مرجع آموزش پیامک هوشمند، سامانه پیامکی، ارسال پیامک تبلیغاتی و راهکارهای بازاریابی پیامکی برای رشد کسبوکارها.
دنبال کنیدمحمدرضا شمس اشکذریخواندن ۳ دقیقه·۱۷ ساعت پیشبه یاد استاد ایرجدو روز پیش (۲۰ مرداد ۱۴۰۵) هنرمند برجسته کشورمان، استاد ایرج خواجه امیری از میان ما رفت. صرفاً به عنوان یک دوستدار موسیقی، گفتم چند کلمهای به گرامیداشت این استادِ بزرگ بنویسم. روشن است که نوشتن زندگینامه دقیق استاد، بیان شرح جزئی از زندگی ایشان یا تحلیل آثار ماندگار استاد، هدف این نوشته نیست و اصلاً چنین کارهایی، کار امثال من نیست. فقط میخواهم چند کار از استاد را برشمرم که بارها گوش دادهام و بسیار از آنها لذت بردهام. البته سعی میکنم تا جای ممکن زیاد از آثار تعریف نکنم تا خودتان بشنوید.
یک برنامه رادیویی هست که در آن استاد ایرج با جناب یونس دردشتی مشاعره میکنند؛ منتها مشاعرهای که مبحثش نیز به تمنای بازگشت معشوق محدود شده است و قدرت آوازی نیز در آن مهم است. نمیدانم اصلاً برنده بودن در برنامه مهم بوده یا نه ولی در صوتی که موجود است، بعد از دو نوبت آواز خواندن برنامه تمام میشود. البته در صورت ادامه دادن هم، بعید به نظر میرسد که یکی از دو استاد بزرگوار، از مشاعره باز بماند. خلاصه امر اینکه ۱۵ دقیقه میشود از نوای دلنواز دو استاد لذت برد.
تصنیف «آتش دل»، تصنیف مشهوری است که استاد جلالالدین تاج اصفهانی آن را خواندهاند و بعد از ایشان چندین و چند بار بازخوانی شده است. علیرضا افتخاری، علیاصغر شاهزیدی، معین از جمله خوانندههایی هستند که این اثر را بازخوانی کردهاند. استاد ایرج در یک برنامهای به یاد استاد تاج، این تصنیف را میخوانند، البته بخش متفاوتی از شعر را (بلبل از فراق روی گل نعره برکشید). سالار عقیلی هم با همین قطعه شعر، اثر را بازخوانی کرده است.
من شخصاً آواز بیات ترک را خیلی دوست دارم و بیات ترکهای مختلفی را هم از استاد ایرج گوش دادهام اما به دو دلیل یک شاخه گل ۴۵۸ را پیشنهاد میکنم. اول اینکه از نظر آماری این اثر را بیشتر گوش دادهام و دوم هم اینکه، در این برنامه یک تصنیف بیات ترک نیز در کنار آواز هست که اگر کسی اهل آواز نبود، بتواند از آن لذت ببرد. عنوانِ «شد از تو رسوا دل من» هم به تصنیف برمیگردد.
باز یک برنامه رادیویی است که گویا ویژه عید فطر بوده. اگر درست خاطرم باشد، مجری ضیاءالدین سجادی است و جناب پژمان بختیاری در مورد عید فطر در ادب فارسی صحبت میکنند. در میانه یا انتهای آن برنامه، استاد ایرج غزلی از حافظ را در مایه سهگاه اجرا میکنند: «ساقی بیار باده که ماه صیام رفت/ در ده قدح که موسم ناموس و نام رفت». من هر وقت به سهگاه فکر میکنم یکی از مثالهای زیبایی که به ذهنم میرسد، همین کار استاد ایرج است.
اثری بیشتر بقیه آثار استاد گوش دادهام و میدهم، گلهای تازه ۱۰۹ است. برنامه در آواز افشاری است و در آن ابتدا غزلی از شهریار خوانده میشود: «ای دل هنوز آن سنگدل با ما نمیگوید سخن» و در آخر هم یک مثنوی افشاری* دلانگیز با این شعر: «بام و روزن آرزوی جان کنند/ تا نثار چون تویی جانان کنند». هنرنمایی شگفتانگیز، تحریر خارقالعاده یا امثال اینها در کار نیست اما این تلفیق این شعر و مثنوی افشاری، به درستی بر جانم مینشیند.
* مثنوی افشاری را احتمالاً با این مناجات استاد شجریان میشناسید: «این دهان بستی، دهانی باز شد».
جدای از کارهای استاد که در بالا اشاره کردم، دو مصاحبه هم از استاد دیدهام: یکی مصاحبه با منوچهر نوذری و یکی هم مصاحبه اخیرشان با کامران نجفزاده در برنامه برمودا. چیزهای جالب در هر دو مصاحبه فراوان است اما یک تکه از برنامه برمودا برایم شگفتآور بود. جایی که استاد، نوازندههای قدیمی گلها را فقط از روی صدای سازشان تشخیص میدهند. مثلاً یک ویولن پخش میشود، استاد میگوید: پرویز یاحقی. نمیدانم. شاید برای اهل موسیقی، عادی باشد اما برای من مثل جادوگری میماند!
در پایان کار، آمرزش و رحمت خداوند بر استاد ایرج.خاک بر ایشان خوش باد.۲۳ مرداد ۱۴۰۵
برچسب:
نویسنده: محمد جواد عظیم