☰
دنبال کنیدداود عبدلیخواندن ۲ دقیقه·۲۵ دقیقه پیش مدیرِ معمولی در طوفان غرق میشود؛ مدیرِ استراتژیک، از بادِ طوفان برای حرکت استفاده میکند!
تصور کن در میانِ یک اقیانوسِ بیکران هستی و ناگهان آسمان تیره میشود و موجهای غولپیکر به سمتِ قایقِ تو میآیند. اکثرِ ملوانان، از ترسِ غرق شدن، فقط به فکرِ «بستنِ دریچهها» و «پنهان شدن» هستند. آنها فقط میخواهند طوفان تمام شود تا دوباره به زندگیِ آرامِ قبلیشان برگردند.
اما یک کاپیتانِ واقعی، در اوجِ طوفان، به جای ترسیدن، به «جهتِ باد» نگاه میکند. او میداند که اگر بتواند زاویه دِریچه و جهتِ باد را درست تنظیم کند، این همان طوفانی است که میتواند قایق او را با سرعتی که در حالتِ آرامشِ دریا غیرممکن بود، به مقصد برساند.
بسیاری از مدیران، در زمانهای «آرامش و رونق»، فقط به فکرِ «ادامهی مسیر» هستند. اما حقیقت این است که بزرگترین تحولاتِ بیزینسی، نه در روزهای آفتابی، بلکه در دلِ طوفانها اتفاق میافتد.
بحران (Crisis) برای یک مدیرِ ضعیف، یک «تهدید» است که باید از آن فرار کرد؛ اما برای یک مدیرِ استراتژیک، یک «فرصتِ بازآفرینی» است. وقتی بازار تغییر میکند، وقتی رقیبِ نوین وارد میشود، یا وقتی اقتصاد دچار رکود میشود، دو دسته آدم وجود دارند:
۱. کسانی که با «ترس»، کسبوکارشان را کوچک و انقباضی میکنند.
۲. کسانی که با «تحلیل»، از این تغییر برای تسخیرِ سهمِ بهروزی از بازار استفاده میکنند.
برای اینکه از حالت «مدیرِ محافظهکار» به «مدیرِ فرصتطلبِ استراتژیک» تبدیل شوی، این سه تغییرِ ذهنی را در چرخه نوین خود اعمال کن:
۱. از «بقاء» به «تطبیقپذیری» تغییر جهت بده:
به جای اینکه بپرسی «چگونه این مشکل را از بین ببرم تا به حالت قبل برگردم؟»، بپرس «این تغییرِ نوین، چه نیازِ نوینی در بازار ایجاد کرده که من میتوانم با آن پاسخ دهم؟». در هر بحران، یک «شکاف» وجود دارد؛ آن شکاف، همان جایی است که ثروتِ تازه نهفته است.
۲. عادتِ «سناریوسازی» را جایگزین «امیدواری» کن:
امیدواری، یک استراتژی نیست. مدیرِ حرفهای، همیشه سه سناریو در ذهن دارد: سناریوی «بهترین حالت»، سناریوی «بدترین حالت» و سناریوی «واقعبینانه». وقتی بدانید در بدترین حالت چه اتفاقی میافتد، ترسِ شما از ناپدید شدنِ کنترل، از بین میرود.
قدرتِ یک بیزینس در این نیست که هرگز زمین نخورد، بلکه در این است که چقدر سریعتر پس از زمین خوردن، دوباره روی پا بایستد. ذهنیتِ تو باید از «جلوگیری از شکست» به سمت «آمادگی برای بازگشتِ قدرتمند» تغییر کند.
طوفانها برای این نمیآیند که مسیرِ تو را مسدود کنند؛ آنها میآیند تا بفهمند تو واقعاً چه نوع کاپیتانی هستی.
اگر در زمانِ دگرگونیهاِ بازار، تو تنها کسی باشی که «نقشه نوین» دارد، تمامِ مشتریانی که از تحولاتِ بازار هراسان شدهاند، به سمتِ تو سرازیر خواهند شد.
بزرگترین چالش یا «طوفانی» که هماکنون در بیزینس یا بازارِ تو در جریان است، آیا برای تو یک «دیوار» است یا یک «سوخت» برای حرکتِ سریعترتر
نویسنده:
محمد جواد عظیم
تاریخ:
جمعه
13 شهريور
1405
ساعت:
17:59