دنبال کنیدامیرعباس غفاری شادخواندن ۲ دقیقه·۳ ساعت پیششرح همایش زادروز خالقی‌مطلق در آرامگاه فردوسیدیروز بیستم شهریورماه، همایشی در آرامگاه فردوسی برگزار گشت که وعده داده شده بود به‌دلیل زادروز استاد مرحوم «خالقی مطلق»، استاد «ژاله آموزگار» سخنرانی و استاد «شهرام ناظری» کنسرتی داشته باشند.

خانوم آموزگار که فقط آن میان حکم مجسمه را داشتند! نه سخنرانی‌ای! نه دکلمه‌ای! نه صحبتی! صرفاً مثل مجسمه‌ای بودند که مردم با او عکس یادگاری می‌گرفتند و کودکان شاهنامه‌خوانشان را می‌فرستادند تا نزد ایشان بلبل‌زبانی کنند و تحسین بشنوند.

استاد «علی‌رضا قیامتی» هم که انگار نه انگار. بدون کلمه‌ای سخنرانی، سوژه‌ی سلفی دانشجوهای تازه به دوران رسیده‌‌ی ادبیات شده بود. آقای قیامتی! از تاجیکستان اومده بودید آرامگاه فردوسی که فقط عکس بگیرید؟ وجود دو تن از برجسته‌ترین شاهنامه‌پژوه‌ها و اسطوره‌شناس‌های کشور، برای زادروز استاد جلال خالقی مطلق، بگذارید این انتظار را داشته باشیم که حداقل درباره‌ی تاثیرات خالقی‌مطلق، نگاه او به اسطوره‌شناسی و شاهنامه و یا صحبتی درباره‌ی اهمیت او صورت می‌گرفت. ولی بدون ذره‌ای صحبت و سخنرانی مفید راجع به شاهنامه و فردوسی و خالق مطلق، این همایش خاتمه گرفت! تنها صحبتی هم که ما از بانو آموزگار شنیدیم، عبارت‌های ممنونم، متشکرم، لطف دارید و امثالهم در پاسخ به دسته‌گل‌هایی بود کی می‌گرفت.

چندی قبل‌تر از ورود خانوم آموزگار و آقای قیامتی، زمانی که ما رسیدیم آرامگاه، کنار مقبره‌ی فردوسی بزرگ، شخص کوتاه‌قامتی از عوامل مجموعه آمد و گفت: «استاد شهرام ناظری پروازشان دیر شده؛ یک ساعت دیگر کنسرت برگزار می‌گردد.» ما هم دل‌خوش که به‌به! کنسرت استاد شهرام ناظری! شوالیهٔ موسیقی، پاواروتی موسیقی ایران!

یک ساعت منتظر ماندیم و گروه سرودی از دخترچه‌های شاهنامه‌خوان، اجرایی از زاده‌شدن تا عاشق شدن «زال» را روایت کردند؛ که ناشیانه و حوصله‌سربر بود. نامرد نباشیم، کودک بودند، استرس داشتند، زحمت کشیده بودند و با این سن کم، اجرای خوبی جلوی جمعیت تقریباً هزار نفرهٔ آرامگاه داشتند. بعد هم به‌خواسته‌ی بانو آموزگار، جمعیت سرود «ای ایران» را خواندند.

همان زمان که ما منتظر حضور استاد شهرام ناظری و کنسرت ایشان بودیم، برق‌های مجموعه قطع شد و گفتند: «مجموعه تعطیل است، بروید.» و ما مات و مبهوت پرسیدیم: «هنوز کنسرت استاد مانده!» و با لحن مسخره‌آمیزی شنیدیم که «استاد حتی سوار هواپیما نشده‌ست که بخواهند بیاید.»

اگر بزرگداشت خالقی‌مطلق این است که صرفاً عکس قاب‌شده‌اش را دستتان بگیرید و بچرخانید، وای بر این بزرگداشت!

بعد از اتمام همایش، شخصی آمد و با لهجه‌ای جاهلی‌وار و مشهدی‌مآبانه، از ما پرسید: «یره شما مِدِنی‌ ای یرگه آموزگار کیه؟» ژاله‌ی آموزگار را می‌گفت!» وقتی یکی از بزرگ‌ترین اسطوره‌شناس‌های مملکت، یک خط هم حرف نزد و حتی بنیاد فردوسی تربیونی هم فراهم نکرده باشد برای این کار، همین می‌شود! مخاطب عام حتی نمی‌فهمد این همایش چه بوده و چه هدفی داشته...

نویسنده: محمد جواد عظیم تاریخ: شنبه 21 شهريور 1405 ساعت: 16:29 برچسب:

صفحه بندی