☰
دنبال کنیدصادق سواعدیخواندن ۴ دقیقه·۱ روز پیشجزیره قشم،روایتی از فروپاشی یک زیست بوم گردشگری
جزیره قشم، تا همین چند ماه پیش، یکی از درخشانترین مقاصد گردشگری ایران بود؛ جزیرهای که نه تنها بهخاطر ژئوپارک جهانی یونسکو، جنگلهای حرا و تنوع زیستیاش شناخته میشد، بلکه بهعنوان یک «زیستبوم اقتصادیِ زنده» که گردشگری، تجارت، دریانوردی و مشاغل محلی را در هم تنیده بود، میدرخشید. آمار رسمی بیانگر است که در ۹ ماه نخست سال ۱۴۰۳، بیش از ۳ میلیون و ۲۱۱ هزار گردشگر از مبادی مختلف وارد قشم شدند؛ رقمی که نسبت به سال قبل از آن ۱۳ درصد صعود داشت.
در روز جاری اما، قشم تصویری دیگر دارد. تصویری از هتلهای خالی، اسکلههای سوخته، و خانوادههایی که برای تأمین غذای روزانه خود، داراییهایشان را میعرضهند. این مقاله، روایتی است از فروپاشی یک سیستم، و در عین حال، پرسشی است دربارهی معماریِ جایگزینی که میتواند از دلِ همین ویرانی متولد شود.
۱. قشمِ پیش از جنگ؛ رونقی که باورنکردنی بود
پیش از بحرانهای اخیر، قشم یکی از معدود مقاصدی بود که توانسته بود گردشگری دریایی، فرهنگی و طبیعی را بهطور همزمان توسعه دهد. در نوروز ۱۴۰۴، بیش از ۴۵۷ هزار بازدید از اماکن تاریخی و میراث فرهنگی قشم ثبت شد؛ ۱۲۰ هزار بازدید از اسکلههای منتهی به جنگلهای حرا و بیش از ۱۲۷ هزار بازدید از شش سایت ژئوپارک جهانی قشم به ثبت رسید.
در نیمهی نخست سال ۱۴۰۴، ارزش سرمایهگذاری در قشم به ۳۲۱ هزار و ۹۰۵ میلیارد ریال رسید که نسبت به مدت مشابه سال قبل، ۲۴۱ درصد رشد را نشان میداد. ۲۶۹ تاسیسات اقامتی شامل هتلها و اقامتگاههای بومگردی در جزیره فعال بودند. قشم، بهنظر میرسید که در مسیری صعودی، غیرقابلتوقف است.
۲. نقطهی فروپاشی؛ حمله به زیرساختهای گردشگری
اما جنگ، همهچیز را در لحظهای تغییر داد. در ادامهی حملات دشمن به زیرساختهای غیرنظامی کشورمان، اسکلههای مسافربری و گردشگری «شیبدراز» و «کندالو» در بخش شهاب جزیره، مورد اصابت موشک قرار گرفتند. فرماندار قشم این حملات را محکوم کرد و گفت که این اسکلهها «صرفاً کاربری تفریحی و صیادی داشته و نقش مهمی در اقتصاد مردم منطقه داشته است».
تنها چند روز بعد، یک کمپ گردشگری خانوادگی در منطقهی «درهشور» قشم، هدف حملهی پهپادی قرار گرفت و ۳ نفر شهید و یک نفر زخمی شدند. فعالان اقتصادی از خالی ماندن هتلها و اقامتگاهها و بیشتر شدن فشار معیشتی خبر دادند.
بیش از پنج ماه از شروع کار جنگ میگذرد و صنعت گردشگری جنوب کشور، فلج شده است. رئیس جامعه هتلداران در گفتوگو با روزنامهی «شرق»، وضعیت را اینگونه توصیف میکند: «آخرین خبری که من دارم تعطیلی دقیق هتلهای قشم است.»
اما تعطیلی هتلها، تنها نوک کوهِ یخ است. روایتهای مردمی از قشم، تصویری بسیار تلختر را بیانگر است. یکی از کاسبان محلی به خبرگزاری ایراناینترنشنال گفته است:
«اینجا اوضاع اقتصادی بهشدت افتضاح است. همه کاسبها از دم ورشکست شدند. همان روز اول جنگ ۸۰ درصد جمعیت قشم را خالی کردند.»
ضریب اشغال اقامتگاههای بومگردی در قشم که در پیک گردشگری باید در اوج باشد، بهشدت افت کرده است. بسیاری از فعالان این صنف، در حال خروج از کار و تغییر شغل هستند.
آنچه در قشم رخ داده، فراتر از یک «رکود فصلی» یا «نزول موقتِ گردشگر» است. قشم، شاهد فروپاشیِ یک زیستبومِ اقتصادیِ دقیق است؛ زیستبومی که در آن، گردشگری، حملونقل دریایی، بازار محلی، و معیشتِ روزمرهی مردم، همه به هم گره خورده بودند.
فرماندار قشم تأکید کرده است که حملات به اسکلهها، «اقتصاد و معیشت مردم منطقه» را هدف قرار داده است. این یعنی جنگ، نه فقط زیرساختهای فیزیکی، که شبکهی اعتماد، امید و بقای اقتصادی یک جامعه را نشانه رفته است.
در چنین شرایطی، مدلهای سنتیِ «بازاریابی»، «تخفیف» یا «انتظار برای بهبود» دیگر کار نمیکنند. زیرا سیستمی که فروپاشیده، با یک «تعمیرِ سطحی» بازنمیگردد.
من، در دلِ بحرانِ مشابهی در جزیرهی کیش، به این درک رسیدم که «هر شکست و رکود، متریالِ ساختارمحور برای بازسازی یک سیستم نوین است.» گردشگری در زمان رکود، نیازمند «خدمات بیشتر» نیست؛ گردشگری باید مهندسی شود.
از دلِ همان بحران، «مهندسی پارادایم گردشگری» متولد شد؛ رشتهای که گردشگری را نه یک صنعت تفریحی، بلکه یک «ابرسیستم دینامیک، غیرخطی و ترمودینامیکی» تعریف میکند. این رشته، بر پایهی «قانونِ سواعدی» ( V = R - E ) استوار است؛
قشم، با ژئوپارک جهانی، جنگلهای حرا، روستاهای تاریخی و ظرفیتهای بکرِ خود، میتواند به یک «آزمایشگاهِ زنده» برای پیادهسازیِ این پارادایمِ نوین تبدیل شود. مدلی که در آن:
· گردشگر، نه یک «مصرفکننده»، که یک «همآفرینِ تجربه» است.
· اقتصادِ گردشگری، نه «استخراجکننده»، که «بازتولیدکنندهی ظرفیتِ محلی» است.
· و خودِ جزیره، در زمانِ بحران، به یک «سیستمِ تابآور» تبدیل میشود که میتواند بدونِ وابستگی به جریانِ خارجی، به حیاتِ خود ادامه دهد.
حاصلگیری؛ بحران، مادرِ پارادایمهای نوین
قشم، امروز در سختترین روزهایِ خود به سر میبرد. هتلها خالیاند، اسکلهها ویران، و مردم در تأمینِ حداقلهای زندگی درماندهاند. اما همین نقطهی تاریک، میتواند نقطهی تولدِ یک «بروزرسانیِ سیستمی» باشد.
همانگونه که کیش، از دلِ جنگ و رکود، به من آموخت که «شکست، متریالِ ساخت است»، قشم نیز میتواند به میدانِ آزمایشِ یک معماریِ نوینِ گردشگری تبدیل شود؛ معماریکه در آن، بحران نه پایان کارِ راه، که آغازِ یک بازطراحیِ بنیادین است.
نویسنده:
محمد جواد عظیم
تاریخ:
جمعه
13 شهريور
1405
ساعت:
17:59