☰
دنبال کنیدسید مهدی سیدیخواندن ۲ دقیقه·۶ ساعت پیشخدا به دنبال ما؛ یا ما به دنبال خدازندگیهای ما – عموما – یک گیر کوچک دارد: اینکه فکر میکنیم خدا باید ما را راضی کند. بعضی از ما در جهانبینی ناقص خود گمان میکنیم خدا باید وفاداریاش را به ما ثابت کند، حاجات ما را بدهد، حرف ما را گوش کند و مشکلاتمان را یکجا حل کند. خدا موظف است جوری از ما و تصمیماتمان حمایت کند که هیچ زجر و رنجی به ما نرسد و طوری سپر بلای ما شود که کمترین گردی به چهره ما ننشیند.
این دیدگاه ما به خاطر آرزوهای گوناگونمان ایجاد شده است. آرزوهای ناکام یا توهمی ماست که گاهی باعث میشود جایگاه خدا در ذهن ما تخریب شود.
ترجمه همه این حرفها، در نگرش و توقعات ما این میشود که خدا بایستی ما را از دست خود راضی نگه دارد و تمام آرزوهای ما را محقق کند؛ وگرنه شروع کار میکنیم علیه او مخالفخوانی کردن، بیانیه خواندن و با آهوناله، علیه خدا شکوائیه سر دادن!
چندی پیش جوانی دانشجو با غضبی غمگینانه، میگفت من علیه خدا شکایت دارم، اعتراض دارم، میخواهم او را بهخاطر بدرفتاریاش با خودم به محاکمه بکشم.
او حتی پیش از آنکه دفاعیه خدا را بشنود پروردگار را محکوم کرده بود و داشت برایش جریمه میبُرید!
این منطق مفصلا اشتباه و برعکس است. هرگز قرار نیست خداوند رضایت ما را جلب کند بلکه ما باید رضایت او را جلب کنیم. ما باید با اطاعت از دستورات او و با بندگیکردن، خدا را از دست خود راضی کنیم و مشمول محبت و عطایای او شویم. به تعبیر سادهتر ما باید به دنبال خدا بدویم نه اینکه خدا دنبال ما بدود. آرزوهایمان را به خواستهای او تطبیق دهیم. ارزش های مد نظر او را به عنوان خالق در جهتدهی آرزوهایمان وارد کنیم. ما بندهایم و او معبود، ما مخلوقیم و او خالق، ما ریزهخوار خوان کرم او هستیم و او رازق ما است، او قانون میگذارد و ما مجری قانون هستیم.
شاید این تغییر دیدگاه خیلی کوچک و ناچیز شمرده شود اما در روح و رفتار ما تغییری شگرف و بنیادین ایجاد میکند. همین که خود را محتاج به راضیکردن خدا ببینیم همه توقعات، آرزوها و خواستهایمان تعدیل میشود. آشوبهای ذهنی و تردیدهای قلبیمان درمان میشود و به سکینه و آرامشی میرسیم که با هیچچیز دیگری به دست نمیآید.
اگر خدا را راضی کنیم مطمئن باشیم خدا هم ما را راضی خواهد کرد.
نویسنده:
محمد جواد عظیم
تاریخ:
سه
شنبه
10 شهريور
1405
ساعت:
11:38
دنبال کنیدسید مهدی سیدیخواندن ۲ دقیقه·۶ ساعت پیشخدا به دنبال ما؛ یا ما به دنبال خدازندگیهای ما – عموما – یک گیر کوچک دارد: اینکه فکر میکنیم خدا باید ما را راضی کند. بعضی از ما در جهانبینی ناقص خود گمان میکنیم خدا باید وفاداریاش را به ما ثابت کند، حاجات ما را بدهد، حرف ما را گوش کند و مشکلاتمان را یکجا حل کند. خدا موظف است جوری از ما و تصمیماتمان حمایت کند که هیچ زجر و رنجی به ما نرسد و طوری سپر بلای ما شود که کمترین گردی به چهره ما ننشیند.
این دیدگاه ما به خاطر آرزوهای گوناگونمان ایجاد شده است. آرزوهای ناکام یا توهمی ماست که گاهی باعث میشود جایگاه خدا در ذهن ما تخریب شود.
ترجمه همه این حرفها، در نگرش و توقعات ما این میشود که خدا بایستی ما را از دست خود راضی نگه دارد و تمام آرزوهای ما را محقق کند؛ وگرنه شروع کار میکنیم علیه او مخالفخوانی کردن، بیانیه خواندن و با آهوناله، علیه خدا شکوائیه سر دادن!
چندی پیش جوانی دانشجو با غضبی غمگینانه، میگفت من علیه خدا شکایت دارم، اعتراض دارم، میخواهم او را بهخاطر بدرفتاریاش با خودم به محاکمه بکشم.
او حتی پیش از آنکه دفاعیه خدا را بشنود پروردگار را محکوم کرده بود و داشت برایش جریمه میبُرید!
این منطق مفصلا اشتباه و برعکس است. هرگز قرار نیست خداوند رضایت ما را جلب کند بلکه ما باید رضایت او را جلب کنیم. ما باید با اطاعت از دستورات او و با بندگیکردن، خدا را از دست خود راضی کنیم و مشمول محبت و عطایای او شویم. به تعبیر سادهتر ما باید به دنبال خدا بدویم نه اینکه خدا دنبال ما بدود. آرزوهایمان را به خواستهای او تطبیق دهیم. ارزش های مد نظر او را به عنوان خالق در جهتدهی آرزوهایمان وارد کنیم. ما بندهایم و او معبود، ما مخلوقیم و او خالق، ما ریزهخوار خوان کرم او هستیم و او رازق ما است، او قانون میگذارد و ما مجری قانون هستیم.
شاید این تغییر دیدگاه خیلی کوچک و ناچیز شمرده شود اما در روح و رفتار ما تغییری شگرف و بنیادین ایجاد میکند. همین که خود را محتاج به راضیکردن خدا ببینیم همه توقعات، آرزوها و خواستهایمان تعدیل میشود. آشوبهای ذهنی و تردیدهای قلبیمان درمان میشود و به سکینه و آرامشی میرسیم که با هیچچیز دیگری به دست نمیآید.
اگر خدا را راضی کنیم مطمئن باشیم خدا هم ما را راضی خواهد کرد.
نویسنده:
محمد جواد عظیم
تاریخ:
سه
شنبه
10 شهريور
1405
ساعت:
11:38