه اگر بخواهم انگیزه‌ی برقراری این روابط را به طور کلی دسته‌بندی کنم به این قرار خواهد بود:۱. ارتباط به قصد ازدواج؛۲. ارتباط بدون قصد ازدواج.حال، آسیب‌هایی گه شامل حال این دو دسته می‌شوند را بیان می‌کنم. خوب دقت کنید.۳.۱.۱. ارتباط به قصد ازدواج کسانی که قصد ازدواج دارند چه آسیب‌هایی می‌بینند؟ به طور کلی ۵ نوع از ازدواج‌ها محکوم به شکست است ۱. ازدواج تحمیلی سنتی؛۲. ازدواج تحمیلی مدرن؛۳. ازدواج عاقلانه؛۴. ازدواج عاشقانه؛۵. ازدواج ناهمگون.ازدواج تحمیلی سنتی، به این شکل بود که از همان ابتدای تولد، اصطلاحاً روی دختر و پسر اسم گذاشته بودند. مثل این که می‌گفتند: "عقد دختر عمو و پسر عمو را در آسمان بستند و این دو باید با هم ازدواج کنند." آن‌ها فرزندان تازه به دنیا آمده را به صورت اسمی به عقد هم در می‌آوردند. حال وقتی این بچه‌ها بزرگ می‌شدند، به سن ازدواج می‌رسیدند. بعضی از آن‌ها از روی اجبار ازدواج می‌کردند. در روز جاریه نیز ازدواج تحمیلی مدرن صورت می‌گیرد. به این صورت که فرد در فرآیندی، با فردی دیگر آشنا می‌شود. مخصوصاً در سنین پایین. آن‌ها به خاطر دلبستگی و حس عاشقی، در مدت زمان کوتاه و بدون اندک شناختی، به ازدواج با هم متمایل می‌شوند. آن‌ها قول و قرارهای فراوانی با هم می‌گذارند. مثل این که همیشه با هم باشند. یکدیگر را نفریبند. به شرط فراموش شدن موقعیت، خواستگاری و ازدواج کنند و ... . اما در گذر زمان هر دو طرف یا یکی از آن‌ها متوجه می‌شود که با هم مشکلات اساسی دارند و اگر زندگی مشترکی تشکیل دهند، سرانجامی نخواهد داشت؛ ولی سعی می‌کنند از این مسئله فرار کنند؛ چرا که به یکدیگر دل بسته شده‌اند و می‌گوید که چون دوستش دارم، نمی‌توانم بدون او باشم. با اینکه می‌دانند به درد هم نمی‌خورند، به خاطر دلبستگی شدید، با هم ازدواج می‌کنند. وقتی وارد زندگی می‌شوند و یکدیگر را بهتر می‌شناسند، می‌فهمند که اخلاقشان با هم سازگار نیست. چند ماه بعد از این ازدواج هم همواره با هم دعوا و جول می‌کنند و از هم متنفر می‌شوند. بنابراین، در قدیم، اجبار پدر بود، الان اجبار مدرن است. باور کنید اجبار پدر به اجبار مدرن برتری دارد. زیرا پدر دست کم دنیا دیده بود و مصلحت را می‌سنجید؛ از این رو از صد ازدواج، چند ازدواج ناموفق بود. ۳.۱.۲. ارتباط بدون قصد ازدواج

برخی می‌گویند که می‌خواهیم فقط جنس مخالف را بشناسیم و نمی‌خواهیم با او ازدواج کنیم. مراقب خودمان هستیم و خویشتن داری می‌کنیم و می‌خواهیم با چند نفر از جنس مخالف ارتباط داشته باشیم تا بدانیم آن‌ها از نظر شخصیتی چگونه هستند. به آن‌ها می‌گوییم که برای شناخت جنس مخالف بهتر است، به برادر و پدر، یا خواهر و مادر خویشان خود بنگرید. چون همه‌ی پسران و دختران نیز همین‌گونه‌اند. در روان‌شناسی گفته شده است که هیچ وقت نمی‌توان از راه ارتباط با یک یا چند پسر یا دختر به خصوصیت‌های شخصیتی و روانی عمومی آنها پی برد. اگر بخواهیم نوع و جنسی را بشناسیم دست کم باید ۵۰۰ نمونه را تحلیل کنیم و برقراری ارتباط با این تعداد اصلاً منطقی و فرصت‌پذیر نیست. بهتر است برای شناخت مشخصه‌های افراد، کتاب‌هایی را بخوانیم که در این زمینه، یعنی شناخت مشخصه آقایان یا خانم‌ها نوشته شده‌اند. از طرفی هرکس مشخصه‌های مخصوص به خود را دارد و با شناخت یک دختر نمی‌توان گفت که تمام دختران را شناخته‌ام. خروجی گفتیم که چند عامل در هم ضرب شده و باعث فراگیری این مسئله شده است. نخستین عامل را شرح دادیم و آن این بود که انگیزه‌های متنوع ایجاد شده است. خواه، شیطان به وجود آورنده‌ی انگیزه‌ها بوده، یا جامعه. انگیزه‌ها را نیز تقسیم‌بندی کردیم. گفتیم که انگیزه‌ها به نام شخصیت افراد بستگی دارد. به اینکه چه انگیزه‌هایی می‌تواند از آنان دلبری کند. توجه کنید که در تمام این تیپ‌های شخصیتی انگیزه یکی است؛ کنجکاوی جز آن انگیزه‌هایی است که می‌تواند حتی تیپ‌های شخصیت قوی را به زمین بزند. پس باید خیلی حواسمان جمع باشد اگر افراد را به تیپ‌های شخصیتی عالی، خوب، متوسط و ضعیف تقسیم کنیم؛ کنجکاوی می‌تواند تیپ‌های خوب و متوسط و ضعیف را به زمین زند؛ اما عالی را نه! هیچ‌وقت شخصیت عالی با کنجکاوی ضربه نمی‌خورد. چون عقل خود را به کار می‌اندازد. وقتی درباره‌ی مسئلهی کنجکاو شدم، می‌گوید که باید مسئله را مرور و تحلیل کنم. بنابراین مجموعه‌ی انگیزه‌ها به صورت تیتروار از این قرارند: ۱. تامین عواطف و نیازهای غریزه‌ای و مادی؛۲. تشخّص؛۳. قیافه گرفتن؛۴. ازدواج؛۵. سرگرمی؛۶. کنجکاوی؛۷. لجاجت؛۸. دلسوزی؛۹. یاری کردن؛ این انگیزه‌ها در کنار چهار عامل دیگر قرار می‌گیرد و موجب شکل‌گیری ارتباط می‌شود که در ادامه چهار عامل را بیان خواهم کرد... ‍♀️



سوالات متداول

۲. چرا رابطه‌ی عاطفی دوستانه بین مرد و زن ممکن نیست. - ویرگول چیست؟

در این مطلب اطلاعات، جزئیات و نکات مرتبط با ۲. چرا رابطه‌ی عاطفی دوستانه بین مرد و زن ممکن نیست. - ویرگول بررسی شده است.

مهم‌ترین نکات درباره آنها چیست؟

جزئیات مهم و نکات قابل توجه درباره آنها در متن مقاله بررسی شده است.

چرا ۲. چرا رابطه‌ی عاطفی دوستانه بین مرد و زن ممکن نیست. - ویرگول اهمیت دارد؟

این موضوع به دلیل اطلاعات و کاربردهای مرتبط، مورد توجه کاربران قرار گرفته است.

برچسب: نویسنده: محمد جواد عظیم تاريخ: جمعه 23 مرداد 1405 ساعت: 17:48

صفحه بندی