☰
کمونیسم در ظاهر ساده به نظر میرسد، اما در باطن، دارای مفهومی عمیق و بحثبرانگیز است؛ ایدهای که رد پای آن در تحولات بزرگ تاریخی دیده میشود و هنوز هم در گفتمانهای سیاسی و اجتماعی، حضوری پررنگ دارد. اما معنی کمونیست چیست؟ آیا صرفاً نظریهای برای برقراری عدالت اقتصادی است یا جنبشی که جهان را از ریشه تغییر داد؟ کمونیستها دقیقاً چه کسانی هستند و چرا این نام را برای خود برگزیدهاند؟ در این بخش از نمناک، به دنبال پاسخ این پرسشها هستیم و ابعاد مختلف این اندیشه را واکاوی میکنیم.
«کمونیست کسی است که از آرمانهای مکتب کمونیسم دفاع میکند. از نظر یک کمونیست، تمامی منابع و ابزارهای تولید باید بهطور عمومی در اختیار جامعه باشند تا شکاف طبقاتی به حداقل برسد. خلاصه اینکه، کمونیستها سعی میکنند با فعالیتهای مختلف سیاسی و اجتماعی، جامعهای برابر بسازند.»
در پاسخ به سوال متداول کاربران ” کمونیزم یعنی چه؟ ” باید بگوییم، کمونیسم یا کمونیزم یک مکتب سیاسی و اقتصادی با هدف برپایی جامعهای بدون طبقه و بر پایه مالکیت عمومی است.
کمونیسم زبان ساده، میگوید منابع اصلی تولید مثل کارخانهها، معادن و سرمایههای کلان نباید در انحصار عدهای خاص باشد، بلکه باید در اختیار عموم مردم قرار بگیرد تا شکافهای طبقاتی از بین برود و منابع بهطور عادلانهتری توزیع شود. در نهایت، هدفِ نظریهی مارکسیستیِ کمونیسم، رسیدن به جامعهای است که در آن نه تنها خبری از طبقات اجتماعی نیست، بلکه ساختار «دولت» (به عنوان ابزار سلطه بر جامعه) نیز دیگر معنایی ندارد.
هر دو عبارت «کمونیزم» و «کمونیسم» در زبان فارسی به کار میروند، اما واژه معیار و رایجتر، «کمونیسم» است. بنابراین، توصیه میشود در متون رسمی و آموزشی، از این شکل استفاده کنید.
در دهههای گذشته، بسیاری از کشورهای جهان، از جمله اتحاد جماهیر شوروی و کشورهای بلوک شرق، تحت حاکمیتهای کمونیستی قرار داشتند. در روز جاریه نیز کشورهایی مانند چین، ویتنام، لائوس، کوبا و کره شمالی توسط احزاب کمونیست هدایت میشوند. البته سیاستهای اقتصادی و حکومتی در این کشورها مسیرهای متفاوتی را طی کرده است؛ بنابراین نمیتوان همه آنها را لزوماً یک نوع نظام کمونیستی مشابه دانست.
اگرچه نحوه اجرای سیاستهای کمونیستی بسته به کشور و دوره تاریخی متفاوت بوده است، اما تمام نظامهای کمونیستی بر چهار ستون اصلی بنا شدهاند:
در نگاه کمونیستی، مالکیت خصوصی بر ابزارهای تولید (مانند کارخانهها، معادن و زمینهای کشاورزی) معنایی ندارد. هدف این است که تمام منابع حیاتی در اختیار جامعه یا نهادهای عمومی قرار بگیرد تا سود حاصل از آن، نه به جیب افراد خاص، بلکه به کل مردم برسد.
در نظامهای کمونیستی، بازار آزاد جای خود را به «برنامهریزی دولتی» میدهد. دولت نقش اصلی را در اقتصاد ایفا میکند و تصمیم میگیرد که چه چیزی تولید شود و چگونه بین مردم توزیع شود؛ هدف این است که اقتصاد از رقابت شخصی دور شده و در خدمت نیازهای عمومی قرار گیرد.
یکی از اهداف کلیدی این ایدئولوژی، از بین بردن شکافهای عمیق طبقاتی است. کمونیستها تلاش میکنند با ایجاد شرایط برابر اقتصادی و اجتماعی، فاصلهی بین فقیر و غنی را به حداقل برسانند تا همه افراد از قابلیتات مشابه برخوردار باشند.
هدف غایی یا آرمانی در نظریه مارکسیستی، ایجاد جامعهای است که در آن هیچ طبقه اجتماعی وجود نداشته باشد. در این مرحله، دولت بهعنوان یک نهاد کنترلگر نیز از میان میرود و جامعه بهصورت خودگردان و اشتراکی اداره میشود.
نکته:
باید توجه داشت که این اصول در طول تاریخ توسط کشورهای مختلف به شکلهای متفاوتی اجرا شدهاند و در عمل، نتایج و پیامدهای بسیار گوناگون و گاه متناقضی را بهدنبال داشتهاند.
کمونیسم نام یک ایدئولوژی و نظریه سیاسی و اقتصادی است؛ اما «کمونیست» به فردی گفته میشود که به این ایدئولوژی باور دارد یا از آن حمایت میکند. بنابراین، کمونیسم یک اندیشه و مکتب است، در حالی که کمونیست به فرد یا گروه پیرو این اندیشه گفته میشود.
برای درک تفاوت این دو، باید بدانیم دموکراسی یک «روش حکومتداری» است، اما کمونیسم یک «ایدئولوژی سیاسی و اقتصادی».
در دموکراسی؛ تمرکز اصلی بر مشارکت مردم، آزادی احزاب، حق انتخاب و انتقال مسالمتآمیز قدرت است اما در کمونیسم؛ قدرت سیاسی معمولاً در دست یک حزب (نظام تکحزبی) قرار دارد، رقابت سیاسی محدود است و اولویت اصلی با کنترل اقتصادی جامعه توسط دولت است.
سوسیالیسم دیدگاهی گسترده با هدف افت نابرابریهای مالی، رفاه عمومی و صعود نقش جامعه یا دولت در کنترل اقتصاد است اما کمونیسم شاخهای رادیکالتر از سوسیالیسم (بر پایه نظریه مارکس) با هدف نهایی ایجاد جامعهای جامعاً بدون طبقه، بدون مالکیت خصوصی است.
هر کمونیستی سوسیالیست است، اما هر سوسیالیستی الزاماً کمونیست نیست و همهی سوسیالیستها به دنبال نظام کمونیستی نیستند.
کمونیسم یک دین نیست، بلکه یک مکتب سیاسی و اقتصادی است. با این حال، کمونیسم کلاسیک و بهویژه کارل مارکس، نگاهی مفصلاً انتقادی به دین داشتند.
البته این موضع در همه جا یکسان نبوده و رویکرد حکومتهای کمونیستی مختلف در طول تاریخ نسبت به دین، فراز و نشیب و تفاوتهایی داشته است.
جریانهای چپ در تاریخ معاصر ایران حضوری فعال داشتهاند. شاخصترین آنها «حزب توده» بود که پس از جنگ جهانی دوم تأثیر زیادی بر فضای سیاسی ایران گذاشت.
واژه «رفیق» در فرهنگ سیاسی کمونیستی برای بازسازی روابط انسانی در حزب استفاده میشود. این واژه حامل پیامی است که میگوید:«همه ما در این مبارزه سیاسی، در یک سطح و با حقوقی برابر هستیم.» بنابراین، این کلمه بیش از آنکه یک لقب باشد، نمادی از اتحاد و همبستگی در جنبشهای چپ است.
کمونیسم و شیطانپرستی دو مفهوم مفصلاً متفاوت هستند.کمونیسم در حوزه «سیاست و اقتصاد» تعریف میشود و تلاش میکند مدلی برای اداره کل جامعه و ثروت ارائه دهد اما شیطانپرستی در حوزه «باورها و فلسفههای مذهبی/ضدمذهبی» قرار میگیرد.
این دو مفهوم هیچ نقطه اشتراکی در مبانی، اهداف و خاستگاه ندارند و اساساً قابل مقایسه با یکدیگر نیستند.
نویسنده:
محمد جواد عظیم
تاریخ:
جمعه
13 شهريور
1405
ساعت:
12:21
کمونیسم در ظاهر ساده به نظر میرسد، اما در باطن، دارای مفهومی عمیق و بحثبرانگیز است؛ ایدهای که رد پای آن در تحولات بزرگ تاریخی دیده میشود و هنوز هم در گفتمانهای سیاسی و اجتماعی، حضوری پررنگ دارد. اما معنی کمونیست چیست؟ آیا صرفاً نظریهای برای برقراری عدالت اقتصادی است یا جنبشی که جهان را از ریشه تغییر داد؟ کمونیستها دقیقاً چه کسانی هستند و چرا این نام را برای خود برگزیدهاند؟ در این بخش از نمناک، به دنبال پاسخ این پرسشها هستیم و ابعاد مختلف این اندیشه را واکاوی میکنیم.
«کمونیست کسی است که از آرمانهای مکتب کمونیسم دفاع میکند. از نظر یک کمونیست، تمامی منابع و ابزارهای تولید باید بهطور عمومی در اختیار جامعه باشند تا شکاف طبقاتی به حداقل برسد. خلاصه اینکه، کمونیستها سعی میکنند با فعالیتهای مختلف سیاسی و اجتماعی، جامعهای برابر بسازند.»
در پاسخ به سوال متداول کاربران ” کمونیزم یعنی چه؟ ” باید بگوییم، کمونیسم یا کمونیزم یک مکتب سیاسی و اقتصادی با هدف برپایی جامعهای بدون طبقه و بر پایه مالکیت عمومی است.
کمونیسم زبان ساده، میگوید منابع اصلی تولید مثل کارخانهها، معادن و سرمایههای کلان نباید در انحصار عدهای خاص باشد، بلکه باید در اختیار عموم مردم قرار بگیرد تا شکافهای طبقاتی از بین برود و منابع بهطور عادلانهتری توزیع شود. در نهایت، هدفِ نظریهی مارکسیستیِ کمونیسم، رسیدن به جامعهای است که در آن نه تنها خبری از طبقات اجتماعی نیست، بلکه ساختار «دولت» (به عنوان ابزار سلطه بر جامعه) نیز دیگر معنایی ندارد.
هر دو عبارت «کمونیزم» و «کمونیسم» در زبان فارسی به کار میروند، اما واژه معیار و رایجتر، «کمونیسم» است. بنابراین، توصیه میشود در متون رسمی و آموزشی، از این شکل استفاده کنید.
در دهههای گذشته، بسیاری از کشورهای جهان، از جمله اتحاد جماهیر شوروی و کشورهای بلوک شرق، تحت حاکمیتهای کمونیستی قرار داشتند. در روز جاریه نیز کشورهایی مانند چین، ویتنام، لائوس، کوبا و کره شمالی توسط احزاب کمونیست هدایت میشوند. البته سیاستهای اقتصادی و حکومتی در این کشورها مسیرهای متفاوتی را طی کرده است؛ بنابراین نمیتوان همه آنها را لزوماً یک نوع نظام کمونیستی مشابه دانست.
اگرچه نحوه اجرای سیاستهای کمونیستی بسته به کشور و دوره تاریخی متفاوت بوده است، اما تمام نظامهای کمونیستی بر چهار ستون اصلی بنا شدهاند:
در نگاه کمونیستی، مالکیت خصوصی بر ابزارهای تولید (مانند کارخانهها، معادن و زمینهای کشاورزی) معنایی ندارد. هدف این است که تمام منابع حیاتی در اختیار جامعه یا نهادهای عمومی قرار بگیرد تا سود حاصل از آن، نه به جیب افراد خاص، بلکه به کل مردم برسد.
در نظامهای کمونیستی، بازار آزاد جای خود را به «برنامهریزی دولتی» میدهد. دولت نقش اصلی را در اقتصاد ایفا میکند و تصمیم میگیرد که چه چیزی تولید شود و چگونه بین مردم توزیع شود؛ هدف این است که اقتصاد از رقابت شخصی دور شده و در خدمت نیازهای عمومی قرار گیرد.
یکی از اهداف کلیدی این ایدئولوژی، از بین بردن شکافهای عمیق طبقاتی است. کمونیستها تلاش میکنند با ایجاد شرایط برابر اقتصادی و اجتماعی، فاصلهی بین فقیر و غنی را به حداقل برسانند تا همه افراد از قابلیتات مشابه برخوردار باشند.
هدف غایی یا آرمانی در نظریه مارکسیستی، ایجاد جامعهای است که در آن هیچ طبقه اجتماعی وجود نداشته باشد. در این مرحله، دولت بهعنوان یک نهاد کنترلگر نیز از میان میرود و جامعه بهصورت خودگردان و اشتراکی اداره میشود.
نکته:
باید توجه داشت که این اصول در طول تاریخ توسط کشورهای مختلف به شکلهای متفاوتی اجرا شدهاند و در عمل، نتایج و پیامدهای بسیار گوناگون و گاه متناقضی را بهدنبال داشتهاند.
کمونیسم نام یک ایدئولوژی و نظریه سیاسی و اقتصادی است؛ اما «کمونیست» به فردی گفته میشود که به این ایدئولوژی باور دارد یا از آن حمایت میکند. بنابراین، کمونیسم یک اندیشه و مکتب است، در حالی که کمونیست به فرد یا گروه پیرو این اندیشه گفته میشود.
برای درک تفاوت این دو، باید بدانیم دموکراسی یک «روش حکومتداری» است، اما کمونیسم یک «ایدئولوژی سیاسی و اقتصادی».
در دموکراسی؛ تمرکز اصلی بر مشارکت مردم، آزادی احزاب، حق انتخاب و انتقال مسالمتآمیز قدرت است اما در کمونیسم؛ قدرت سیاسی معمولاً در دست یک حزب (نظام تکحزبی) قرار دارد، رقابت سیاسی محدود است و اولویت اصلی با کنترل اقتصادی جامعه توسط دولت است.
سوسیالیسم دیدگاهی گسترده با هدف افت نابرابریهای مالی، رفاه عمومی و صعود نقش جامعه یا دولت در کنترل اقتصاد است اما کمونیسم شاخهای رادیکالتر از سوسیالیسم (بر پایه نظریه مارکس) با هدف نهایی ایجاد جامعهای جامعاً بدون طبقه، بدون مالکیت خصوصی است.
هر کمونیستی سوسیالیست است، اما هر سوسیالیستی الزاماً کمونیست نیست و همهی سوسیالیستها به دنبال نظام کمونیستی نیستند.
کمونیسم یک دین نیست، بلکه یک مکتب سیاسی و اقتصادی است. با این حال، کمونیسم کلاسیک و بهویژه کارل مارکس، نگاهی مفصلاً انتقادی به دین داشتند.
البته این موضع در همه جا یکسان نبوده و رویکرد حکومتهای کمونیستی مختلف در طول تاریخ نسبت به دین، فراز و نشیب و تفاوتهایی داشته است.
جریانهای چپ در تاریخ معاصر ایران حضوری فعال داشتهاند. شاخصترین آنها «حزب توده» بود که پس از جنگ جهانی دوم تأثیر زیادی بر فضای سیاسی ایران گذاشت.
واژه «رفیق» در فرهنگ سیاسی کمونیستی برای بازسازی روابط انسانی در حزب استفاده میشود. این واژه حامل پیامی است که میگوید:«همه ما در این مبارزه سیاسی، در یک سطح و با حقوقی برابر هستیم.» بنابراین، این کلمه بیش از آنکه یک لقب باشد، نمادی از اتحاد و همبستگی در جنبشهای چپ است.
کمونیسم و شیطانپرستی دو مفهوم مفصلاً متفاوت هستند.کمونیسم در حوزه «سیاست و اقتصاد» تعریف میشود و تلاش میکند مدلی برای اداره کل جامعه و ثروت ارائه دهد اما شیطانپرستی در حوزه «باورها و فلسفههای مذهبی/ضدمذهبی» قرار میگیرد.
این دو مفهوم هیچ نقطه اشتراکی در مبانی، اهداف و خاستگاه ندارند و اساساً قابل مقایسه با یکدیگر نیستند.
نویسنده:
محمد جواد عظیم
تاریخ:
جمعه
13 شهريور
1405
ساعت:
12:21