خرید بک لینک

دنبال کنیدFatemeخواندن ۴ دقیقه·۵ روز پیشكلماتی که میان سطرها ماندند✨گاهی در میان آثار نویسندگان بزرگ، جمله‌هایی وجود دارند که شاید به اندازهٔ مشهورترین نقل‌قول‌هایشان بر سر زبان‌ها نیفتاده باشند، اما وقتی با دقت به آن‌ها نگاه می‌کنیم، می‌بینیم که حرفی عمیق دربارهٔ زندگی، انسان، تغییر، نوشتن و نگاه ما به جهان دارند.

این بار به سراغ هفت جمله از نویسندگانی رفته‌ام که هرکدام از زاویه‌ای متفاوت، چیزی برای اندیشیدن به ما می‌گویند؛ جمله‌هایی که نه فقط زیبا، بلکه در آثار اصلی نویسندگانشان نیز قابل ردیابی‌اند.

«“What do we live for, if it is not to make life less difficult to each other?”»

«اگر قرار نیست زندگی را برای یکدیگر آسان‌تر کنیم، پس برای چه زندگی می‌کنیم؟»

این جمله یکی از زیباترین نگاه‌های اخلاقی جرج الیوت به روابط انسانی است. شاید زندگی همیشه نتواند برای ما آسان باشد، اما می‌توانیم دست‌کم بخشی از دشواری آن را برای دیگران کمتر کنیم.

«“We are what we pretend to be, so we must be careful about what we pretend to be.”»

«ما همان چیزی هستیم که وانمود می‌کنیم هستیم؛ پس باید مراقب باشیم که وانمود می‌کنیم چه کسی هستیم.»

به نظر شما هدف و منظور این نویسنده از این جمله چه بوده است؟

«“Nothing is so painful to the human mind as a great and sudden change.”»

«هیچ چیز برای ذهن انسان به اندازهٔ یک تغییر بزرگ و ناگهانی دردناک نیست.»

منبع: Frankenstein; or, The Modern Prometheus، ۱۸۱۸

این جمله از فرانکنشتاین فقط دربارهٔ اتفاقات داستان نیست. تغییر، حتی وقتی الزاماً بد نیست، می‌تواند انسان را از چیزی آشنا جدا کند و او را با جهانی روبه‌رو کند که هنوز نمی‌شناسد.

«“The difference between the almost right word and the right word is really a large matter…”»

«تفاوت میان واژه‌ای که تقریباً درست است و واژهٔ درست، واقعاً تفاوت بزرگی است.»

منبع: نامهٔ مارک تواین به George Bainton، ۱۵ اکتبر ۱۸۸۸

این جمله برای هر کسی که با نوشتن سروکار دارد، حرف آشنایی می‌زند. گاهی فقط یک کلمه می‌تواند معنای یک جمله را تغییر دهد؛ و شاید هنر نویسنده دقیقاً در پیدا کردن همان کلمهٔ درست باشد.

«“There is no charm equal to tenderness of heart.”»

«هیچ جذابیتی با لطافت و مهربانیِ قلب برابری نمی‌کند.»

در جهانی که گاهی جذابیت را با ظاهر، هوش یا موقعیت اجتماعی می‌سنجیم، این جملهٔ جین آستن معیار دیگری پیشنهاد می‌کند: لطافت قلب.

شاید از نگاه آستن، مهربانی مشخصه‌ای باشد که بسیاری از جذابیت‌های دیگر را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد.

«“We are all in the gutter, but some of us are looking at the stars.”»

«همهٔ ما در گودالیم، اما بعضی از ما به ستاره‌ها نگاه می‌کنیم.»

منبع: Lady Windermere’s Fan، ۱۸۹۲، پردهٔ سوم

شاید زیبایی آن در همین تضاد باشد: شرایط ما همیشه در اختیارمان نیست، اما نگاه ما به آن شرایط می‌تواند متفاوت باشد.

«“The scariest moment is always just before you start.”»

«ترسناک‌ترین لحظه همیشه درست پیش از شروع کار است.»

منبع: On Writing: A Memoir of the Craft، ۲۰۰۰

آغاز کردن، گاهی از خودِ کار سخت‌تر به نظر می‌رسد. صفحهٔ سفید، اولین جمله، اولین قدم یا حتی تصمیم برای آغاز یک کار می‌تواند ترسناک باشد؛ اما ترسِ پیش از ابتدا همیشه به معنای ناتوانی از انجام آن نیست.

شاید گاهی تنها چیزی که لازم داریم، این باشد که بالاخره ابتدا کنیم.

از مهربانی و روابط انسانی در آثار جرج الیوت، تا هویت و نقش‌هایی که بر عهده می‌گیریم در آثار وونه‌گات؛ از ترس از تغییر در فرانکنشتاین تا قدرت یک کلمه نزد مارک تواین؛ از لطافت قلب نزد جین آستن تا نگاه کردن به ستاره‌ها در کلام اسکار وایلد و سرانجام ترس از آغاز در نوشته‌های استیفن کینگ.

شاید بعضی از این جمله‌ها تازه باشند، اما حرفی که می‌زنند، قدیمی و آشناست:

گاهی یک جملهٔ کوتاه می‌تواند ما را برای چند دقیقه متوقف کند و وادارمان کند دوباره به چیزی فکر کنیم که تصور می‌کردیم از قبل می‌دانیم.

پی‌نوشت:اگر قرار بود فقط یکی از این هفت جمله را با خودت نگه داری، کدام را انتخاب می‌کردی؟

و اگر جمله‌ای از یک نویسندهٔ بزرگ هست که هنوز در ذهنت مانده، خوشحال می‌شوم در پیام‌ها بخوانمش.

اگر تا به حال با داستان «ما می‌توانیم» آشنا نشده‌اید، می‌توانید از اینجا آغاز کنید:

اگر تا به حال با داستان «روزی روزگاری مرگ» آشنا نشده‌اید، می‌توانید از اینجا ابتدا کنید:

برچسب: نویسنده: محمد جواد عظیم تاريخ: جمعه 23 مرداد 1405 ساعت: 17:48

صفحه بندی