دنبال کنیدآناهید کاظمی نیکوخواندن ۵ دقیقه·۲ روز پیشدیوار شرمساری؛ وقتی منابع انسانی تبدیل به منابع خجالت می‌شود!

دیوارهایی که ظاهراً قرار است نظم ایجاد کنند، اما گاهی بیشتر شبیه تابلوی اعلاناتِ «چه کسی در زمان حاضر خراب کرده؟» هستند.

چند وقت پیش، در یک محیط ارائهگاهی، به‌عنوان مشتری با صحنه‌ای مواجه شدم که ذهنم را درگیر کرد.

در محلی که برای مراجعه‌کنندگان قابل مشاهده بود، نام برخی کارکنان همراه با بیاناتی درباره نحوه عملکردشان و مواردی از کسر حقوق درج شده بود.

من از رابطه کاری این افراد، صحت تخلف‌های نوشته‌شده یا اطلاعات تصمیم مدیریت اطلاعی ندارم.

چرا بعضی مدیران فکر می‌کنند برای اصلاح بازده یک انسان، اول باید آبروی او را روی دیوار آویزان کرد؟

حتی فرض کنیم طبق مقررات، برخورد انضباطی با او لازم بوده است.

می‌تواند طبق قانون و قرارداد، اقدامات انضباطی لازم را انجام دهد.

احتمالاً اگر فرصت شد، خودِ دیوار هم ببیند.

شاید این روش از نگاه بعضی مدیران «بازدارنده» باشد.

بازدارندگی با ترساندن چه تفاوتی با تحقیر دارد؟

ما معمولاً وقتی از منابع انسانی حرف می‌زنیم، خیلی راحت کلمه «منابع» را می‌بینیم و «انسان» را فراموش می‌کنیم.

اما پشت این دو کلمه، آدم‌هایی هستند که صبح از خانه بیرون می‌آیند، سر کار می‌روند، اشتباه می‌کنند، خسته می‌شوند، یاد می‌گیرند، دوباره تلاش می‌کنند و آخر ماه منتظر حقوقشان هستند.

کارمند ماشین نیست که اگر خطا کرد، روی نمایشگرش بنویسیم:

و انسان، حتی وقتی اشتباه می‌کند، همچنان کرامت دارد.

خیلی از شرکت‌ها روی دیوارهایشان جملات زیبایی می‌نویسند:

اما فرهنگ واقعی یک سازمان را همیشه نباید از روی شعارهایش شناخت.

گاهی کافی است ببینیم با ضعیف‌ترین عضو سازمان چگونه رفتار می‌کند.

فرهنگ سازمانی دقیقاً همان جایی خودش را مشخص می‌کند که قدرت یک طرف بیشتر است و طرف دیگر قابلیت کمتری برای دفاع دارد.

آنجاست که مشخص می‌شود «احترام» واقعاً یک ارزش است یا فقط یک فونت زیبا روی دیوار.

اگر اشتباه عمومی است، موفقیت هم عمومی باشد.

اگر قرار است نام کارمند را به خاطر اشتباهش جلوی چشم همه قرار دهیم، چرا برای موفقیت‌هایش هم همین کار را نکنیم؟

«خانم فلانی در زمان حاضر با وجود شلوغی ارائهگاه، بهترین نحوه عملکرد را داشت.»

«آقای فلانی این ماه بیشترین رضایت مشتری را کسب کرد.»

«این همکار، سه ماه است بدون تأخیر سر کار حاضر شده است.»

اگر دیوار قرار است ابزار مدیریت باشد، چرا فقط با جوهر قرمز نوشته شود؟

چرا فهرست خطاها داریم اما فهرست موفقیت‌ها نه؟

چرا برای کسر حقوق، قلم داریم اما برای تشویق، گاهی حتی یک «خسته نباشید» هم نداریم؟

شاید چون تنبیه کردن، برای بعضی ساختارها ساده‌تر از ساختن انگیزه است.

ممکن است کارمند بعد از دیدن نام خودش روی دیوار، دیگر آن اشتباه را تکرار نکند.

اما شاید هم فقط یک اتفاق دیگر افتاده باشد:

یک محیط مبتنی بر ترس ممکن است به او یاد بدهد:

و سازمانی که کارکنانش از اشتباه کردن می‌ترسند، دیر یا زود ممکن است با مشکل بزرگ‌تری روبه‌رو شود:

این نوشته دفاع از بی‌مسئولیتی کارکنان نیست.

اگر کسی عمداً کوتاهی کند، وظیفه‌اش را انجام ندهد یا مقررات محل کار را نقض کند، طبیعتاً باید پاسخگو باشد.

اتفاقاً مدیریت حرفه‌ای هنر همین تفکیک است.

می‌شود قاطع بود، بدون اینکه بی‌احترامی کرد.

می‌شود قانون را اجرا کرد، بدون اینکه شخصیت فرد را زیر سؤال برد.

می‌شود از کارایی ضعیف انتقاد کرد، بدون اینکه خودِ انسان را تبدیل به «آدم ضعیف» کرد.

این دو جمله فقط چند کلمه با هم فاصله دارند؛

شاید مدیر حتی فراموش کند چه چیزی روی دیوار نوشته بود.

اما آدم‌ها همیشه به این راحتی فراموش نمی‌کنند که چگونه با آنها رفتار شده است.

یک محیط کار فقط حقوق و ساعت ورود و خروج نیست.

محیط کار جایی است که آدم‌ها بخش بزرگی از روزشان را در آن می‌گذرانند.

بنابراین هر رفتار مدیریتی، علاوه بر برآیند اقتصادی، یک اثر انسانی هم دارد.

گاهی یک جمله مدیر، کسی را برای سال‌ها با اعتمادبه‌نفس بیشتری وارد محیط کار می‌کند.

و گاهی یک تحقیر عمومی، همان اعتمادبه‌نفس را از جایی می‌شکند که هیچ فیش حقوقی‌ای نمی‌تواند جبرانش کند.

ما در محیط‌های کاری، با انسان‌ها چگونه رفتار می‌کنیم؟

یا برایمان مهم است که چگونه انجام می‌شود؟

چون اگر برای رسیدن به بهره‌وری، کرامت آدم‌ها را قربانی کنیم، شاید در جدول نحوه عملکرد چند عدد خوب ثبت کرده باشیم؛

اما در ساختن یک محیط انسانی، شکست خورده‌ایم.

و شاید بد نباشد هر مدیری قبل از نصب هر فهرستی روی دیوار، یک لحظه خودش را جای همان کارمند بگذارد.

جای آدمی که اسمش قرار است روی دیوار برود.

اسم، اسم خود من بود، باز هم فکر می‌کردم این بهترین روش مدیریت است؟

شاید پاسخ همین سؤال، فاصله میان مدیریت کردن انسان‌ها و مدیریت کردن علیه انسان‌ها باشد.

و شاید بعضی دیوارها بهتر است به جای ثبت اشتباه آدم‌ها، یادمان بیاورند که پشت هر اشتباه، هنوز یک آدم ایستاده است.

نویسنده: محمد جواد عظیم تاریخ: دوشنبه 16 شهريور 1405 ساعت: 6:50 برچسب:

صفحه بندی