☰
دنبال کنیداموزش و پیشرفتخواندن ۹ دقیقه·۱۸ ساعت پیشچگونگی داشتن یک رابطه مفید و سالم بدون اثار خیانتسلام
بدترین نوع نابودی یک رابطه میتواند خلاصه شود در یک کلمه و ان (خیانت) است میخواهیم به تحلیل زندگی و رابطه ها بپردازیم .
1یک رابطه موفق باید دارای دانش تکمیل دهنده بین زوجین باشد.
یعنی : افرادی که میخواهند شریک زندگی هم باشند باید از لحاظ افکار و سطح دانش نزدیک به هم باشند یعنی اقای خانواده اگر دکتر باشد و خانم خانواده خانه دار از نظر شرایط واقعی بخواهیم در نظر بگیریم قابلیت سازش بین این دو شخص در هر شرایط و مشکلی ممکن است پایدار نباشد و با هم کنار نیایند که یکی از اساسی ترین دلایل ان میزان خرد و دانش بین این دوشخص است زیرا اقا که دکتر است از لحاظ سطح دانش و میزان صبوری و برخورد با مسائل زندگی تقریبا از خانم خانه دار چندین سطح بالاتر است به طوری که در برابر مشکلات بیشتر صبوری میکند اما معمولا خانم خانه دار به دلیل توان کم و زودرنج بودن قابلیت اینکه صبوری زیاد داشته باشد خیلی کم است و همینطور برخی مباحث که نیاز به دانش و قدرت تفکر دارد ممکن ایت این خانم دچار مشکل شود و نااگاهی او باعث ریزش سازش بین او و همسرش شود علاوه بر این خانم خانه دار اصولا جس وابستگی بیش از اندازه نیز دارد یعنی اگر اقا خانواده که دکتر است بیشتر تایم خود را در بیمارستان یا مطب خود سپری کند و به خانه برگردد خانم خانه احتمالا زودرنج میشود و با او به درستی گفت و گو نمیکند و حرف هایی از جمله : تو فقط به فکر کار کردن هستی ،من را اینجا تنها میزاری و نکنه دیگر مرا دوست نداری ؟
و این حرکت میتواند باعث حیانت شود چرا که این خانم روزی اگر فرد دیگری وجود داشته باشد که به او لبخند بزند و یا با او ذره ای خوش رفتار باشد این خانم به دلیل کمبود محبتی که در درونش است خیال میکند این فرد نوین میتواند این دل ناارام او را ارام کند و همین باعث میشود از همسر فعلی خود بیزار و ناامید شود .
یکی دیگر از مشکلات بین زوجین داشتن سن است اینکه بگویید سن ربطی به رابطه ندارد مهم دوست داشتن است اتفاقا سخت در اشتباه هستید ما در واقعیت زندگی میکنیم نه در جهان فیلم و سریال که همه چیز با اتمام خوش تمام میشود اینگونه نیست سن زیاد بین زوجسن باعث بروز اختلالات خیلی جدی میشود نهایتا برای داشتم یک زندگی پایدار وسالم باید فاصله سنی بین زوجین نهایتا تا ۵ سال بیشتر نباشد اما ما می بینیم که بعضی ها با اشخاصی ازدواج میکنند که فاصله سنی انها تا ۲۰ سال است! یا تا ۱۳ سال و طبیعتا شما نمیتوانید با همچین شخصی زندگی خوبی داشته باشید بدون اینکه هر روز چند مرتبه جنگ و جروبحث نکنید این اشخاص به دلیل فاصله سنی خیلی زیاد از لحاظ افکار و نوع نگاهشان به زندگی با شما زمین تا اسمان است یعنی انتظار نداشته باشید در هر مبحثی افکار نوین داشته باشند قطعا افکار قدیمی در زندگی شما به شدت فراوان خواهد بود از سوی دیگر میزان سخت گیری افراد سن بالا به شدت زیاد هست و ممکن است همه مسائل را اسان جلوه ندهند و سر خیلی از مسائل با شما مخالف باشند .
3اگر قصد ازدواج دارید واقعا طرف مقابل را دوست دارید از زیاده روی کردن پرهیز کنید.
ما میدانیم زیاده روی در هرچیزی به شدت نابود کننده است و نتایج خوبی نداشته پس باید بدانید در امر ازدواج و دوست داشتن نیز زیاده روی حاصل خوبی نخواهد داشت زیاده روی در ازدواج میتواند شامل: وابستگی بیش از حد، سخت گیری زیاد، ایجاد شک و غیرتی بودن غیر ضروری ، زودرنجی و نداشتن کافی صبر در برابر مشکلات و.....
باشد شما وقتی به طرف مقابل وابستگی بیش از حد داشته باشید او را در یک زندان عاطفی قرار میدهید که نمیتواند از خودش اختیاری داشته باشد ، شکاکیت و غیرتی بودن بیش از اندازه نیز نتایج فاجعه بار دارد متاسفانه این مشکلات بیشتر در مردان دیده میشود و زنان نیز تحمل بیش از اندازه این شکاکیت ها را ندارند چرا که شما با شک کردن نسبت به همسر خود در واقع ثابت کرده اید که هیچ اعتمادی به زن خود ندارید و خیال میکنید هر لحظه ممکن است اتفاقی بیفتد چرا باید همچین فکری بکنید ؟ تداوم و پایداری یک زندگی خوب از اعتماد شکل میگیرد زمانی که شما غرورتان از اعتمادتان بیشتر باشد انتظار این را هم نباید داشته باشید که ان زندگی تا تهش ادامه یابد مهایتا یک زن و یک مرد وقتی ازدواج میکنند در اصل یار باوفای همدیگر هستند به گونه ای که در هر شرایطی به تکیه به هم و توکل بر خدا میتوانند از مشکلات عبور کنند ولی به محض انکه یکی از این دو نفر خسته شود و یا صبرش کم باشد ان نخ اتصال اعتماد و قوی بودن از بین میرود و اینجاست که مشکلات با خودشان میگویند : خب حالا که وقت هست بیشتر نابودشان میکنیم! و اینجاست که تا شما اعتماد خود را بدست میاورید مشکلات شما را از پا میندازد
4بخاطر خود فرد با او ازدواج کنید نه بخاطر اهداف دیگر مثل پول، قدرت ، شهرت و یا هرچیز دیگری
تجربه ثابت کرده انهایی که با قصد فریب با یک نفر رابطه دارند و با حرف های به قول معروف عاشقانه وشیرین انها را خام میکنند و با او ازدواج میکنند بعدا که برای ان شخص ثابت شد این دنبال اهداف دیگریست زندکیشان از هم میپاشد و تداوم و ادامه ای ندارد پس شما وقتی با کسی میخواهید ازدواج کنید باید بخاطر خود فرد با او ازدواج کنید نه بخاطر ثروت و یا قدرت او
بارها شده است که متوجه شده ایم زن خانواده وقتی دیده شوهرش به یک نفر محبت میکند در ذهن خود طوری وانمود میکند انگار که این فرد دیگر او را دوست ندارد و ان شخصی که به او محبت میکند را دوست دارد متاسفانه زنان اگر بخواهند چیزی از خود درست کنند به شدت با سرعت این کار را انجام میدهند
و در پایان کار جمع بندی کنیم باید اول انتقادی از مردان و انتقادی از زنان داشته باشیم اول انکه مردان باید از غیرتی بودن بیش از اندازه دست بکشند هیچگاه هیچ زنی نمیتوانر مردی را تجمل کند که غرورش بیشاز دوست داشتن است پس بهتر است غیرتی بودن بیش از اندازه و همینطور شکاکیت را کنار بگذارید شک نسبت به زن خود یعنی بی اتعماد بودن نسبت به زن خود و یادتان باشد به محض انکه این اتفاق بیفتد ان زندگی دوامی نخواهد اورد غیرتی بودن مخصوص مردان نیست زنان نیز غیرتی میشوند چرا فکر میکنید حتما شما باید غیرت داشته باشید ؟ اصلا مفهوم غیرت در این است که : شخصی را که دوستش میدارید انقدر به ان علاقه داشته باشید که دوست نداشته باشید کسی با او جنگ کند یا غیبت او را کند یا پشت سرش حرف بزند و شما از او محافظت کنید این معنای حقیقی غیرت هست که هم شامل مرد هست و هم زن شکاک بودن پای زندگی را سست میکند شما وقتی با شخصی که او را دوست دارید ازدواج میکنید باید بیشتر به عمق درون او پی ببرید درست از عوامل ممکن است رخ دهند که دیدگاه فرد را تغییر دهند و او به بیراهه کشیده شود اما افرادی هستند که اعتقادات را بخاطر یک سری عوامل مزخرف هیچوقت تغییر نمیدهند و همان ذات خوب را نیز دارند شما باید به او اعتماد داشته باشید و همین که اعتماد کافی بود اگر بحثی یا مشکلی پیش بیاید زودرنج و یا شکاک نمیشوید و چون میدانید که همسر شما هیچوقت از اعتقادات خود دست نمیکشد
انتقاد بعدی درباره زنان هست هیچ گاه وابستگی بیش از اندازه نداشته باشید درست اس همسر شما تکیه گاه شماست اما نیاید هرگز از مرز ها عبور کنید و تعادل را بابد رعایت کنید زودرنج نباشید اراده خود را قوی کنید دلیلی ندارد چون همسرتان به شخصصی محبت میکند راجبه او فکر نادرست بکنید و از خود چیزهایی در بیارید که درست نیستند اعتماد داشته باشید به هم و هیچ گاه وابسته نشوید راز یک زندگی پایدار دوست داشتن همراه با تعادل هست و در کل توصیه اخر هیچ گاه به این فکر نکنید که بیست و چهار ساعته باید شخصی که دوستش دارید در خدمت شما باشد زندگی ترکیبی از ماندن و رفتن است نمیتوانید تا ابد او را کنار خود داشته باشید انگار که قرار نیست از شما جدا شود تنها چیزی که میتواند شما را جدا نکند قلب هایتان است و ان اعتمادی که بینتان وجود دارد شوهر شما ممکن است کاری داشته باشد که نتواند زیاد به خانه بیاید شما نباید اعتراض کنید زیرا شغل او هست میخواهید بیکار بماند ؟؟ مهم این است که بدانید او شما را دوست دارد و بخاطرکسب درامدی حلال میرود و مهم این است که شما رو دوست دارد و همین کافیست هیچوقت با کسی ازدواج نکنید که با شما زمین تا اسمان فرق دارد مثلا شخصی که از نظر شغلی وعلمی بالا بالا سهت نباید با کسی که خانه دار است ازدواج کند هرچند که خانه دار بودن هم بد نیست و خیلی ها عقل و منطق خوبی دارند اما تعدادشان انگشت شمار هستند یعنی کم گیر میاید پس بهتر است با کسی ازدواج کنید که شغلی حداقل داشته باشد یا از نظر سطح سواد زیاد نااگاهی نداشته باشد و خانه دار ها نیز با کسی باید ازدواج کنند که یکم لول انها پایین باشد مثلا اگر با معلم ازدواج کنند یا یک حسابدار ساده مشولی نیست چون سطح مشابه بودن سواد متوسط است و راحت تر با هم کنار میایند اما پزشک و یا بالاتر از او سطحی خیلی بالا دارد و نمیتوان از نظر سواد و علمی زیاد با هم کنار بیایند پس در اخر یک زندگ سالم در این است : که شما دوست داشتن را در جنبه تعادل ببینید و ناراضی نشوید از رفتن همسرتان مهم این است هندیگر را دوست دارید و بهم اعتماد میکنید و در شرایط سخت از هندیگر حمایت میکنید برای بهبود کیفیت یک زندگی سالم و هدفمند باید زندگی شما دارای هدف باشد یعنی صرفا بخاطر با هم بودن ازدواج نکنید مثلا کار بکنید با هم هدفتان این باشد خیریه راه اندازی کنید و به دیگران کمک کنید یا هدفتان این باشد که یک خانه بسفارش با کمک هم ببینید زندگی وقتی هدف دار باشه به بیراهه و بی حوصلگی کشیده نمیشود معنادار هست کتاب بخوانید کنار هم قهوه یا چای بنوشید درباره مسائل علمی و خوب صحبت بکنید مسابقه علمی بگذارید و استعداد همدیکر را بسنجید به تفریح بروید خود را مشغول کار کردن کنید یعنی کار کنید ادمی که بیکار باشد بیمار است کار کنید وبدانید هیچ چیز مهم تر از این نیست که به هم اعتماد کنید و همدیگر را دوست بدارید و کنار هم کتاب بخوانید بهترین نوع زندگی همین است .
نویسنده:
محمد جواد عظیم
تاریخ:
دوشنبه
23 شهريور
1405
ساعت:
10:49