خرید بک لینک

دنبال کنیدشهرام کاظمی مرادی خالق هزار ترانه هرمنوتیک و دراماتیکخواندن ۲ دقیقه·۵ روز پیشوقتی شعر به صدا می‌رسد؛ از واژه تا گیتار شهرام کاظمی مرادیشهرام کاظمی مرادی خالق هزار ترانه

هنر برای من در یک قالب خلاصه نمی‌شود. شعر، ترانه، گیتار و سازهای دیگر، هر کدام می‌توانند راهی باشند برای رساندن آنچه در ذهن و جان شکل گرفته است. من از هر فرصتاتی که در اختیارم باشد استفاده می‌کنم تا شعر و ترانه‌هایم به مخاطب برسند؛ گاهی با صدا، گاهی با موسیقی و گاهی تنها با خودِ شعر.

گاهی یک شعر، بدون هیچ موسیقی، دقیق‌ترین و بهترین بیان است. ارزش یک اثر نیز به تعداد شعرها و ترانه‌هایی که خلق می‌شوند نیست؛ به این است که تا چه اندازه بتواند فاخر بماند، در ذهن بماند و در زمان ماندگار شود.

گاهی حتی یک ریتم ساده، یک آرپژ یا قطعه‌ای موسیقی، بدون آنکه کلامی در میان باشد، می‌تواند بزرگ‌ترین بیانیهٔ یک انسان یا حتی بخشی از یک دورهٔ تاریخی باشد؛ زیرا موسیقی همیشه برای سخن گفتن به واژه نیاز ندارد. صدا، ریتم و سکوت نیز می‌توانند معنا بسازند و آگاهی ایجاد کنند.

هنر فقط کلام و نوشته نیست. یک نقاشی می‌تواند بدون گفتن حتی یک جمله، مفهومی را چنان عمیق بیان کند که صدها صفحه نوشته نتوانند همان اثر را بر مخاطب بگذارند. هنر، زبان گسترده‌تری از کلمات است؛ زبانی که گاهی در رنگ، خط، صدا، سکوت، حرکت و تصویر سخن می‌گوید.

از نگاه من، هنرمند نباید همیشه جهان را به شکل مستقیم و قابل پیش‌بینی شرح دهد. هنر الزاماً قرار نیست همه‌چیز را ساده و بی‌ابهام تحویل مخاطب بدهد. انتزاع، استعاره و حتی سورئال می‌توانند راه‌هایی باشند برای رساندن پیام‌هایی که با بیان مستقیم، عمق و تأثیر خود را از دست می‌دهند.

مخاطب نیز بخشی از آفرینش اثر است. یک اثر هنری می‌تواند در ذهن هر انسان معنایی متفاوت پیدا کند و همین تواناییِ کشف و تفسیر، بخشی از زندگی هنر است. من هنر را عرصهٔ سخت‌گیری و بدبینی نمی‌دانم؛ هنرمند می‌تواند جدی و دقیق باشد، اما در عین حال باید برای خیال، کشف، تأویل و برداشت‌های گوناگون نیز جایی باقی بگذارد.

من تلاش کرده‌ام در شعر و ترانه‌هایم، میان احساس و اندیشه، روایت و خیال، واقعیت و استعاره حرکت کنم و آثاری با نگاهی هرمنوتیک و دراماتیک خلق کنم؛ آثاری که فقط برای شنیدن یا خواندن نباشند، بلکه مخاطب را به فکر کردن، احساس کردن و دوباره دیدن جهان دعوت کنند.

برای من، گیتار و دیگر سازها وسیله‌اند، نه مقصد. مقصد، رساندن معناست؛ گاهی با یک شعر، گاهی با یک ترانه، گاهی با یک ریتم یا آرپژ، و گاهی حتی با سکوت.

شاید ماندگاری هنر دقیقاً از همین‌جا آغاز شود؛ از لحظه‌ای که اثر دیگر فقط متعلق به آفریننده‌اش نیست و در ذهن و احساس مخاطب، زندگی تازه‌ای پیدا می‌کند.

هنر، همیشه آن چیزی نیست که گفته می‌شود؛ گاهی بزرگ‌ترین پیام، همان چیزی است که مخاطب در سکوتِ اثر کشف می‌کند.

برچسب: نویسنده: محمد جواد عظیم تاريخ: جمعه 23 مرداد 1405 ساعت: 17:48

صفحه بندی