☰
دنبال کنیدeditor965خواندن ۶ دقیقه·۴ روز پیش۱۲ سؤال کلیدی که در جلسه دمو نرم افزار باید پرسیدجلسه عرضه نرمافزار مخصوصاً نرمافزار ERP معمولاً شبیه یک دموی گلخانه ای است که بازیگرانش آن را صدها بار تمرین کرده اند:
نمایش با حضور "نفرتیتی" در ابتدای دمو آغاز میشود. او به آرامی و با ظرافت موس را با انگشتان کشیده اش که با ناخنهایی به رنگ کروم صدفی آراسته است تکان میدهد و در کمتر از دو دقیقه و تنها با چند کلیک از ویزیت مشتری در محله خلازیر به وصول چک در بانک ملت شعبه جردن می رسد.
در صحنه بعدی مدیر ارائه که زیر چشمی در حال رصد زبان بدن حاضرین است با دیدن برقی که از گوشه چشم مدیر مالی بیرون زده با لبخندی که دندان های لمینت شده اش را نمایان میکند وارد صحنه میشود و به "نفرتیتی" اشاره می کند با باز کردن فرم مرورحسابها -که در نوار علاقمندی های من مانند الماسی درخشانی نشسته- به حضار نشان دهد چگونه به همین راحتی چند میلیون تومان به سرفصل "داراییهای جاری/موجودی نقد و بانک/ بانکها/ حساب جاری شماره 15255 بانک ملت شعبه جردن" منتقل شده است.
در ادامه پاورپوینتی زیبا با نمودارهای رقصان، جداول بزکشده با فونتهای درشت، همراه با وعدهی فیچرهای جذاب آنقدر فرایندهای تولید و بهای تمام شده را روان و ساده شبیه سازی می کند که در همان جلسه، تصاحب این شاهکار بی نقص با نرخی باورنکردنی، به رویای مشترکِ تمام حاضرین بدل میشود.
اما چند ماه بعد و پس از ارسال چکهای میلیاردی، هنگامی که فرایند استریل و Happy path استقرار به پایان کار می رسد و نرمافزار زیر فشار تراکنشهای واقعی کند شده و نفس سرور به شماره می افتد میگرنهای بی پایان کار مدیرمالی ابتدا میشود. دقیقاً زمانی که درخواست های موزعین منطقه مولوی از خاکستر آتشی که خشم مشتری و مدیر فروشرسانی شعله ورش کرده بیرون میزند.
اکنون جو شرکت هیچ شباهتی به تعارفات، فضای صمیمی، لبخدهای گرم و اسلایدهای شیک جلسات دمو ندارد. حالا مدیرمالی برای تسکین سردرد بی امانی که او را کلافه کرده است در اتاق تاریک خود به دنبال سفارش آنلاین کلاه ژله ای ضد میگرن است و همزمان از روی اسپیکر تلفن -که از شدت فریادهای مدیرتولید میلرزد - به شکایتهای او و تاییدیههای چند ثانیه یک بار مدیر انبار در پس زمینه گوش می کند.
درست در همین لحظه سرپرست خزانه داری همراه با مدیر IT وارد اتاق می شوند، نور شدیدی که چشمان کوچک شده مدیرمالی را به شدت می زند او را به مرحله جنون می رساند اما مدیر آی تی مستاصل و با عصبانیت فریاد می کشد بچه های پشتیبانی شرکت .............. فقط می گن "تیکت بگذار"
این داستان، روایتی آشنا اما تلخ برای مدیرانی است که صرفاً طبق دموی گلخانه ای برای خریداری نرم افزار تصمیم می گیرند. برای همین همواره یک شکاف بزرگ میان نیازهای واقعی شرکت و دموهای درخشان مشاهده شده وجود دارد. البته برای حل بنیادین این مشکل باید از یک متدولوژی ارزیابی و انتخاب اصولی نرم افزار مانند آن چه در استاندارد یاس آبی وجود دارد استفاده کرد. با این حال و برای ساده سازی فرایند انتخاب و یا حداقل ارزیابی منطقی و نظام مند نرم افزار می توان از یک چک لیست ساده ولی مناسب استفاده کرد.
گفتنی است که هدف این فهرست به هیچ وجه مچگیری از ارائهنده نیست؛ بلکه تعیین هزینه واقعی مالکیت (TCO) و میزان وابستگی اجباری به فروشرسانینده و در نهایت تابآوری سیستم زیر ترافیک و فشار واقعی کسب و کار است. نه انتخاب نرم افزار در مسیر استریل و آرام دموی گلخانه ای
بنابراین پیش از آنکه کنترل جلسه به دست مدیر ارائه بیفتد، این ۱۲ سؤال را از تیم ارائه کننده بپرسید:
سؤال ۱: اگر در میانه سال مالی، منطق تخصیص سربار یا فرمول تسهیم بهای تمامشده تغییر کند، آیا مدیر سیستم از طریق پنل تنظیمات قادر به انجام آن است، یا نیاز به تغییر سورسکد و پرداخت هزینه توسعه داریم؟
سؤال ۲: ایجاد یک گزارش تحلیلی بهروز چقدر زمان میبرد؟ آیا دسترسی مستقیم به ویوها یا جداول داریم یا اجباراً باید برای گزارش بهروز وجهی پرداخت کنیم؟ آیا سیستم، گزارش ساز ساده ای دارد که کاربر آموزش دیده بتواند با استفاده از آن گزارشات مورد نظر ما را بسازد؟ اگر جواب بله است آیا باید گزارشات را به تایید شما برسانیم؟ آیا این گزارشات که توسط کاربر آموزش دیده ما ساخته می شود سیستم را کند نمی کند؟
سؤال ۳: آیا فرصت تبادل دیتا با پلتفرم عرضه آنلاین، باسکول، سیستم انبار مکانیزه یا CRM از طریق REST API استاندارد و داکیومنتشده وجود دارد؟
سؤال ۴: میانگین زمان واکنش و رفع خطای سطح بحرانی در قرارداد SLA شما دقیقاً چند ساعت است و ضمانت اجرایی مالی (جریمه عدم ایفای تعهدات) آن چیست؟ کلاً SLA را چگونه محاسبه می کنید؟
سؤال ۵: آیا سیستم دارای گزاش مفصلی از لاگ ها هست تا دقیقاً ثبت کند چه کاربری، در چه تاریخی ، از کدام IP، کدام ردیف سند حسابداری یا حواله انبار را ویرایش یا حذف کرده است؟
سؤال ۶ : میزان پذیرش از دست رفتن دیتا بر حسب زمان و از سوی دیگر مدت زمان بازگردانی سیستم تا کارکرد عادی شما چقدر است؟
سؤال ۷: مدل بهاگذاری لایسنس با صعود شعب، مراکز توزیع یا کارخانههای نوین چگونه رشد میکند؟ مدل شما بر پایه کاربر همزمان ست یا کاربر اختصاصی؟
سؤال ۸: در صورت اعمال تحولات نوین در قوانین موجود مثل سامانه مؤدیان یا بیمه تامین اجتماعی، میانگین زمان انتشار آپدیت پایدار و بدون باگ شما چند روز کاری است؟ آیا اعمال این آپدیتها هزینه جداگانه دارد؟
سؤال ۹: در ۳ سال گذشته، چند نسخه جدید Upgrade سراسری عرضه کردهاید و اجرای این ارتقاها چند ساعت یا روز طول کشیده و چه میزان بار مالی/فنی بر دوش مشتریان قبلی گذاشته است؟
سؤال ۱۰: در فرایند استقرار، مدیران عملیاتی، مالی و کاربران کلیدی سازمان ما چند نفر/ ساعت درگیر خواهند بود تا ماژولها به صورت جامع تحویل شود؟
سؤال ۱۱: آیا این قابلیت وجود دارد که بدون حضور و هماهنگی قبلی شما، با دو کارفرمای همصنعت خودمان که حداقل ۲ سال است سیستم را زیر بار واقعی بردهاند، به صورت مستقیم تماس بگیریم؟
سؤال ۱۲: اگر ۳ یا ۵ سال آینده تصمیم به قطع همکاری و مهاجرت به پلتفرم دیگری بگیریم، فرایند، فرمت و هزینه استخراج دیتای تاریخی و مالی ما چگونه خواهد بود؟
پاسخهای کلی مثل «نگران نباشید، سیستم ما همهچیز را ساپورت میکند» یک زنگ خطر جدی (Red Flag) است.
فروشرسانیندهایی که بلوغ فرآیندی و فنی دارند، برای تکتک این ۱۲ سؤال، مستندات مکتوب (SLA، مستندات API، ماتریس نقشها و نمونه قرارداد پشتیبانی ارائه میکنند.
یادداشت نویسنده : روایت ابتدای این مقاله، یک الگویِ تیپ از تجربیات مشترکِ مدیران در جلساتِ دمو است و به هیچ شرکت، محصول یا برندِ خاصی اشاره ندارد. هدف از این نوشتار، صرفاً رشد آگاهیِ مدیران برای انتخابهای هوشمندانهتر است.
اگر در حال آمادهسازی RFP یا انتخاب نرمافزار سازمانی برای کسبوکارتان هستید، صنعت و چالش اصلی فرآیندی خود را در کامنتها بنویسید تا سؤالات و ریسکهای تخصصی همان حوزه را با هم تحلیل کنیم.
نویسنده:
محمد جواد عظیم
تاریخ:
جمعه
3 مهر
1405
ساعت:
12:22