☰
دنبال کنیدآکادمی سایهنگارخواندن ۴ دقیقه·۱۹ ساعت پیشگزارش دهم سایهنگار؛ تریلر قاتل سریالی چیست و چرا از آن خوشمان میآید؟قاتل سریالی به نسبت پدیدهٔ تازهایه. تا جایی که من گشتهم حضور قاتلهای سریالی در ادوار گذشته به شدت کم بوده. و خب میدونی دیگه! کسی که به دستور کسی آدم میکشه، تو یه نوبت چندین نفر رو میکشه یا توی جنگ افرادی رو میکشه، قاتل سریالی به حساب نمیاد. و تا در سه نوبت سه نفر رو نکشته باشه هم حساب نیست! اما چی شد که سروکلهشون پیدا شد؟ دقیقا نمیدونم! اما به گمونم از قبل وجود داشتهن. فقط روشی برای تشخیصشون وجود نداشته. همونطوری که تجاوز و قتل و خیلی جرمای دیگه همیشه وجود داشتهن. یا خیلی بیماریها. فقط تعریف درستی در موردشون وجود نداشته. یا مثلا خشونت خانگی. چند ساله که یک زن میتونه بره شکایت تنظیم کنه علیه همسرش؟ تو یه پیجی (واقعا نمیدونم چقدر فکتش درست بود) خوندم که یه زمانی تو لندن کتک زدن زنها از شب تا صبح ممنوع بوده. چون مخل آسایش بقیه میشده. دیگه حالا باقیشو خودت حساب کن! میخوام بگم وجود قاتلهای سریالی زمانی به چشم اومد و به مرور وارد دنیای ادبیات و سینما شد که علوم رفتاری رشد کرد و روانشناسی جنایی تونست خودش رو در سیستم قضایی جا کنه. پس تا اون زمان فقط مورد توجه زیادی نبودهن. یا اصلا تشخیص داده نمیشدن. ممکن بود یک نفر در چندین منطقه یا شهر مختلف قتلهاش رو انجام بده و چون سیستمهای پلیس هر منطقه پروندههاش جدا بود و بقیه بهش دسترسی نداشتهن، طبیعی بود که نفهمن تو یه جای دیگه دقیقا یه قتل مشابه با این یکی رخ داده. یا اصلا حتی شاید به روش قتل دقت نمیکردهن.
توی فیلم مترسک (The scarecrow 2026) اون اوایلی که «تهجو» تازه به زادگاهش برگشته میبینیم که متوجه میشه دو سه پروندۀ چند ماه اخیر چقدر مشابه بودهن و مشخصا کار یه نفرن اما همکاراش اصلا متوچجهشون نشدهن. آیا آنها خنگ و ابله بودند؟ تا حدی بله اما جدای از اون توجه نکردهان چون چنین چیزی تعریف نشده بوده براشون. نمیدونستن اصلا باید بهش توجه کرد یا مهم دونستش!درسته که تو داستانای جنایی میبینیم که همیشه کارآگاه به ریزترین موارد موجود توجه میکنه و از عوامل روانیِ مجرم غافل نمیشه، اما درست مثل خیلی روشهای تحقیق دیگه، توجه به عوامل روانی و نحوۀ کارِ قاتل هم دیر و به سختی وارد سیستم معمولِ مرورِ جرم شد و طول کشید تا ساختارمند شه و اصولِ درست پیدا کنه. اگر سریال شکارچی ذهن (Mindhunter) (اونی که جناب فینچر ساخته و تو خماری فصل سومش موندیمه) رو دیده باشی، شاهد بودی که چطور اصطلاح قاتل سریالی و انواع دستهبندیها و روشهای تشخیصش زاده میشن.
چون ترس و وحشت دارن. امر غریب دارن؛ آدمیزادیه که چندینبار آدمهایی رو میکشه با انگیزههایی گاه به شدت غیرمعقول. آدمیزادیه که شمایلیه از دراکولا و باقی هیولاها ولی آدمیوارتر از تمام اونها. این به شدت جذابه. البته از نوع ترسناکش. ما میخوایم شریک بشیم در این ترس. در این حسِ موهوم. بفهمیم چی توی سرشون میگذره. چقدر شبیه ما هستن یا نیستن. با بعضیاشون زیادی همدلی میکنیم و از بعضیاشون وحشت میکنیم (مثلا من هانیبال رو دیدهام و عاشقشم با اینکه باعث شد تا دو ماه نتونم گوشت بخورم در مقابل اصلا نتونستم خودمو قانع کنم جفری آدامز رو ببینم. چون هانیبال مشخصا موردِ حقیقی نبود. کلا من با جنایات حقیقی مسئله دارم).
تریلر اثریه که بر پایۀ تعلیق شکل گرفته. داستانش شامل زمان حاله و اغلبْ کاراکتر اصلی باید بتونه جلوی یک چیزی رو بگیره. یعنی برعکسِ مثلا کارآگاهیِ کلاسیک که کارآگاه میره جرمی که رخ داده تموم شده رو حل میکنه، در تریلر اون جرم همچنان در حال وقوعه یا کارآگاه و مجرم در تعقیبی خطرناکن. تریلرهای قاتل سریالی یا داستانِ یک قاتل سریالیان که قصد داره اقدامی کنه یا داره اقدامی میکنه، یا داستان یه قاتل سریالیان که کارآگاه دنبالشه. یعنی بعضیا از زاویه دید مجرمن، بعضیا از دید کارآگاه. بعضیا هم ترکیبی. حالا ترکیب همه رو با هم داریم: جرم (که در جلسات قبلی گفتیم به دلیل ماهیت چارچوب شکنانهاش همزمان هم برامون جذابه هم قبیحه!)، کارآگاه (اینم گفتیم که به دلیل برتر بودنشه و اینکه بهمون فرصت میده از دید یه فرد باهوش که حاضره برای اجرای عدالت از همه چیزش بگذره دنیا رو ببینیم)، مجرم (اینم گفتیمه به خاطر اون حسِ جسور بودنش و دور زدن قانونه. که قانون خودشو داره و به جای اطاعت از جامعه داره باهاش جدال میکنه و این میتونه همزمان جذاب و ترسناک باشه) و یه مشت معما و سوالِ بیجواب که در زمان وقوعشون شاهدشون هستیم. این ییک معجونِ بینظیرِ که مغزمون عاشقشه؛ آدرنالین و هیجانِخالص! برای همینه که اگه یه داستان نتونه ترکیب خوشمزهای بهمون بده اینقدر کفری میشیم! چون این ترکیب در واقعغذای مورد علاقۀ ماست! (طبیعتا منظورم ما جناییپسندهاست)مدلِ روایت تریلر اغلب به این صورته که دانش و آگاهیِ منِ مخاطب یا اندازۀ کاراکتر اصلیه یا بیشترش. این باعث میشه که اضطراب ما به شدت زیاد شه و ما آدمیان عاشق اینیم که تو تعلیق گیر کنیم.پس ماهایی که اعصابمون رو از تو جوب اوردیمه و خودآزاری داریم یا یکم سایکوییم میشینیم پای داستان افرادی هیولاوار که میتونن خیلی رندوم شکار کنن و حتی دلمون براشون بسوزه و دعا کنیم که گیرِ چنگالِ قانون نیفتن. چون مغزمون از احساسی که تجربه میکنیم خوشش میاد؛ یه جور لذتِگناهآلود. ملغمهای از تابوشکنیها و آروزهای پنهانی برای نابود شدن کاراکتری که دوستش داریم اما ازش میترسیم. خلاصه که بله! چنین است!تو هم از تریلر قاتل سریالی خوشت میاد؟ قاتل سریالی مورد علاقهت کیه؟
نویسنده:
محمد جواد عظیم
تاریخ:
دوشنبه
9 شهريور
1405
ساعت:
19:49